امــروز : چهارشنبه, 03 خرداد 1391
 
 
 
 
ما 221 مهمان آنلاین داریم

پيام روز

اگر ما ملتهاى مسلمان بيدار باشيم، به نداى قرآن - كه ما را به صبر و استقامت و ثبات امر ميكند، به ما اميد ميدهد - گوش كنيم، به خداى متعال سوء ظن نداشته باشيم، به وعده‌ى الهى اميدوار باشيم و براى آن تلاش و كار كنيم، بدون شك به پيروزي دست پيدا خواهيم كرد

نحن الأمّة الاسلامية، إذا كنّا على يقظة من أمرنا، و استجبنا للقرآن الكريم الّذي يدعونا للصّبر والاستقامة و الثبات، فلن نقنط من رحمة الله، و سنتأمّل وعد الله تعالى و نصرته، و سنجاهد في سبيله، و إذن سنظفر بالانتصار من دون شكّ.

آيت الله خامنه اي 14 خرداد 1390

جستجو در سايت

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

Mersad.org

امتیاز گوگل من

Mersad20.com

رنك

 

به روایت لینک

   
 
گریه پیامبر (ص) برای امام حسین‏ در هفت زمان چاپ
مطالب - مذهبي
نوشته شده توسط arman   
چهارشنبه, 01 دی 1389 ساعت 10:23

 

عزاداری امام حسین علیه السلام در سنت نبوی



گریه پیامبر صلّی الله علیه وآله برای امام حسین‏ علیه‌السلام‌


احترام فوق العادّه و محبّت بیش از حدّ پیامبر به امام حسین‏ علیه السلام‌ سبب تعجّب و حیرت افراد زیادی بوده و هست، و این سؤال را دائماً از خود می‌‏پرسند كه: چرا پیامبر خدا در برابر نگاه دیگران فرزند دخترش را بیش از حدّ انتظار می‌‏بوسید، او را در آغوش می‌‏كشید و یا نوازش می‌‏كرد؟ آیا این حركات صرفاً جنبه عاطفی داشت، و مثلاً به‌ عنوان پدربزرگ احساساتش را اظهار می‌‏كرد؟ و یا راز یگری در پس این قضایا قرار دارد؟

جواب این پرسش را می‌توان از اعمال و رفتار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم كه همان سنت نبی اكرم را تشكیل می‌دهد جویا گردید.


1 ـ گریه رسول خدا صلی الله علیه وآله در روز‌های اول تولد حسین علیه السلام

در مستدرك الصحیحین و تأریخ ابن عساكر  و مقتل الخوارزمی و غیر آن از أم الفضل بنت الحارث این گونه نقل شده است:

انها دخلت على رسول الله(ص) فقالت: یا رسول الله انی رأیت حلما منكرا اللیله، قال: وما هو؟ قالت: انه شدید قال: وما هو؟ قالت: رأیت كأن قطعه من جسدك قطعت ووضعت فی حجری، فقال رسول الله (ص): رأیت خیرا، تلد فاطمه - إن شاء الله - غلاما فیكون فی حجرك، فولدت فاطمه الحسین فكان فی حجری - كما قال رسول الله (ص) - فدخلت یوما إلى رسول الله (ص) فوضعته فی حجره، ثم حانت منی التفاته فإذا عینا رسول الله (ص) تهریقان من الدموع قالت: فقلت: یا نبی الله بأبی أنت وأمی مالك؟ قال: أتانی جبرئیل علیه الصلاه والسلام فأخبرنی ان امتی ستقتل ابنی هذا، فقلت: هذا؟ فقال: نعم، وأتانی بتربه من تربته حمراء.


ام فضل دختر حارث خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم رسید و عرض كرد: یا رسول الله دیشب خواب بدی دیدم. حضرت فرمودند: چه خوابی دیدی؟ گفت: خواب بدی بود. مانند این كه قطعه‌ای از جسدتان را بریدید و در آغوش من گذاردید. رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم فرمود: خیر است. فاطمه - إن شاء الله – فرزندی به دنیا می‌آورد و او را در آغوش تو قرار می‌دهد. بعد از مدتی فاطمه حسین را به دنیا آورد و همان‌گونه كه پیامبر فرموده بود در آغوش من قرار گرفت. تا این كه روزی خدمت حضرت رسیدم و حسین را در آغوش آن حضرت گذاردم؛ حضرت به من التفاتی نمود و چشمانش پر از اشك گردید. عرض كردم: یا نبی الله پدر و مادرم فدایتان چه شده است؟ حضرت فرمود: جبرئیل علیه الصلاه والسلام نزد من آمد و مرا با خبر ساخت كه امت من به زودی این فرزندم را می‌كشند، عرض كردم: همین حسین را؟ فرمودند: آری و این هم مقداری از خاك و تربت سرزمین [كربلاء] است.


