امــروز : سه شنبه, 02 خرداد 1391
 
 
 
 
ما 173 مهمان آنلاین داریم

پيام روز

اگر ما ملتهاى مسلمان بيدار باشيم، به نداى قرآن - كه ما را به صبر و استقامت و ثبات امر ميكند، به ما اميد ميدهد - گوش كنيم، به خداى متعال سوء ظن نداشته باشيم، به وعده‌ى الهى اميدوار باشيم و براى آن تلاش و كار كنيم، بدون شك به پيروزي دست پيدا خواهيم كرد

نحن الأمّة الاسلامية، إذا كنّا على يقظة من أمرنا، و استجبنا للقرآن الكريم الّذي يدعونا للصّبر والاستقامة و الثبات، فلن نقنط من رحمة الله، و سنتأمّل وعد الله تعالى و نصرته، و سنجاهد في سبيله، و إذن سنظفر بالانتصار من دون شكّ.

آيت الله خامنه اي 14 خرداد 1390

جستجو در سايت

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

Mersad.org

امتیاز گوگل من

Mersad20.com

رنك

 

به روایت لینک

   
 
اثبات ولایت فقیه با قران چاپ
مطالب - مذهبي
نوشته شده توسط ali   
چهارشنبه, 09 دی 1388 ساعت 09:11

اثبات ولايت فقيه از طريق قرآن چگونه است؟
ابتدا توجه به اين نكته لازم است كه گاه گمان مى شوند كه تنها مدرك اسلامى بودن يك مساله مطرح شدن آن به صورت صريح در قرآن كريم است و هر آنچه با قطع نظراز اين كه عقل و سنت نيز هر يك دليل و مدرك معتبرى در كنار قرآن است واسلام را مى توان و بلكه بايد از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت به توضيح اين مساله مى پردازيم كه

قرآن كريم كه روشن گر راه هدايت است برخى از امور را خود به طور مستقيم و بدون واسطه بيان كرده است مانند كليات بسيارى از احكام و برخى از امور را به طور غير مستقيم و باواسطه پيامبران بيان كرده است ولى خودش به اين واسطه تصريح كرده است. قرآن كريم تبيين هدايت خود را بر عهده پيامبر مى گذارد ((و انزلنااليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم و اين قرآن را به سوى تو فروفرستاديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيحدهى))، (نحل، آيه 44 (و نيز فرمود ((ما آتاكم الرسول فخذوه و مانهاكم عنه فانتهوا آنچه را رسول خدا براى شما آورد بگيريد و آنچه را نهى كرد خوددارى كنيد))، (حشر، آيه 7 (. از اين آيات به دست مى آيد كه خداوند متعال فرامين رسول خود را نازل منزل و قايم مقام خود كرده است پس هر چه را پيامبرخداگفت مى توان با استناد به اين آيات سخن غير مستقيم قرآن دانست درست مانند اين كه مالك خانه از دو طريق مى تواند كليد همه اتاقهاى خانه رابه شخصى بدهد يكى اين كه مستقيما همه كليدها را به او بدهد و ديگر اين كه كليد يك اتاق را بدهد و كليد اتاقهاى ديگر را در آن اتاق بگذارد و محل آن رانيز به آن شخص بگويد در هر دو طريق مى توان گفت آن شخص كليد همه اتاقهارا از مالك خانه گرفته است. بااين سخن مى توان عمل به همه روايات معصومين (ع) را عمل به قرآن و سخن آنان را سخن قرآن دانست پس ادله روايى مساله ولايت مطلقه فقيه كه در همه كتب مربوط به ولايت فقيه آمده است بيگانه از استناد به قرآن نيست. به هر روى قبل از پاسخ، ذكر دو مقدمه لازم است: مقدمه اول: ولايت مطلقه از سه طريق قابل اثبات است: الف) دليل عقلى محض: يعنى بدون استناد به هيچ آيه و روايتى. ب) دليل نقلى محض: يعنى فقط از آيه و روايت و بدون مدد از دليل عقلى. ج) دليل تلفيقى: يعنى از مجموع دليل عقلى و نقلى. هر يك از اين سه طريق به تفصيل در كتب مربوطه مطرح شده است ولى در اين پاسخ فقط بخش قرآنى آن (يعنى استناد ولايت فقيه به قرآن) مطرح مى شود. مقدمه دوم: در ولايت مطلقه فقيه ولايت به معنى زعامت، رهبرى و حكومت اسلامى و اطلاق آن بدين معنااست كه دايره اختيارات در ولايت فقيه اختصاص به يك حوزه خاص از مسايل اجتماعى ندارد بلكه هر حوزه اى را كه دخالت حكومت در آن لازم است شامل مى شود پس فقيه مى تواند در تمامى اين حوزه ها با رعايت ضوابط وقوانينى كه اسلام تعيين كرده تصميم گيرى و اجرا كند. ولايت مطلقه فقيه هرگز بدين معنا نيست كه فقيه در تصميم گيرى و اجرا هيچ قيد و شرطى نداردو رعايت هيچ ضابطه اى بر او لازم نيست اين معناى باطل از ولايت مطلقه توسط هيچ فقيهى ابراز نشده فقط توسط ناآگاهان يا غرض ورزان شده است پس اطلاق در ولايت به معناى گستره ولايت بر همه حوزه هايى است كه دخالت حكومت در آن لازم است بدين معنا اختيارات همه حكومت هاى متعارف در سطح جهان امروز مطلقه است زيرا بقاى هيچ حكومتى بدون اجازه ودخالت در همه حوزه هاى حكومتى امكان پذير نيست البته هر حكومتى در جهان براى تصميم گيرى و اجرا رعايت ضوابطى را بر خود لازم مى داند در حكومت ولايت فقيه نيز اين ضوابط از سوى دين تعيين شده است. پس از ذكر اين دومقدمه به اصل پاسخ مى پردازيم: براى اثبات ولايت مطلقه فقيه از قرآن بايد مسايل زير را از قرآن به دست آورد: 1- اصل حكومت و ولايت در اسلام. 2- اطلاق ولايت. 3- شرايط حاكم يعنى اسلام و ايمان، عدالت آگاهى به اسلام (فقاهت)، كفايت. مساله اول، اصل حكومت در اسلام: لزوم حكومت درهر جامعه اى از بديهيات و نيازى به دليل ندارد در

