|
مطالب -
مذهبي
|
|
نوشته شده توسط مدیر داخلی سایت
|
|
جمعه, 27 آذر 1388 ساعت 09:27 |
|
آیا خود ارضایی در مورد زنان گناه است؟
اگر هست چه مجازاتی دارد؟چگونه می توان از اعتیاد روانی به این مسیله رهایی یافت؟
متن پاسخ: -خواهر گرامی ؛ با عرض سلام و تشکر خود ارضايي يا استمنا از نظر اسلام حرام و گناه است و در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست. قرآن كريم ميفرمايد: "هر كس از راهي، غير از همسرش، شهوتش را دفع كند، از تجاوز كاران است".[1] يعني از حكم الهي و انساني تجاوز كرده است. پيامبر اكرم(ص) فرمود: "هر كس شهوتش را با دست ( و هر طريق ديگري غير از مسير طبيعي و ازدواج) دفع كند، مورد لعنت و نفرت خداوند است".[2] امام صادق(ع) فرمود: "خود ارضايي (يا دفع شهوت از غير مسير طبيعي) از گناهان بزرگ است".[3] نيز فرمود: "خداوند با نظر رحمت به استمنا كننده نمي نگرد".[4] فعل حرام، عصيان و مخالفت با فرمان حق تعالي است. كم و زيادش در حكم اصلي تفاوت ايجاد نمي كند. هر مقدار به اندازة خود گناه است. اگر كم صورت گيرد، به اندازة خود و اگر زياد باشد، به همان اندازه، اما در مورد تعداد دفعات زياد، گناه ديگري هم هست و آن تكرار گناه است كه تكرار و اصرار بر گناه، گناه ديگري محسوب ميشود. پيامبر اكرم(ص) فرمود: "لا تنظروا الي صِغِرَ الذنب و لكن انظروا اِلي مَنِ اجتَر أتم؛[5] به كوچكي گناه منگريد، بلكه بر عظمت و بزرگي كسي بنگريد كه نسبت به او گستاخي و نافرماني كردهايد". از ديدگاه پزشكان استمنا آثار زيانباري بر جسم و روح و روان وارد مي سازد که ذیلا مطالبی به استحضار می رسد. الف. آسيبهاى جسمانى 1. ضعف و تحليلِ قواىِ جسمانى كاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبرانناپذير خودارضايى است. احساس خستگى عارضه طبيعى انزال است، اگر خودارضايى در شبانه روز به دفعات تكرار شود.اين احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتيجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبيت شده و يك طبيعت ثانوى براى او ايجاد مىكند. كاهش و تخليه مكرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پيرى زودرس مىانجامد. ... وقتى قلم به دست مىگيرم زود خسته مىشوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمين مىگذارم تا وقتى كه دستم كمى قدرت پيدا كند و دوباره بنويسم. «نامهاى از يك جوان» ... آن چه امروز برايم باقى مانده است (از ناحيه اين عمل) جسمى نحيف و درهم شكسته است. «نامهاى از يك جوان». ... با اين كه ورزشكارم زانوهايم مرتب سست مىشود. «پسرى 18 ساله» من كه دخترى پر جنب و جوش و داراى چهرهاى روشن بودم، كم كم به دخترى بى حال، كم تحرك و رنگ پريده مبدل شدم. «دخترى 15 ساله، كلاس اول تجربى» لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تيرگى چهره، از نشانهها و عوارض ضعف جسمانى است. متأسفانه ضعف جسمانى به همين جا ختم نمىشود ، بلكه كل بدن را ساقط مىكد. شخصى كه مبتلا به اين عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شديد در خود احساس كرده، كمر درد او را آزار ميدهد تا اين كه به فلج عمومى بدن مبتلا ميشود. 2. ضعف بينايى خود ارضاى به تدريج در نور چشم و قدرت بينايى اثر مىگذارد و آن را كاهش مىدهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضايى دارد و اين به حدى است كه گاه به نابينايى منجر مىشود. با اين كه اهل ورزش هستم چشمانم خسته مىشود و جلو چشمم تيره و تار مىشود به حدى كه سرگيجه مىگيرم آيا اين از عوارض خودارضايى است؟ «نامهاى از يك پسر 18 ساله» جوانى كه هشت سال مبتلا به خودارضايى بود وقتى مىخواست كتابى را بخواند چشم هايش سياهى مىرفت، حدقههاى چشم او بيش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشمهاى خود درد شديد احساس مىكرد. (به نقل از مشكلات جنسى نسل جوان). روزى در يكى از خيابانهاى يزد چشمم به جوانى حدوداً بيست و پنج ساله افتاد كه در اثر نابينايى به همراه برادرش حركت مىكرد، چون با برادرش آشنا بودم جلو رفتم و سؤال كردم: چرا چنين شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضايى) بوده است و دست از اين كار برنداشته است تا به اين روز افتاد. (همان). 3. آسيبپذيرى در برابر بيمارى ها تحليل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذيرش ساير بيمارىها را فراهم مىآورد. جسمى كه با خود ارشايى ضعيف شده است نمىتواند در مقابل ميكروبها و ويروسها از خود دفاع كند. جوانى مبتلا به اين عمل شوم بود، در همين حين به يكى از بيمارىهاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضايى مىكرد، در روز ششم بيمارى كاملاً ضعيف شده بود و در نتيجه مرگ او را فراگرفت. 4. آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانىهاى جنسى و توليد مثل خودارضايى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مىگذارد. دكتر «هوچنين سون» معتقد است كه عموم ناراحتىهاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضايى است. بعضى ازاين اثرات عبارت اند از: تورم غدد وذى تورم كانال نطفه تورم قسمت پايينى و عقب كانال ادرار شل شدن عضلات تناسلى خروج بى اختيار منى با كوچكترين حادثه ايجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چركى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران از بين رفتن پرده بكارت ارضاى ناكامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج ناتوانى و تأخير توليد مثل به خاطر ضعف مكرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام بيماريهاى مقاربتى عقيم شدن 5. آسيب مراكز عصبى و غدد در مغز در اثر خودارضايى و تحريك زياد، هيپوتالاموس آسيب مىبيند. مغز و مراكز حساس ديگر مكرراً دچار كاهش نسبى جريان خود مىشوندن و از اين طريق آسيبهاى جبرانناپذير و بر آنها وارد مىشود. تخليههاى مكرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مىشود. خودارضايىهاى مكرر، مركز عصبى را دچار حساسيت و ضعف و خستگى و اختلال مىسازد. به گفته يكى از دانشمندان، خود ارضايى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آنها مىشود. به طور كلى اختلال قواى بينايى، شنوايى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز كردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است. ... قسمتهاى عمده بدن من يعنى قلب و اعصابم به هم ريخته است. «نامهاى از يك جوان» و تو اى جوان عزيز به خود آى و اين آسيبها را جلوى چشم خويش تابلو كن و با تأملدر اين منظره نامطلوب و غيرقابل قبول، خود را از دام اين بلا نجات بده. كم خونى؛ كم اشتهايى و مشكلات گوارشى؛ كم خوابى و اختلال در خواب؛ تنگى نفس؛ سر درد و سرگيجه؛ پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات. همگى از آسيبهاى جسمى خودارضايى هستند. ب. آسيبهاى روحى - روانى 1. ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى همان گونه كه گذشت، يكى از پى آمدهاى خودارضايى، ضعف و تحليل قواى جسمانى است و اين به نوبه خود ناشى از اختلال در عملكرد سيستم مغز و اعصاب است. اختلال در اين سيستم موجب مىشود كه بخش حافظه كارايى لازم را نداشته باشد. علاوه بر اين، شخصِ مبتلا به خودارضايى به خاطر تمركز در اين عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمركز فكرى است كه اين خود عامل ديگرى براى كاهش مستمر حافظه است. از عوامل حفظ و تقويت حافظه آن است كه فرد به كارهاى علمى و فكرى مشغول باشد در حالى كه شخص خودارضا از كارهاى علمى و فكرى باز مىماند و اين خود عامل ديگرى براى ضعف حافظه چنين اشخاصى است. ... استعداد كافى داشتم و تحصيل مىكردم اما اكنون استعدادم كم شده و مطالب را درست درك نمىكنم و با فشار و سختى به تحصيل ادامه مىدهم. «نامهاى از يك دانشآموز» 2. اضطراب دلهره و دلواپسى از ويژگىهايى است كه دائماً فرد خودارضا را رها نمىكند، او مرتب با خود درگير است و نمىتواند با خود كنار آيد. افكار آشفته، وسواس فكرى، بى ثباتى، درهم ريختگى فكرى دامن گير اوست: «نكند كسى بفهمد»، «كى و چگونه اين كار را تكرار كنم»، «كى مىشود نجات پيدا كنم» و.. لحظهاى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقير خود به علت ارتكاب گناه، شخصيت او را در هم مىكوبد. گاهى تأخير در ترك و اين كه بعد از ترك چه مىشود، امان او را مىگيرد. ... آيا با تركِ خودارضايى باز هم علائم آن باقى مىماند. «امضا: همدم مرگ» ... آيا پس از ترك مىتوانم ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم؟ آيا بخشوده خواهم شد؟ «نامهاى از يك جوان» آن چه امروز از اين عمل برايم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراكم است. «نوجوان 17 ساله تهرانى» 3. افسردگى بى احساسى و بى تفاوتى، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشهگيرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانههاى بارز و حتمى افسردگى است. 4. پرخاشگرى و بداخلاقى شخصِ خودارضا نسبت به كوچكترين محرك محيطى حساس است، حوصله گفت و گو با ديگران را ندارد، زود رنج است و سريعاً از كوره در مىرود، به نور زياد، صدا، رفت و آمد و... حساسيت فوقالعاده دارد. 5. يأس از زندگى ... در سنين 16 يا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودكشى زدم ولى موفق نشدم، اكنون در ميان توفان مرگبارى به اين سو و آن سو مىروم، شايد هم يك سويش نابودى باشد. «نامهاى از يك جوان» ... تصميم گرفتهام اگر راهى برايم نباشد خودكشى كنم.... «دختر 18 ساله تهرانى» 6. از بين رفتن خلاقيتها، توانايىها و سركوب شدن استعدادها. 7. عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليتهاى فكرى. 8. هوس باز و بىبند و بار شدن و اعتياد به ارضاى جنسى نامشروع. 9. بى عاطفه، كم رو و خجل. 10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده. 11. از بين رفتن صفاى دل و بى علاقهگى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... . 12. احساس گناه، عذاب وجدان. ج) آسيبهاى اجتماعى خودارضايى يك حس گريز از اجتماع پديد مىآورد كه در اثر افراط و تكرار در او ريشهدارتر خواهد شد. فرد در گوشهاى خود را منزوى و به افكار دور و دارز مىپردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مىگردد و حيات جمعى را دچار مخاطره مىسازد. فردِ خودارضا به غير از ميل به انزواجويى در عرصه اجتماعى نيز با مردم جوششى ندارد و از زندگى جمع احساس لذت نمىكند. اينجاست كه نه تنها شخصيت اجتماعى و انسانى چنين افرادى تدريجاً متزلزل شده بلكه جامعه نيز از وجود نيرو جوان و پرانرژى محروم گرديده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مىشود. اين دسته از آسيبها عبارت اند از: 1. بى آبرويى؛ 2. مشكلات خانوادگى؛ 3. انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشكل دوست يابى؛ 4. مشكلاتى در ازدواج از قبيل: عدم پذيرش