حاكم بعد از نقل این روایت می‌گوید:


هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه.


این حدیث شرایط صحت را نزد شیخین [بخاری و مسلم] دارا هستند ولی آن دو این روایت را نیاورده‌اند.

مستدرك الصحیحین، ج 3، ص 176 و با اختصار در ص 179 ـ تاریخ شام در شرح حال امام حسین علیه السلام: ص 183 رقم 232 ـ مجمع الزوائد، ج 9، ص 179 ـ مقتل خوارزمی، ج 1، ص 159 و در ص 162 با لفظ دیگر ـ  تاریخ ابن كثیر، ج 6، ص 230 و با اشاره در ج 8، ص 199 ـ أمالى السجرى، ص 188. و مراجعه شود به: الفصول المهمه ابن صباغ مالكى، ص 154 و  الروض النضیر، ج 1، ص 89، و الصواعق، ص 115، و كنز العمال چاپ قدیم، ج 6، ص 223، و الخصائص الكبرى، ج 2، ص 125.


2 ـ گریه رسول خدا صلی الله علیه وآله در یك‌ سالگی  حسین علیه السلام


خوارزمی در مقتل خود می‌نویسد:


لما أتى على الحسین علیه السلام سنه كامله هبط على رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم اثنا عشر ملكا، محمره وجوههم قد نشروا أجنحتهم، وهم یخبرون النبی بما سینزل على الحسین علیه السلام.

چون حسین علیه السلام به یك سالگی رسید، دوازده ملك با صورتی خون آلود و پر و بالی آشفته بر رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم نازل شدند، و آن حضرت را به حوادثی كه به زودی بر حسین علیه السلام خواهد گذشت خبر دادند.

مقتل الحسین، ج 1، ص 163.


البته در روایت فوق اگرچه به گریه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم تصریح نشده ولی گریه آن حضرت با استفاده از سایر روایات یقینی است.


3 ـ  گریه رسول خدا صلی الله علیه وآله در دو ‌سالگی  حسین علیه السلام


عن ابن عباس قال: فلما أتت على الحسین من مولده سنتان كاملتان خرج النبی صلى الله علیه وآله وسلم فی سفر له، فلما كان فی بعض الطریق وقف فاسترجع ودمعت عیناه، فسئل عن ذلك، فقال: هذا جبریل یخبرنی عن أرض بشاطى‏ء الفرات یقال لها كربلا، یقتل بها ولدی الحسین ابن فاطمه، فقیل: من یقتله یا رسول الله؟ فقال: رجل یقال له یزید، لا بارك الله له فی نفسه! وكأنی أنظر إلى مصرعه ومدفنه بها، وقد أهدی برأسه، واللّه ما ینظر أحد إلى رأس ولدی الحسین فیفرح إلّا خالف اللّه بین قلبه ولسانه.


قال: ثم رجع النبی صلى الله علیه وآله وسلم من سفره ذلك مغموما ثم صعد المنبر فخطب ووعظ والحسین بن علی بین یدیه مع الحسن، قال: فلما فرغ من خطبته وضع یده الیمنى على رأس الحسن والیسرى على رأس الحسین ثم رفع رأسه إلى السماء فقال: اللهم! إنی محمد عبدك ونبیك وهذان أطایب عترتی وخیار ذریتی وأرومتی ومن أخلفهم فی أمتی، اللهم! وقد أخبرنی جبریل بأن ولدی هذا مقتول مخذول، اللهم! فبارك له فی قتله واجعله من سادات الشهداء، إنك على كل شی‏ء قدیر، اللهم! ولا تبارك فی قاتله وخاذله. قال: وضجّ الناس فی المسجد بالبكاء. فقال النبی صلى الله علیه وآله وسلم: أتبكون ولا تنصرونه! اللهم! فكن أنت له ولیا وناصرا.

