از موقعیّت خانوادگى و موقعیّت اجتماعى افراد استفاده کنیم، القابى را به کار ببریم که محبوب همه است، از سادهترین کار و از بزرگان و خودىها شروع کنیم، از سرچشمهى گناهان نهى کنیم، از رفتارها و انحرافات کوچک غافل نباشیم، عوارض و پیامدهاى فساد و انحراف را بیان کنیم ، سعی کنیم تا امر به معروف و نهى از منکر در کنار هم باشد و حتّى براى جلوگیرى از یک منکر از یک فرد اقدام کنیم.
با کرشمه سخن گفتن زن، بى تقوایى است !
«یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً ؛ اى همسران پیامبر! شما مثل یکى از زنان (عادّى) نیستید. اگر تقوا پیشهاید پس به نرمى و کرشمه سخن نگویید تا (مبادا) آن که در دلش بیمارى است طمعى پیدا کند، و نیکو و شایسته سخن بگویید. » (احزاب 32)
در آیات گذشته سخن از موقعیت و مسئولیت سنگین همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، در آیه مورد بحث این موضوع هم چنان ادامه مىیابد و طى آیاتى هفت دستور مهم به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) مىدهد.
نخست در مقدمه کوتاهى مىفرماید:" اى همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) شما مثل یکى از زنان عادى نیستید اگر تقوا پیشه کنید" (یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ).
شما به خاطر انتسابتان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) از یک سو، و قرار گرفتنتان در کانون وحى و شنیدن آیات قرآن و تعلیمات اسلام از سوى دیگر داراى موقعیت خاصى هستید که مىتوانید سرمشقى براى همه زنان باشید، چه در مسیر تقوا و چه در مسیر گناه.
بنا بر این موقعیت خود را درک کنید و مسئولیت سنگین خویش را به فراموشى نسپارید و بدانید که اگر تقوا پیشه کنید در پیشگاه خدا مقام بسیار ممتازى خواهید داشت.
و به دنبال این مقدمه که آنها را براى پذیرش مسئولیتها آماده مىسازد و به آنها شخصیت مىدهد نخستین دستور در زمینه عفت صادر مىکند و مخصوصا به سراغ یک نکته باریک مىرود تا مسائل دیگر در این رابطه خود بخود روشن گردد، مىفرماید : « بنا بر این به گونهاى هوسانگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند ؛«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ »
بلکه به هنگام سخن گفتن، جدى و خشک و بطور معمولى سخن بگوئید، نه همچون زنان کم شخصیت که سعى دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توام با ادا و اطوار مخصوصى است که افراد شهوت ران را به فکر گناه مىافکند سخن بگوئید.
تعبیر به" الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ" (کسى که در دل او بیمارى است) تعبیر بسیار گویا و رسایى است از این حقیقت که غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است، اما هنگامى که از این حد بگذرد نوعى بیمارى خواهد بود تا آنجا که گاه به سر حد جنون مىرسد که از آن تعبیر به" جنون جنسى" مىکنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از این بیمارى روانى را که بر اثر طغیان این غریزه و تن در دادن به انواع آلودگیهاى جنسى و محیطهاى کثیف به وجود مىآید در کتب خود شرح دادهاند.
وقتى به زنان پیامبر که بیشترشان پیر و سالخورده بوده و زندگى سادهاى داشتند هشدار داده مىشود که با کرشمه و ناز سخن نگویند، زنان جوان و زیبا باید حساب کار خود را بکنند
در پایان آیه دومین دستور را به این گونه شرح مىدهد:" شما باید به صورت شایستهاى که مورد رضاى خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) و توام با حق و عدالت باشد سخن بگوئید" (وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً).
در حقیقت جمله لا تخضعن بالقول اشاره به کیفیت سخن گفتن دارد و جمله قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً اشاره به محتواى سخن.
البته" قول معروف" (گفتار نیک و شایسته) معنى وسیعى دارد که علاوه بر آنچه گفته شد، هر گونه گفتار باطل و بیهوده و گناهآلود و مخالف حق را نفى مىکند.
ضمنا جمله اخیر مىتواند، توضیحى براى جمله نخست باشد، مبادا کسى تصور کند که باید برخورد زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) با مردان بیگانه دور از ادب باشد، بلکه باید برخورد شایسته و مؤدبانه و در عین حال بدون هیچگونه جنبههاى تحریک آمیز داشته باشد.
پیامهای مهم آیه:
1ـ حساب خانواده رهبران دینى از سایرین جداست و باید بیش از دیگران مراقب رفتار خود باشند. «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ» (موقعیّت اجتماعى، محدودیّت آور است.)
2ـ وقتى به زنان پیامبر که بیشترشان پیر و سالخورده بوده و زندگى سادهاى داشتند هشدار داده مىشود که با کرشمه و ناز سخن نگویند، زنان جوان و زیبا باید حساب کار خود را بکنند. «یا نِساءَ النَّبِیِّ ... فَلا تَخْضَعْنَ» ...
3ـ با کرشمه سخن گفتن زن، بى تقوایى است. «إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»
4ـ قرآن براى سخن گفتن نیز آدابى بیان مىکند. «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»
5ـ افراد آلوده، از مقدّسات نیز دست طمع بر نمىدارند. «یا نِساءَ النَّبِیِّ ... فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»
6ـ نباید گفتار و رفتار زن تحریک کننده باشد. «فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»
7ـ در جامعهى نبوى نیز همهى افراد سالم نیستند. «فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»
8ـ نباید کارى کنیم که حتّى یک نفر دچار گناه و فساد شود. «الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ» و نفرمود «الذین فى قلوبهم»
9ـ چشم چرانى و هوسبازى یک بیمارى روحى است. «فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»
10ـ گرچه کسى که بیمار دل است مشکل دارد، «فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ» امّا من نباید کارى کنم که او را تحریک کند. «فَلا تَخْضَعْنَ ... فَیَطْمَعَ»
11ـ طورى سخن بگویید که هم محتوا خوب باشد «قَوْلًا مَعْرُوفاً» و هم شیوه، سالم باشد. «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»
چند اصل مهم در نهى از منکر که از این آیه استخراج مىشود:
1ـ از موقعیّت خانوادگى افراد کمک بگیریم. «یا نِساءَ النَّبِیِّ»
2ـ از موقعیّت اجتماعى افراد استفاده کنیم. «لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ»
3ـ القابى را به کار ببریم که محبوب همه است. «إِنِ اتَّقَیْتُنَّ»
4ـ از سادهترین کار شروع کنیم. «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»
5ـ از بزرگان و خودىها شروع کنیم. «یا نِساءَ النَّبِیِّ»
6ـ از سرچشمهى گناهان نهى کنیم. «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ»
7ـ از رفتارها و انحرافات کوچک غافل نباشیم. «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»
8ـ عوارض و پیامدهاى فساد و انحراف را بیان کنیم. «فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»
9ـ امر به معروف و نهى از منکر در کنار هم باشد. «فَلا تَخْضَعْنَ ... قُلْنَ»
10ـ حتّى براى جلوگیرى از یک منکر از یک فرد اقدام کنیم. «فَیَطْمَعَ الَّذِی» نفرمود: «فیطمع الذین»
11ـ با هوس و آرزوى گناه هم باید مبارزه کرد تا چه رسد به خود گناه. «فَیَطْمَعَ»
منابع:
1- تفسیر نور ، ج 9
2- تفسیر نمونه ، ج 17