در خواستگارى اكنون خواستگاران فراوانى دارم كه هر يك از ديگرى بهتر هستند. به دليل همين مسأله (خودارضايى و از دست دادن بكارت) است كه مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم بدون اينكه پدر و مادرم علت نپذيرفتن من را بدانند. «دخترى 18 ساله از تهران» بر اثر خودارضايى دامنم لكه دار شده و حالا خواستگاران فراوانى دارم كه هركدام از ديگرى بهتر است. به من بگوييد چه كار كنم. «نامهاى از يك دختر جوان» بى ميلى به ازدواج و تأخير در آن بى ميلى به همسر ناتوانى در مقاربت صحيح و ارضاى جنسى خود و همسر ناسازگارى خانوادگى سرد بودن كانون خانواده ناتوانى در برابر مشكلات و سختىها پس از ازدواج طلاق و متزلزل شدن كانون خانواده 5. افت تحصيلى اين كار روى تحصيلات من به شدت اثر گذاشت، من كه تا سال سوم راهمايى جزء شاگردان خوب كلاس بودم، در سال سوم راهنمايى، ثلث اول يك تجديدى آوردم. «دختر 15 ساله» 6. بزهكارى 7. عدم علاقه نسبت به فداكارى، خدمتگزارى به همنوعان و... 8. لذت نبردن از دوستىها و مهر و محبتها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بريدن از آنان. 9. از بين رفتن عزت، پاكدامنى، شرف و حيا. 10. انحطاط و انحراف فكرى و عملى خود و به انحراف كشيدن ديگران. 11. ايجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نواميس ديگران. 12. سوء استفاده جنسى و تجاوز به كودكان. 13. ترويج و اشاعه فحشا و منكرات. 14. شيوع بيمارىهاى مقاربتى در جامعه. 15. حسادت و بدبينى. د) آسيبهاى معنوى و اخروى همه آسيبهاى سه گانه كه سخن از آنها به ميان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسيب معنوى به اين راحتى قابل جبران نيست چون اولاً: آسيب به قلب و دل است كه هيچ بعد از وجود آدمى به ارزش، كارايى، حساسيت و لطافت قلب و دل او نيست. به تعبير قرآن و روايات اسلامى، گناه به انسان سرازير مىشود و آن را فاسد و از كار مىاندازد. ثانياً: اين آسيب فقط دنيوى نيست. قرآن كريم مىفرمايد: چنين نيست كه بعضى خيال مىكنند، بلكه اعمال خلافشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته، لذا از درك حقيقت واماندهاند: «كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون»؛ (مطففين، آيه 14) كلمه «ران» در آيه مذكور به معناى زنگار است. زنگ يا زنگار در امور مادى همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مىنشيند، همان لايه قرمز رنگى كه بر اثر رطوبت هوا روى آهم و مانند آن ظاهر مىشود و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است. (تفسير نمونه، ذيل آيه 14 مطففين.) آرى، بدترين اثر گناه، تاريك ساختن قلب و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازير قلب مىشوند» (همان) مرحوم علامه طباطبايى رحمه الله در تفسير الميزان (ذيل آين مطففين: 14)مىفرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مىشود: 1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مىدهند؛ 2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمى حق و حقيقت را درك كند؛ 3. نفس آدمى به حسب طبع اوليهاش صفا و جلايى دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك ميكند. قلب از ديدگاه قرآن جايگاه مهمى دارد قرآن كريم اولاً: قلب را مهمترين مركز شناخت در انسان معرفى مىكند. ثانياً: بيمارى قلب را مهمترين بيمارى به حساب مىآورد و از اين بيمارى به تعابير مختلف و عجيب ياد مىكند: قلب بيمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، كور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب. كه جمعاً بيش از هفتاد و دو مورد آمده است. در اهميت گناه از ديدگاه اسلام همين بس كه اسلام اولاً: كيفر و اثر آن را منحصر به دنيا نكرده است.