قال ابن عباس: ثم رجع وهو متغیر اللون محمر الوجه فخطب خطبه بلیغه موجزه وعیناه یهملان دموعا ثم قال: أیها الناس! إنی قد خلفت فیكم الثقلین كتاب الله وعترتی وأرومتی ومراح مماتی وثمرتی، ولن یفترقا حتى یردا علیّ الحوض، ألا! وإنی أسألكم فی ذلك إلا ما أمرنی ربی أن أسألكم الموده فی القربى، فانظروا أن لا تلقونی غدا على الحوض وقد أبغضتم عترتی وظلمتموهم،... ألا! وإن جبریل علیه السلام قد أخبرنی بأن أمتی تقتل ولدی الحسین بأرض كرب وبلاء. ألا! فلعنه الله على قاتله وخاذله آخر الدهر. قال: ثم نزل على المنبر، ولم یبق أحد من المهاجرین والأنصار إلا واستیقن أن الحسین مقتول.


از ابن عباس روایت شده:  هنگامی كه حسین دو ساله شد نبی اكرم صلى الله علیه وآله وسلم در مسافرت بود در میانه‌ راه توقف نمود و استرجاع نمود [انا لله وانا الیه راجعون گفت] و اشك از چشمان حضرتش جاری شد، از علت این اقدام حضرت سؤال كردند، حضرت فرمود: جبریل هم اكنون به من خبر داد از سرزمینی در ساحل فرات كه به آن كربلا گفته می‌شود، و در آن‌جا فرزندم حسین بن فاطمه به شهادت می‌رسد. گفته شد: یا رسول الله چه كسی او را می‌كشد؟ فرمود: شخصی كه به او یزید گفته می‌شود، لا بارك الله له فی نفسه! و گویی كه او را در قتله‌گاهش می‌بینم، در حالی‌كه سر او را به هدیه می‌برند، واللّه! كسی نیست كه به سر بریده فرزندم حسین نظر افكند و خشنود گردد إلّا این‌كه خداوند بین قلب و زبانش جدایی بیاندازد.

هنگامی كه نبی اكرم صلى الله علیه وآله وسلم از سفر بازگشت مغموم و حزین به منبر رفت و برای مردم خطبه خواند و موعظه خواند و این در حالی بود كه حسین بن علی به همراه برادرش حسن نزد رسول خدا صلّی الله علیه وآله حاضر بودند، وقتی رسول خدا صلّی الله علیه وآله از خطبه فارغ شد دست راستش را بر سر حسن و دست چپش را بر سر حسین گذارد و سر به آسمان بلند نمود و عرض كرد: خدایا! من محمد بنده تو و پیامبرت هستم و این دو از بهترین عترت و ذریه و جانشینان من در روی زمین هستند، خدایا! جبریل به من خبر داده كه این فرزندم مقتول و مخذول خواهد گردید، خدایا! قتلش را برایش آسان گردان و او را سرور شهداء قرار بده، كه تو بر هر كاری توانا و قادری، خدایا! قاتل او را مبارك نگردان. در این حال تمام مردم در مسجد به ضجّه و گریه افتادند. نبی اكرم صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: آیا گریه می‌كنید و او را یاری نمی‌كنید؟! خدایا! تو او را ولی و ناصر باش.

ابن عباس می‌گوید: سپس رسول خدا صلّی الله علیه وآله مجددا بازگشت و با رنگ پریده و صورتی گلگون خطبه بلیغ و موجزی خواند و این در حالی بود كه چشمان آن حضرت پر از اشك بود. سپس فرمود: أیها الناس! من در میان شما ثقلین یعنی: كتاب خدا و عترتم و مایه راحت جانم در مرگم و میوه دلم را در بین شما به جای گذاردم و این دو هرگز از یك‌دیگر جدا نمی‌شوند تا در كنار حوض به من ملحق ‌شوند، بدانید كه من از شما در مورد آنان همان را می‌خواهم كه خداوند مرا به آن امر ساخته و آن مودت در باره نزدیكان من است، مراقب باشید كه مرا در كنار حوض ملاقات نكنید و حال آن‌كه در حق عترت و ذریه‌ام ظلم نموده باشید،... آگاه باشید! كه جبریل علیه السلام مرا با خبر ساخت كه أمت من فرزندم حسین را در سرزمین كرب وبلاء به شهادت می‌رسانند. بدانید! كه لعنت خدا تا روز قیامت بر قاتل اوست.

ابن عباس می‌گوید: سپس پیامبر از منبر پایین آمد و دیگر كسی از مهاجر و أنصار باقی نماند إلا این‌ كه یقین نموده بود كه حسین به قتل خواهد رسید.


الفتوح، أحمد بن أعثم الكوفی، ج 4، ص 325.


