امــروز : چهارشنبه, 03 خرداد 1391
 
 
 
 
ما 195 مهمان آنلاین داریم

پيام روز

اگر ما ملتهاى مسلمان بيدار باشيم، به نداى قرآن - كه ما را به صبر و استقامت و ثبات امر ميكند، به ما اميد ميدهد - گوش كنيم، به خداى متعال سوء ظن نداشته باشيم، به وعده‌ى الهى اميدوار باشيم و براى آن تلاش و كار كنيم، بدون شك به پيروزي دست پيدا خواهيم كرد

نحن الأمّة الاسلامية، إذا كنّا على يقظة من أمرنا، و استجبنا للقرآن الكريم الّذي يدعونا للصّبر والاستقامة و الثبات، فلن نقنط من رحمة الله، و سنتأمّل وعد الله تعالى و نصرته، و سنجاهد في سبيله، و إذن سنظفر بالانتصار من دون شكّ.

آيت الله خامنه اي 14 خرداد 1390

جستجو در سايت

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

Mersad.org

امتیاز گوگل من

Mersad20.com

رنك

 

به روایت لینک

   
 
سلام بر امامی كه نامش الهام‌بخش صبر و بردباری چاپ
مطالب - مذهبي
نوشته شده توسط arman   
چهارشنبه, 22 دی 1389 ساعت 13:59
هفتم صفر، ولادت امام موسی كاظم (ع)

سلام بر امامی كه نامش الهام‌بخش صبوری و بردباری است

«موسی بن جعفر» به دلیل ممارست طولانی با قرآن و عبادت‌های زیاد در میان مردم مدینه به «زین المتهجدین» یعنى زینت شب‌زنده‌داران و عبادت‌كنندگان شهرت یافته بود.