(مائده، آيه 33)ثانياً: از انديشه و فكر گناه هم منع كرده است تا گناه را از سرچشمه خشك كند. على (ع) مىفرمايد: كسى كه در انجام گناه زياد فكر كند، بالاخره به گناه كشيده مىشود (غررالحكم). ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بيمارى ياد كرده است. (على (ع) براى دلها بيمارىاى، دردناكتر از گناه نيست (بحار الانوار، ج 73، ص 342). رابعاً: از رفاقت و دوستى با گنهكار و شركت در مجالس گناه به شدت نهى كرده است. على (ع): بر فرد مسلمان شايسته نيست كه با گنهكار طرح رفاقت و دوستى بريزد. (وسائل الشيعه، ج2، ص 269). خامساً: ترك گناه را بهترين عبادت برشمرده است. (على (ع): برترى عبادت، دورى گزيدن از گناه است.) اينها بخش بسيار اندك از هشدارهايى است كه اسلام براى دفع اثر زيانبار گناه به انسانها داده است. براى اين كه به تأثير گناه بر دل و قلب بيشتر پى ببريم، به عنوان نمونه به ذكر چند روايت اكتفا مىكنيم: رسول اكرم (ص) مىفرمايد: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتكب مىشود، لكه سياهى در قلبش پيدا مىشود كه اگر دل از آن بكند و توبهكرده و از خداوند آمرزش طلبد دوباره قلبش شفاف مىشود و اگر گناه را ادامه دهد، سياهى تمام قلبش را فرا مىگيرد. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين) رسول گرامى اسلام(ص): وقتى حرامها ناديده گرفته شود و كسى مرتكب آنها شود، خداوند طورى بر دلش مهر مىزند كه بعد از آن ديگر قدرت درك و فهم را نداشته باشد. (محمد هويدى، التفسير المعين.) ديگرى بر قلب وارد شود به جايى مىرسد كه تمام قلب را فرا گرفته و آن را وارونه مىكند. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين) ظرف، وقتى وارونه شود هيچ چيز در آن قرار نمىگيرد، قلب هم در اثر گناه طورى وارونه مىشود كه ديگر علم و حقيقت در آن جاى نمىگيرد. خودارضايى هم كه اسلام به شدت از آن نهى كرده است شايد از همين بابد باشد كه اثر در قلب و دل آدمى مىگذارد و آثار روحى و روانى خودارضايى كه در بخش (ب) بيان گرديد، عمدتاً از همين بيمارى دل ناشى مىشود. در اين جا چند روايت در مورد اثر معنوى گناه خودارضايى بيان مىكنيم به اميد آن كه تو اى جوان عزيز و برومند، اى كه چشم اميد پدر ومادر و جامعه به توست، اى آينده ساز خود و جامعه اسلامى و بالاخره تو اى مبتلا به اين گنه خانمانسوز و هلاكت بار به خود آيى و تا دير نشده خود را از اين مهلكه و باتلاق نجات دهى، بدان كه مىتوانى، حتماً مىتوانى! 1. امام صادق(ع): روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمىكند و از چشم خدا مىافتد. (ميزان الحكمة، ح 18749) 2. رسول خدا(ص): لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. (همان، ح 18748) 3. رسول خدا(ص): كسى كه خودارضايى مىكند، ملعون است. (همان، ح 18751) 4. امام صادق(ع): خودارضايى گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. (همان، ح 18750) 5. امام صادق(ع): براى كسى كه خودارضايى كند در قيامت عذاب دردناكى در نظر گرفته شده است. (همان، ح 18749) در پايان توجه شما را به تحقيقى كه حاصل بررسى 400 نامه رسيده از نوجوانان كشور به برنامه آينده سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه 1367 است جلب مىكنيم. طبق اين تحقيق افرادى كه مبتلا به خودارضايى مىباشند. به ناراحتىهاى زير مبتلا گشتهاند: 1. ضعيف شدن چشم؛ 2. لاغر شدن صورت؛ 3. ضعف اعصاب؛ 4. تحليل رفتن بدن؛ 5. سردرد و سرگيجه؛ 6. سرماخوردگى