4 ـ  گریه رسول خدا صلّی الله علیه وآله به خاطر اظهار كینه‌های امتش در حق خاندانش


روى یونس بن حباب، عن أنس بن مالك قال: كنا مع رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وعلی بن أبی طالب علیه السلام معنا، فمررنا بحدیقه، فقال علی علیه السلام: یا رسول الله! ألا ترى ما أحسن هذه الحدیقه؟ فقال: إن حدیقتك فی الجنه أحسن منها. حتى مررنا بسبع حدائق، یقول علی علیه السلام ما قال ویجیبه رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم بما أجابه، ثم إن رسول الله وقف فوقفنا، فوضع رأسه على رأس علی وبكی، فقال علی علیه السلام: ما یبكیك یا رسول الله؟! قال: ضغائن فی صدور قوم لا یبدونها لك حتى یفقدونی.

یونس بن حباب، از أنس بن مالك روایت كرده است: با رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم و علی بن أبی طالب علیه السلام بودیم كه از باغی در اطراف مدینه گذر می‌كردیم، علی علیه السلام عرض كرد: یا رسول الله! چه باغ زیبایی؟ فرمود: باغ تو در بهشت از این باغ زیبا‌تر است. تا این‌كه از هفت باغ دیگر عبور كردیم و همین گفتار بین آن‌دو بزرگوار تكرار می‌شد، سپس رسول خدا توقف نمود و ما هم به همراه او توقف نمودیم، رسول خدا صلّی الله علیه وآله سرش را بر شانه على گذارد و گریست، علی علیه السلام عرض كرد: چه چیز شما را به گریه انداخته است یا رسول الله؟!حضرت فرمود: كینه‌ها و بغض‌هایی كه در سینه‌های این قوم است و آشكار نمی‌سازند مگر بعد از آن كه من از دنیا بروم.

مجمع الزوائد، ج 9، ص 118 ـ كنز العمال، ج 13، ص 176ـ شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 107ـ المناقب خوارزمی، ص 65 ـ ینابیع الموده،ج 1، ص 134.



5 ـ حدیث أمّ سلمه:


امّ سلمه یكی از همسران پاك ‏طینت و با شخصیتی است كه بخش مهمّی از زندگی و سیره‏ رسول‏خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم را نقل كرده است، او داستان گریه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم برای حسین را این‌‌گونه روایت می‌كند:

كان رسول الله صلى الله علیه وسلم جالسا ذات یوم فی بیتی قال لا یدخل على أحد فانتظرت فدخل الحسین فسمعت نشیج رسول الله صلى الله علیه وسلم یبكى فأطلت فإذا حسین فی حجره والنبی صلى الله علیه وسلم یمسح جبینه وهو یبكی فقلت والله ما علمت حین دخل فقال إن جبریل علیه السلام كان معنا فی البیت قال أفتحبه قلت أما فی الدنیا فنعم قال إن أمتك ستقتل هذا بأرض یقال لها كربلاء فتناول جبریل من تربتها فأراها النبی صلى الله علیه وسلم...

روزی همسرم رسول خدا در اتاق من بود فرمود: هیچ كس حقّ ورود به حجره مرا  ندارد، بیرون اتاق منتظر بودم تا اجازه ورود صادر شود، در همین حال امام حسین علیه السلام‌ محضر پیامبر رسید، صدای گریه از درون اتاق به گوشم رسید، حسّ تحقیق و جستجو وادارم نمود تا نگاهی به درون اتاق بیاندازم، دیدم حسین بر زانوی رسول خدا نشسته و پیامبر دست بر پیشانی‌‏اش می‌‏كشد و اشك می‌‏ریزد. عرض كردم: به خدا سوگند من از ورود حسین به خانه مطلع نشدم تا از وارد شدن به حجره شما جلو‌گیری كنم. حضرت فرمود: اكنون جبریل علیه السلام با ما بود و از من سؤال كرد: یا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم آیا حسینت را دوست می‌داری؟ گفتم: آری! جبرئیل گفت: به زودی امت تو او را در سرزمینی كه به آن كربلاء گفته می‌شود به قتل می‌رسانند. و بعد از این سخن قدری از تربت آن را به من نشان داد.

مجمع الزوائد، ج 9، ص189.


ناقل این حدیث هیثمی بعد از نقل این روایت می‌‏گوید:


رواه الطبرانی بأسانید ورجال أحدها ثقات.