اينجا فقط به آياتى كه ولايت پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) را ثابت مى كند اشاره مى كنيم. ((النبى اولى بالمومنين من انفسهم)) (احزاب آيه 6 (پيامبر نسبت به مردم از خود آنان سزاوارتر است پس اگر تصميمى درباره آنان گرفت اطاعت از آن بر مردم لازم است ((و ماكان لمومن و لا مومنه اذ اقضى الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيره من امرهم)) (احزاب آيه 36 (هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارند هنگامى كه خدا و پيامبرش مطلبى را لازم بدانند اختيارى از خود دربرابر خدا داشته باشند و مجموع آياتى كه امر به اطاعت از پيامبركرده است (آل عمران آيه 32 و 132 ((مايده آيه 92 ((انفال آيه 20 ((نور آيه 54 و 56 ((محمد آيه 33 ((مجادله آيه 13 ((تغابن آيه 12 (و درباره ولايت امامان معصوم (ع) نيز فرمود: ((انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكاه و هم راكعون)) (مايده آيه 55 (همانا ولى شما خداونداست و پيامبر او و مومنانى كه نماز را بر پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند اين آيه به اتفاق همه مفسرانى كه (شيعه و سنى) براى آن شان نزول ذكر كرده اند در حق على بن ابيطالب (ع) نازل شده است ((اطيعوا الله واطيعوا الرسول و اولى الامر منكم)) (نسا آيه 59 (از خداوند و پيامبر و اولوالامرتان اطاعت كنيد مساله دوم: اطلاق ولايت: آياتى كه در مساله قبل ذكرشد هيچ يك اطاعت از پيامبر و اولواالامر را مقيد به مورد خاص يا موضوع خاص نكرده است و آن را به صورت مطلق بيان فرموده است. در آيه دوم اطاعت هرحكمى كه خدا و رسول كردند بر مردم لازم شمرده شده است. در آياتى كه امربه اطاعت از پيامبر و اولواالامر شده است نيز هيچ قيدى براى آن ذكر نشده است پس از اين آيات اطلاق در ولايت ثابت مى شود. از آن جا كه حكومت درجامعه اسلامى از ضروريات است و اختصاص به زمان رسول الله يا زمان حضورمعصوم ندارد از اين آيات مى توان اطلاق ولايت را براى حاكم اسلامى در هردوره اى ثابت كرد. مساله سوم شرايط حاكم و ولى: شرط اول: اسلام و ايمان. خداوند مى فرمايد: ((لن يجعل الله للكافرين على المومنين سبيلا خداوند هرگزكافران را بر مومنان سلطه نمى دهد))، (نسا آيه 141 (و ((لايتخذ المومنون الكافرين اوليا من دون المومنين و من يفعل ذالك فليس من الله فى شى مومنان نبايد كافران را به جاى مومنان دوست و ولى خود بگيرند و هر كس چنين كند از لطف و ولايت خدا بى بهره است))، (آل عمران آيه 28 (. شرطدوم: عدالت در مقابل ظلم است. خداوند حكومت و ولايت ظالمين رانمى پذيرد پس حاكم و ولى بايد عادل باشد. فرمود: ((ولاتركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار به ستم پيشگان گرايش نيابيد كه آتش دوزخ به شماخواهد رسيد))، (هود آيه 113 (و اين ركون در روايات به ركون دوستى واطاعت تفسير شده است، (تفسير على بن ابراهيم ج، 1 ص، 338 (و در شرطامامت به حضرت ابراهيم فرمود: ((قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لاينال عهدى الظالمين)) (بقره آيه 124 (خدا فرمود: من تو راپيشواى مردم گماردم گفت: و از فرزندان من؟ فرمود: عهد من به ستمكاران نمى رسد شرط سوم: فقاهت. حاكم اسلامى بايد عالم به احكام اسلام باشد تابتواند آنها را اجرا كند در زمان پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) اين علم از سوى خداوند به آنان داده شده است و در زمان غيبت امام معصوم (ع) داناترين مردم به احكام يعنى فقها اين علم را دارند قرآن درباره شرط علم مى فرمايد: ((افمن يهدى الى الحق احق ان يتبع امن لايهدى الا ان يهدى فمالكم كيف تحكمون آيا كسى كه به راه حق هدايت مى كند سزاوارتر است ك از او پيروى شود يا كسى كه راه نمى يابد مگر آن كه راه برده شود شما را چه مى شود؟ چگونه داورى مى كنيد؟))، (يونس، آيه 35 (. فقيه كسى است كه با تخصصى كه سالها در تحصيل آن كوشش كرده خودش مى توان احكام اسلام را از قرآن وسنت و عقل و اجماع به دست آورد و غير فقيه كسى است كه اين تخصص راندارد و بايد احكام اسلام را از فقيه بياموزد. اشكال: غير فقيه مى توانداحكام اسلام را از فقيه بگيرد و حكومت كند پس لازم نيست خودش فقيه باشد. پاسخ: اولا، آگاهى هاى لازم از اسلام براى حكومت اختصاص به فتواندارد تا گفته شود غير فقيه از فقيه