A0710718.jpg

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه باشگاه خبری فارس «توانا»، در صبح روز یكشنبه 7 صفر سال 128 هجری قمری در روستای «ابواء» بین مكه و مدینه كودكی چشم به جهان گشود كه بعدها زمام ولایت مسلمانان را عهده‌دار شد.
او در جایی زاده شد كه آرامگاه مادر پیامبر (ص) آمنه دختر وهب قرار داشت، او را كاظم و عبد صالح و باب الحوائج می‌خواندند، از مادری به نام حمیده زاده شد كه یكی از زنان با فضیلت به شمار می‌آمد، چرا كه به كار مهّم نشر رسالت همّت می‌گماشت و در این راه برخی از احادیث همسر بزرگوارش، امام جعفر صادق (ع) روایت می‌كرد.
از ابن‌سنان از سابق بن ولید از معلّی بن خنیس روایت شده است كه امام صادق علیه‌السلام فرمود: «حمیده مثل شمش طلا از هر آلودگی و چركی پیراسته است، فرشتگان پیوسته او را پاسبانی می كردند تا به من رسید و این كرامتی از خداوند بود در حق من و حجّت پس از من».
از همان دوران كودكی صفات و ویژگی‌های امامت در او نمایان بود، به طوری كه در حدیثی از صفوان جمال، یكی از خواصّ شیعه، نقل شده است كه گفت؛ از امام جعفر صادق علیه‌السلام درباره صاحب این امر (امامت) پرسیدم. فرمود «صاحب این امر كسی كه لهو و لعب نمی‌كند.» در این حال، ابوالحسن امام موسی كاظم علیه السلام كه كوچك بود به همراه یك برّه و یك بز كه هنوز یك سالش تمام نشده بود، وارد شد. ابوالحسن به برّه می‌گفت: برای پروردگارت سجده كن. پس امام صادق علیه السلام او را در آغوش گرفت و فرمود: «پدر و مادرم فدای كسی كه لهو و لعب نمی‌كند».
امام موسی كاظم علیه‌السلام حدود 20 سال از عمر پر بركت خود را تحت تربیت پدر بزرگوارش سپری كرد و آن حضرت نیز همواره بر فضایل فرزند برومندش اذعان می‌نمود و به دوستان و یاران مخصوصش می‌گفت كه او سرور فرزندان من است و پس از من امامت را عهده‌دار خواهد بود.
از آنجایی كه امام موسی كاظم علیه السلام فرزند سوم امام صادق علیه‌السلام بود و دارای برادر بزرگتری به نام اسماعیل بود و اسماعیل نیز در زهد و تقوا سرآمد خاندان هاشمی بود، بنابراین بعد از مرگ اسماعیل، امام جعفر صادق علیه‌السلام برای اینكه جلوی انحرافات را بگیرد، بارها در مراسم تشیع و تدفین اسماعیل بر فوت فرزند خود از حاضران گواه گرفت.
از «زرارة بن اعین» نقل شده كه گفت: نزد ابو عبدالله علیه‌السلام رفتم، سرور فرزندانش، موسی در سمت راست آن حضرت نشسته بود و رو به روی او تابوتی پوشیده بود. آن حضرت به من فرمود «داوود الرّقی و حمران و ابوبصیر را نزد من حاضر كن».
مفضل بن عمر نیز بر آن حضرت وارد شد. من بیرون آمدم و كسانی را كه امام دستور احضارشان را داده بود، حاضر كردم. یارانش یكی پس از دیگری وارد می شدند تا آنكه جمیعاً سی نفر شدیم.
چون، همه گرد آمدند، امام صادق علیه‌السلام فرمود «داوود! پرده از چهره اسماعیل برگیر». داوود پرده از سیمای اسماعیل برگرفت. آنگاه آن حضرت پرسید «داوود! آیا او زنده است یا مرده؟» داوود پاسخ داد: سرورم او مرده است.
بدین ترتیب امام پیكر مرده فرزندش را به یكایك یارانش نشان داد تا اینكه به آخرین نفر در مجلس رسید. همه حاضران نیز اعتراف می‌كردند و می‌گفتند: سرورم او مرده است. پس امام صادق علیه السلام فرمود«خدایا تو خود گواه باش.»، سپس دستور داد اسماعیل را غسل دهند و او را حنوط و كفن كنند.
چون كار غسل و حنوط و كفن اسماعیل پایان پذیرفت، امام صادق علیه السلام رو به مفضل كرد و فرمود: «مفضل! چهره او را بنمایان» مفضل چنین كرد. امام از او پرسید: آیا زنده است یا مرده؟ پاسخ داد: مرده. امام صادق علیه السلام فرمود «خداوندا بر ایشان شاهد باش». سپس اسماعیل را به طرف قبرش بردند و چون او را در قبر نهادند، امام فرمود «مفضل چهره او را بنمایان» و از جمعی كه حاضر بودند، پرسید «آیا زنده است یا مرده» همه پاسخ دادیم: مرده است.
پس آن حضرت فرمود «خدایا شاهد باش و شاهد باشند كه بزودی باطل گرایان به گمان و تردید خواهند افتاد». «یریدون لیطفؤا نور الله بأفواههم» سپس به امام موسی علیه‌السلام اشاره كرد و ادامه داد، «و الله متم نوره ولو كره الكافرون».
سپس به روی او خاك ریختند. امام صادق علیه السلام دوباره از ما پرسید: این میّت كفن شده حنوط شده مدفون در این قبر كیست؟ گفتیم: اسماعیل. فرمود «خداوندا شاهد باش». آنگاه دست فرزندش موسی را گرفت و فرمود: او حق است و حق با او و از اوست تا آنكه خداوند زمین و هر كس را كه در آن است، وارث شود.
بنابراین از آن جایی كه در دوران امام صادق علیه السلام فضای باز فرهنگی در جامعه به وجود آمده بود و مردم آن روزگار با توجه به گسترش معارف اهل بیت به سوی مذهب شیعه گرایش پیدا كرده بودند و افراد زیادی داعیه ریاست بر رأس شیعه را بر سر می پروراندند، به همین جهت آینده این مذهب پرمخاطره می نمود و امام سعی می كرد با معرفی موسی بن جعفر علیه السلام تا حدود زیادی این ترفندها را خنثی سازد.
فرقه قدرتمند اسماعیلیه كه پس از نهضت پیامبر (ص) بزرگ‌ترین جنبش انقلابی را پایه‌گذاری كردند و دولتی بزرگ و نیرومند در شمال آفریقا تأسیس كردند، زاده همین عقیده اشتباه بودند!