این روایت را طبرانی نقل كرده است و رجال یكی از سندها تماماً ثقه هستند.

مجمع الزوائد، ج 9، ص189.


و نیز در حدیث دیگری می‌گوید:


قال لی رسول الله صلى الله علیه وسلم اجلسی بالباب ولا یلجن علی أحد فقمت بالباب إذ جاء الحسین رضی الله عنه فذهبت أتناوله فسبقنی الغلام فدخل على جده فقلت یا نبی الله جعلنی الله فداك أمرتنی أن لا یلج علیك أحد وإن ابنك جاء فذهبت أتناوله فسبقنی طال ذلك تطلعت من الباب فوجدتك تقلب بكفیك شیئا ودموعك تسیل والصبی على بطنك قال نعم أتانی جبریل فأخبرنی أن أمتی یقتلونه وأتانی بالتربه التی یقتل علیها فهی التی أقلب بكفی


رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم به من فرمود: درب اتاق بنشین و اجازه نده  كسی داخل شود. من درب اتاق نشسته بودم كه حسین وارد خانه شد و همین كه خواستم مانع ورود او به اتاق رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم شوم او از من سبقت گرفت و داخل اتاق شده. من داخل شدم و عرض كردم: یا نبی الله! فدایتان شوم مرا مأمور ساختید تا از داخل شدن دیگران ممانعت ورزم اما فرزندتان آمد و نتوانستم از او ممانعت كنم.

بعد از مدتی طولانی مجددا وارد اتاق شدم و مشاهده كردم كه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم به روی دو كف دست خود چیزی دارد و اشك از چشمان حضرت جاری است. از علت سؤال نمودم؛ حضرت فرمود: جبرئیل هم اكنون نازل گردید و مرا خبر ساخت كه أمت من او را به قتل می‌رسانند و مقداری از خاك و تربت آن سرزمین را برایم آورد كه الان به روی كف دستان خود دارم.

المعجم الكبیر، طبرانی، ج 3، ص109 ـ مسند ابن راهویه، ج 4، ص 131.


6 ـ حدیث عایشه:


عایشه همسر دیگر رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم می‌‏گوید:

دخل الحسین بن علی رضی الله عنهما على رسول الله صلى الله علیه وسلم وهو یوحى إلیه فنزا على رسول الله صلى الله علیه وسلم وهو منكب وهو على ظهره فقال جبریل لرسول الله صلى الله علیه وسلم أتحبه یا محمد قال یا جبریل ومالی لا أحب ابنی قال فان أمتك ستقتله من بعدك فمد جبریل علیه السلام یده فأتاه بتربه بیضاء فقال فی هذه الأرض یقتل ابنك هذا واسمها الطف فلما ذهب جبریل علیه السلام من عند رسول الله صلى الله علیه وسلم خرج رسول الله صلى الله علیه وسلم والتزمه فی یده یبكی فقال یا عائشه إن جبریل أخبرنی أن ابنی حسین مقتول فی أرض الطف وان أمتی ستفتن بعدی ثم خرج إلى أصحابه فیهم على وأبو بكر وعمر وحذیفه وعمار وأبو ذر رضی الله عنهم وهو یبكی فقالوا ما یبكیك یا رسول الله فقال أخبرنی جبریل علیه السلام ان ابنی الحسین یقتل بعدی بأرض الطف وجاءنی بهذه التربه وأخبرنی أن فیها مضجعه. فلما ذهب جبریل علیه السلام من عند رسول الله صلى الله علیه وسلم خرج رسول الله صلى الله علیه وسلم والتزمه فی یده یبكی فقال یا عائشه إن جبریل أخبرنی أن ابنی حسین مقتول فی أرض الطف وان أمتى ستفتن بعدى ثم خرج إلى أصحابه فیهم على وأبو بكر وعمر وحذیفه وعمار وأبو ذر رضى الله عنهم وهو یبكی فقالوا ما یبكیك یا رسول الله فقال أخبرنی جبریل علیه السلام ان ابنی الحسین یقتل بعدى بارض الطف  وجاءنی بهذه التربه وأخبرنی أن فیها مضجعه.

حسین بن علی علیه السلام‌ بر رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وارد شد و پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم در حال شنیدن وحی از جبرئیل امین بود جبرئیل پرسید: یا محمد! آیا حسین را دوست داری؟ فرمود: چرا فرزندم را دوست نداشته باشم؟ جبرئیل گفت: امت تو او را بعد از تو می‌‏كشند. سپس جبرئیل دستش را دراز كرد و خاكی سفید آورد و گفت: فرزندت را در سرزمینی كه «طفّ» نام دارد می‌‏كشند. رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به جمع اصحابش كه على و أبو بكر و عمر و حذیفه و عمّار و أبوذر بودند با چشمانى پر از اشك پیوست.