تقليد مى كند بلكه در بسيارى از مواردفقيه بايد با توجه به ملاك هاى ترجيح در تزاحم احكام و يا تشخيص مواردمصلحت به حكم حكومتى صادر كند و حكم حكومتى خارج از دايره فتوا و تقليداست. صدور حكم حكومتى در تخصص فقيه است. ثانيا آيا غير فقيه اطاعت ازفقيه را در همه موارد بر خود لازم مى داند؟ يا فقط در مواردى كه خود تشخيص مى دهد از فقيه اطاعت مى كند در صورت دوم هيچ ضمانت بر اطاعت از فقيه وجود ندارد و در صورت اول در واقع آن فقيه ولايت دارد و اين شخص مجرى از سوى او به شمار مى آيد اين با ولايت فقيه منافاتى ندارد. اشكال: در اين آيه اطاعت از ((من يهدى الى الحق)) سزاوارتر از ((من لايهدى الايهدى)) معرفى شده است و در تطبيق آن بر مورد ما اطاعت از فقيه را سزاواتر ازاطاعت غير فقيه مى داند. اين است كه پس اطاعت غير فقيه نيز با وجودفقيه مقبول است گرچه اطاعت از فقيه بهتر است (مانند اين سخن را ابن ابن الحديد در شرح خود بر نهج البلاغه ج، 9 ص، 328 نسبت به مقايسه امام على (ع و خلفاى پيش از او مى گويد) پاسخ: اين سزاواتر بودن سزاوارى در حدالزام است يعنى فقط بايد از او پيروى كرد به قرينه اينكه در ذيل آيه مردم را توبيخ مى كند كه چرا از ((من يهدى الى الحق)) پيروى نمى كنيد ((فما لكم كيف تحكمون)) اين سزاوارى در حد الزام در واقع معناى صفت تفصيلى راساقط مى كند مانند آيه ((واولوا الارحام بعضهم اولى ببعض)) (احزاب آيه 6 (كه در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم مى شود. آيات بيشمار ديگرى نيز وجود دارد كه فضيلت عالمان را بر غير عالمان بيان كرده است، (زمر، آيه 9 (. شرط چهارم: كفايت: يعنى توانايى شايستگى دراداره امور جامعه كه از آن به مدير و مدبر بودن نيز تعبير مى شود. حضرت يوسف فرمود: ((قال اجعلنى على خزاين الارض انى حفيظ عليم گفت مرا برخزاين اين سرزمين بگمار كه من نگهبان امين و كاردانم))، (يوسف، آيه 55 (. درباره داستان حضرت موسى و دختر شعيب نيز فرمود: ((ان خير من استيجرت القوى الامين بهترين كسى كه مى تواند به كارگيرى (اوست كه) تواناى دستكار است))، (قصص، آيه 26 (. در داستان عفريت جنى و حضرت سليمان (ع) نيز از قول آن عفريت فرمود: ((و انى عليه لقوى امين من بر اين كار تواناى درستكارم))، (نمل آيه 39 (. از مجموع اين آيات به دست مى آيداگر كسى كارى و پستى را به عهده مى گيرد بايد توانايى و صلاحيت لازم براى آن را داشته باشد. از مجموع آياتى كه در اين موضوعات ذكر شد مى توان تصويرى كلى از سيماى حاكم از ديدگاه قرآن به دست آورد در منطق قرآن حكومت و زمامدارى تنها شايسته كسانى است كه از صلاحيتهاى علمى و اخلاقى و توانمندى هاى لازم برخودار باشند. به دست آوردن اين تصوير در زمان غيبت امام معصوم (ع) بر ولايت مطلقه فقيه تطبيق مى كند. از طرف ديگرحكومت اسلامى حكومت قانون خداست ((و من لم يحكم بما انزل الله فاوليك هم الكافرون و آن بدون حاكميت دين شناسى و متخصص مستعد دراجراى احكام الهى (فقيه عادل و جامع الشرايط) امكان پذير نيست))، (مايده، آيه 44 (. براى مطالعه بيشتر مستندات قرآنى ولايت مطلقه فقيه و حكومت اسلامى به منابع زير رجوع كنيد: 1- نگاهى به مبانى قرآن ولايت فقيه على ذوعلم موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر پاييز 2. 79- پيام قرآن ج 10 قرآن مجيد و حكومت اسلامى آيت الله مكارم شيرازى مدرسه امام على بن ابى طالب قم 1374. ((اظهار نظر دقيق شما [با ذكر شماره نامه قبلى‏] درباره ى پاسخ ها، موجب تكامل و پويايى كار ماست)).