دوران زندگی پربار باب الحوائج را به دو بخش می توان تقسیم كرد:

1ـ دوران قبل از امامت، از سال 128 تا 148 قمری (20سال)
2ـ دوران بعد از امامت، از سال 148 تا 183 (35سال) كه همزمان با دوران خلافت عباسیان همچون منصور دوانیقی، مهدی عبّاسی، هادی عبّاسی و هارون الرّشید بود، و بیشتر دوران امامتش (23سال و دو ماه و 17 روز) در عصر خلافت هارون (پنجمین خلیفه عباسی) بود، و آن حضرت در این عصر سال‌ها در زندان‌ها متعدد به سر برد.
عبد صالح خدا چه شب‌های زیادی كه در مسجد نبوی به صبح می‌رساند و با صدای حزن انگیز همراه با قطرات اشك خدای خویش را صدا می‌كرد «عظم الذنب من عندى، فلیحسن العفو من عندك یا اهل التقوى و یا اهل المغفره» و هنگامی كه توسط خلیفه قسی‌القلب عباسی، هارون الرشید به جرم حق‌گویى و دفاع از حقیقت، دستگیر و روانه زندان شد، به جهت فراغتی كه به دست آورده بود، سجده شكر طولانی بجا آورد و چنین عرضه داشت «بار الها! من بارها از درگاه تو مسئلت می‌داشتم كه براى عبادت، فراغتى به من عنایت فرمائى تا به اطاعت و فرمان بردارى تو قیام ورزم، از اینكه اكنون درخواست مرا اجابت فرموده‏اى، در برابر چنین توفیقى سپاسگزارم».
آری! او كه به حق فرزند خلف امیرالمومنین است، باید كه این گونه باشد، اهل عبادت و بندگی خالصانه و به جا آوردن اعمال عبادی آن هم از سرشوق، با بردن آذوقه، پول و رسیدگی به نیازمندان و مساكین با چهره‌ای ناشناس به یاری آنها می‌شتافت، چنانچه شیخ مفید در این باره می نویسد «او شبانه از فقرا و مستمندان شهر مدینه تفقد و دلجویى به عمل می‌آورد و در زنبیل مخصوص پول و مواد غذایى به منازل و كلبه‏هاى آنان حمل می‌كرد و به ترتیبى در اختیار آنان قرار می‌داد كه گاهى خودشان هم نمی‌دانستند كه این كمك‏ها از سوى كدام شخص است و از كدام ناحیه صورت گرفته است».
و به دلیل ممارست طولانی با قرآن و عبادت‌های زیاد در میان مردم مدینه به «زین المتهجدین» یعنى زینت شب‌زنده‌داران و عبادت‌كنندگان شهرت یافته بود. در بین مردم مدینه این ضرب المثل رایج شده بود « تعجب از كسى است كه كیسه بذل و بخشش موسى بن جعفر به او رسیده باشد، ولى باز هم اظهار فقر و تنگدستى بنماید» كه نشان از جود و بخشش امام موسی كاظم علیه السلام دارد.
پیشوای هفتم شیعیان شخصاً به كار زارعت و كشاورزی مشغول بود و از دسترنج خویش استفاده می‌كرد، یكى از دوستان و شاگردان امام به نام حسن بن على بن ابى حمزه در این باره می‌گوید: «موسى بن جعفر علیه السلام را در مزرعه خود ملاقات كردم و مشاهده نمودم كه در مزرعه مشغول تلاش و فعالیت است به حدى كه از شدت حرارت و گرما، عرق تا قدم‏هاى مبارك او رسیده است.
گفتم: فدایت گردم كارگران و خدمتگزاران شما كجا هستند كه شما خودتان این چنین مشغول كار شده‏اید؟ امام فرمودند «بزرگوارتر از من و پدرم با دست خودشان در زراعت كار و تلاش داشتند و كار خود را به دیگران واگذار نمی كردند».
عرض كردم آنان كیانند؟ فرمود «جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر المؤمنین علیه السلام و پدران ارجمندم همگى، خودشان به امور كشاورزى و زراعت مباشرت داشتند و در مزرعه كار می‌كردند زیرا كشاورزى از كارهاى پیامبران و فرستادگان ‏شایسته الهى و مردان راه خدا است».
امام برای مبارزه با حكومت جور و ستمگر عباسی از تقیّه، مبارزه مخفیانه، استفاده می كرد و چه بسا ملقب ساختن او به لقب «كاظم» به شیوه حیات آن حضرت به صورت تقیّه و فرو خوردن خشم و غیظ در برابر دردها و فشار اشاره داشته باشد.
یا هنگامی كه علی بن یقطین اجازه دخول به دستگاه خلافت را گرفت، امام به شرطی چنین اجازه‌ای را صادر كرد كه او بتواند رفع ظلمى از مظلومان و بیچارگان كند.