یاران رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم با دیدن آن حضرت پرسیدند: چه چیزى شما را به گریه آورده است؟


فرمود: جبرئیل مرا از شهادت فرزندم حسین در سرزمین طفّ آگاه كرد، و این خاك را هم از همان سرزمین برایم آورده است جایى كه محل دفنش خواهد بود.

المعجم الكبیر، طبرانی، ج 3، ص107ـ مجمع الزوائد، ج 9، ص187 ـ ابن عساكر، ترجمه الإمام الحسین علیه السلام، ج7، ص 260.


7 ـ عزاداری رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از شهادت امام حسین علیه السلام

3704 - حَدَّثَنَا أَبُو سَعِیدٍ الْأَشَجُّ حَدَّثَنَا أَبُو خَالِدٍ الْأَحْمَرُ حَدَّثَنَا رَزِینٌ قَالَ حَدَّثَتْنِی سَلْمَى قَالَتْ دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَه وَهِیَ تَبْكِی فَقُلْتُ مَا یُبْكِیكِ قَالَتْ رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ تَعْنِی فِی الْمَنَامِ وَعَلَى رَأْسِهِ وَلِحْیَتِهِ التُّرَابُ فَقُلْتُ مَا لَكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ شَهِدْتُ قَتْلَ الْحُسَیْنِ آنِفًا

سلمی می‌گوید: بر ام سلمه وارد شدم در حالی كه ایشان گریه می كردند، عرضه داشتم  چرا گریانید؟ ایشان فرمودند: رسول خدا را درخواب دیدم درحالی‌كه موهای سر و محاسن ایشان خاك آلود بود، عرضه داشتم: یا رسول الله شما را چه شده است (چرا شما را به این حالت می بینم)؟ ایشان فرمودند: هم اكنون شاهد كشته شدن حسین بودم.

سنن ترمذی، ج 12، ص 195، كتاب فضائل الصحابه باب مناقب الحسن و الحسین.


همان‌طوری كه در این روایات می‌بینید رسول خدا نیز برای امام حسین علیه السلام به گریه و عزاداری پرداخته‌اند آن هم سالیان سال قبل از واقعه عاشورا و شهادت ایشان كه این خود حكایت از اهمیت و بزرگی این مطلب (عزاداری) دارد.


آیا سیره و سنّت پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم در اتفاقات فوق نمی‌تواند بهترین دلیل و حجت شرعی بر اقامه عزا برای امام حسین علیه السلام‌ باشد؟



منبع: http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=4087

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیّ عصر (عج)
 
 
     
 

پذیرش آگهی تبلیغاتی در سایت ( کلیک کنید)

:Freedom Message
Imam Khamenei : The essence of the Islamic awakening in the countries of the region is an anti-Zionism and anti-US movement. The Islamic awakening of the regional nations is a movement on the path of the prophets; and through vigilance, Muslim nations and Iran's great nation will not allow the Americans and the Zionists to derail or hijack this magnificent movement by causing rift and other plots. The great Islamic awakening in Egypt, Tunisia and other countries shows that the cruel and humiliating balance that the expansionist Westerners and puppet rulers had forced on the regional nations during the past 150 years has been upset and a new chapter has begun in the history of the region. any nation which rises against the US international dictatorship and domestic dictators” will be supported by Iran. the US was trying to cause troubles for Damascus by simulating in Syria the events which took place in Egypt, Tunisia, Yemen and Libya. But the nature of developments in Syria is different from events in other regional countries @like this

 

http://www.up.mersad.org/uploads/13084982701.gif

http://www.up.mersad.org/uploads/13099738011.jpg

سایت های برتر

خبرنامه

نام:

ایمیل:

لوگو سایت

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20
كد لوگوي ما

تماس مستقیم با مدیر

سایت مرصاد بر روی:

تبليغات ويژه

http://www.leader-khamenei.com/images/banners/leader-khamenei-logo.gif

http://bachehayeghalam.ir/wp-content/themes/bachehayeqalam/images/logo.jpg

 
 
کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه اینترنتی مرصاد می باشد.
نقل با ذکر منبع مجاز است