زود به زود؛ 7. كم خونى؛ 8. سست شدن زانو؛ 9. سياه شدن دور چشم؛ 10. ضعف حافظه؛ 11. زرد شدن صورت؛ 12. ضعف و اختلالات شنوايى؛ 13. جوش صورت؛ 14. گوشهگيرى؛ 15. اختلال در خواب؛ 16. ايجاد حالت وسواس و ترديد؛ 17. افت تحصيلى. براي جلوگيري از خود ارضايي به نكات زير توجه فرماييد: 1ِـ بر اساس تحقيقات به عمل آمده، بيشتر افراد مبتلا به استمنا اظهار كرده اند ، آن قدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين كار بردارند. اينان خود را غريقي مي بينند كه ميان امواج خروشان دريا گرفتار شده اند، در حالي كه حقيقيت اين نيست. در طول زندگي به موازات رشد بدني، اراده نيز تعميق مي يابد و انسان در هر شرايطي قادر به تسلط بيشتر بر خواسته هاي خود مي باشد. بنابراين اولين راهكار تقويت اراده است. عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند: 1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون. 2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است. 3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام. 4ـ تلقين مثبت. همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه ارادة انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است. پل ژاگو مي گويد: «وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را كه در نتيجة ترك آن عايد مي شود، در روح خود تصور كنيم، در نتيجة اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريك يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترك آن را در خود احساس مي كنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا كنيم، مؤثر تر از مواقع ديگر خواهد بود. به طور كلي، متمركز ساختن فكر در كاري كه مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم كافي است». بنابراين بايد خود را باور كنيد و ترس و شكست را به خود راه ندهيد. بدانيد كه اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلكه در عمل نيز افراد زيادي توانسته اند بر عادات ناپسند غلبه كنند و به حال طبيعي برگردند. 2ـ گسترش دايرة ارتباطات: افراد مبتلا به انحرافات اخلاقي و جنسي معمولاً از بُعد ارتباطي، آسيب ديده و تنهايي را برگزيده اند. درمان خودارضايي وقتي ميسر است كه از انزوا خارج شويد و به جمع بپيونديد. در محيط دانشگاه در فعاليت هاي فوق برنامه مانند اردوهاي دانشجويي يا فعاليت هاي هنري مانند شعر، سرود، بازي در نمايش، تئاتر و غيره حضور فعال داشته باشيد. 3ـ تغيير زاويه نگرش و عمل: يكي از شيوه هاي درمان خودارضايي، تغيير جهت دادن انرژي رواني جوان از هدف هاي جنسي به هدف هاي فرهنگي و هنري است. البته انتخاب اهداف مذكور بستگي به استعدادها و توان هاي جوان دارد. گرايش به معنويت يك نوع تصعيد نيز مي تواند حساب شود. به طور كلي منظور آن است كه هر وقت خواستيد به عادت ناپسند روي آوريد، فوراً خود را مشغول كار ديگري كنيد كه به آن علاقه داريد. 4ـ مثبت گرايي: هرگونه منفي گرايي و احساس پوچي، درمان خودارضايي را به تأخير مي اندازند، در عوض اصلاح فكر و مثبت گرايي، گام مؤثري در ترك خودارضايي محسوب مي شود. قطعاً درگذشته موفقيت هايي داشته ايد، مانند موفقيت در درس ها يا حرفه و شغل كه بسياري از جوانان آرزوي آن را دارند. اين پيروزي را مورد توجه قرار دهيد و بر نقاط مثبت خويش و خود باوري و ايمان به خود پافشاري كنيد. در اين صورت احساس مي نماييد هنوز قادريد زندگي نويني را بيافرينيد. 5ـ اميد آفريني: بيش تر افرادي كه دچار خودارضايي شده اند، از دو جهت نگراني دارند: از گذشته و از عوارض جسمي و رواني.