 
 
     
 

پذیرش آگهی تبلیغاتی در سایت ( کلیک کنید)

:Freedom Message
Imam Khamenei : The essence of the Islamic awakening in the countries of the region is an anti-Zionism and anti-US movement. The Islamic awakening of the regional nations is a movement on the path of the prophets; and through vigilance, Muslim nations and Iran's great nation will not allow the Americans and the Zionists to derail or hijack this magnificent movement by causing rift and other plots. The great Islamic awakening in Egypt, Tunisia and other countries shows that the cruel and humiliating balance that the expansionist Westerners and puppet rulers had forced on the regional nations during the past 150 years has been upset and a new chapter has begun in the history of the region. any nation which rises against the US international dictatorship and domestic dictators” will be supported by Iran. the US was trying to cause troubles for Damascus by simulating in Syria the events which took place in Egypt, Tunisia, Yemen and Libya. But the nature of developments in Syria is different from events in other regional countries @like this

 

http://www.up.mersad.org/uploads/13084982701.gif

http://www.up.mersad.org/uploads/13099738011.jpg

سایت های برتر

خبرنامه

نام:

ایمیل:

لوگو سایت

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20
كد لوگوي ما

تماس مستقیم با مدیر

سایت مرصاد بر روی:

تبليغات ويژه

http://www.leader-khamenei.com/images/banners/leader-khamenei-logo.gif

http://bachehayeghalam.ir/wp-content/themes/bachehayeqalam/images/logo.jpg

 
 
کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه اینترنتی مرصاد می باشد.
نقل با ذکر منبع مجاز است