از اين رو احساس نا اميدي مي كنند ؛ در حالي كه آنان نبايد تصوّر كنند بعد از چند بار توبه و شكستن آن، ديگر اميدي وجود ندارد. در توبه هميشه به روي بندگان گناهكار باز است و امكان بازگشت فراهم مي باشد. اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي باز آي امام باقر(ع) فرمود: «محبوب ترين افراد پيش خدا گناهكاراني هستند كه بيشتر در معرض گناه بوده و توبه كرده اند. كافي است از صميم دل توبه كنيد و بر ترك گناه تصميم بگيريد. اگر اين اتفاق بيفتد، مانند كسي هستيد كه اصلاً گناهي مرتكب نشده است. در مورد زيان هاي جسمي و رواني ناشي از خود ارضايي مانند احساس درد در ناحيه چشم و گودي چشم و غيره، همة اين عوارض، در پرتو معالجات و تدابير درماني قابل جبران است. 6ـ درمان تدريجي: ترك عادت نامطلوب به طور ناگهاني و دفعي امكان پذير نيست، بلكه هرگونه تغيير نيازمند فرصت بخشيدن وگذشت زمان خواهد بود، پس مرحله به مرحله پيش برويد و از ادامة كار خسته نشويد. 7ـ پرورش معنويت: نماز بهترين راه ارتباطي با خدا است و سد پولاديني در برابر امواج گناه به حساب مي آيد، پس نماز عاملي تهاجمي عليه انحرافات است. هر چه مي توانيد رابطة خود را با خدا تقويت كنيد و نماز را با توجه كامل بخوانيد. خود را در برابر وسوسه هاي شيطاني مسلّح سازيد. هر روز قرآن بخوانيد و دعاهاي مورد علاقه به ويژه مناجات شعبانيه همراه با معناي آن را زمزمه كنيد. 8ـ ورزش: يكي از عواملي كه هم در پيشگيري نقش دارد و هم در درمان، ورزش است، از جمله كوهنوردي كه انرژي هاي متراكم را در مسير سالم به جريان مي اندازد. 9ـ ازدواج: در اولين فرصت ازدواج كنيد، حتي اگر به صورت نامزدي و عقد كردن انجام گيرد. 10ـ رژيم غذايي: از خوردن غذاهايي كه مقدار زيادي كالري دارد، اجتناب كنيد. 11ـ درمان طبي: در مواردي لازم است به متخصص مراجعه كنيد. تزريق نوعي هورمون موجب تعادل تمايلات مي شود. 12 - به صورت طاق باز نخوابيد و از دمر خوابيدن به گونه اى كه شكم و سينه ها روى زمين قرار گيرد, اجتناب كنيد و از قرار دادن پا روى پاى ديگر هنگام خواب خوددارى شود. 13 - پيوسته با لباس گشاد و آزاد بخوابيد و از خوايدن با شورت پرهيز كنيد. هرگز در يك اتاق دربسته وخلوت نخوابيد و عادت كنيد اتاق خوابتان مقدارى روشنايى داشته باشيد. 14 - نگه داشتن ادرار و مدفوع , علاوه بر ايجاد سنگ كليه و مثانه و بيمارى هاى انگلى و قارچى و بالارفتن ميزان اورهء خون , باعث فراهم شدن زمينه اى مساعد براى بيمارى هاى جنسى واستمنا است . 15 - از توقف زياد در توالت جدّاً بپرهيزيد. مخرج بول و غايط هميشه با آب سرد شست و شو داده شود و از شستن با آب گرم خود داري نماييد. مگر درمواقع بيمارى يا حساسيت از پاك كردن با دستمال كاغذى و غيره . در حمام كردن نيز به اين مسئله توجه داشته باشيد كه آب چندان گرم نباشد. 16 - از پوشيدن لباس زبر يا بسيار نرم اجتناب شود. هم چنين از پوشيدن لباس هاى كيپ وچسبان مانند شلوار جين خوددارى گردد. 17 - سعى كنيد هفته اى دو روز و يا اقلاً يك روز, روزه بگيريد و شب ها, غذاى سبك بخوريد; زيرا در كاهش و تعديل غريزهء جنسى مؤثر است . از مصرف غذاهاى داراى مواد پروتيينى زياد و ادويه و غذاهايى كه طبيعت گرم دارند, مانند عسل و خرما و موز و يا پياز و سير خوددارى كنيد. بيش تر از لبنيات مخصوصاً ماست و هم چنين سبزى ها به خصوص كاهو و كلم استفاده كنيد. پی نوشت ها: [1]مؤمنون (23) آية 7. [2]مستدرك، كتاب النكاح، ص 570. [3]سيد عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره، ص 332. [4]وسايل الشيعه، ج 14، ص 268. [5]بحارالانوار، ج 77، ص 168.
|