به طور كلی فعالیت امام موسی بن جعفر را در دوران امامتشان می‌توان این گونه تقسیم كرد:


1- برنامه‌ریزی و آگاهی بخشی عقیدتی و پیداكردن راهكارهایی برای روبرو شدن با جریانات انحرافی عقیدتی و نژادپرستی.
2- نظارت مستقیم بر پایگاه های فعالیت پیروان خود و برقراری هماهنگی‌های لازم برای اتخاذ مواضع سلبی و منفی در برابر حكومت جور به منظور ناتوان كردن حكومت از نظر سیاسی و حرام اعلام كردن هرگونه همكاری با دستگاه طاغوتی عباسی كه منجر به رسمیت شناختن حكومت ظالم شود .
3- موضع آشكار و صریح در احتجاج با كسی كه زمامدار حكومت ‏بود به این كه آن ‏حق اوست نه دیگرى و بر همه مسلمانان در احراز این‏ مقام برترى دارد كه به طور مثال می‌توان به مناظره حضرت با هارون‌الرشید در مرقد نبى اكرم (ص) اشاره كرد كه در برابر توده‏اى ‏عظیم از اشراف و فرماندهان ارتش و كارمندان عالی‌رتبه دولت اتفاق افتاد.
هارون روى به ضریح مقدس رسول اكرم (ص) كرد و چنین سلام گفت «درود بر تو اى پسر عم»؛ آنگاه امام ‏كه حاضر بود، بر نبى اكرم درود فرستاد و گفت «سلام بر تو باد اى پدر».
هارون الرشید كه ناراحتی بر او چیره شده بود، با لحنی توأم با كینه و خشم‏ به او گفت «چرا گفتى كه تو از ما به رسول‌الله نزدیكترى؟» و امام‏ پاسخى تند به او داد و فرمود: «اگر رسول اكرم زنده می‌شد و از تو دخترت را خواستگارى مى‏فرمود، آیا او را اجابت می كردى؟»
هارون گفت: «سبحان‌الله! ‏و به این كار بر عرب و عجم فخر می‌كردم». امام گفت: «اما او دختر مرا خواستگارى نمی‌كرد و من دختر به او نمی‌دادم، زیرا او پدر ما است نه پدر شما. و به این علت ما به او نزدیكتریم» و در اینجا بود كه در صحن مسجد نبوی هارون‌الرشید فرمان دستگیری امام را صادر كرد.
4- تشویق امت اسلامی برای شورش و مبارزه با حكام منحرف عباسی و بیدار كردن وجدان‌های آنها
بنابراین امام با مدیریت ولایی خویش با فرستادن نمایندگانی به تلاش‌های تبلیغی خود ادامه دادند، با اینكه گسترش نهضت‌هاى علوى توسط گروهى از امامزادگان و سادات و افزایش قدرت سیاسى بنى‏عباس، خصوصاً در دوران خلافت هارون، باعث تشدید مراقبت و سخت‏‌گیرى نسبت ‏به این امام همام شد.
سلام بر امامی كه خاك ایران، پذیرای رضایش در مشهد و دربردارنده معصومه‌اش در قم و دربرگیرنده احمدش در شیراز و معطر از وجود نوادگانش در سراسر این كشور است.

 
 
     
 

پذیرش آگهی تبلیغاتی در سایت ( کلیک کنید)

:Freedom Message
Imam Khamenei : The essence of the Islamic awakening in the countries of the region is an anti-Zionism and anti-US movement. The Islamic awakening of the regional nations is a movement on the path of the prophets; and through vigilance, Muslim nations and Iran's great nation will not allow the Americans and the Zionists to derail or hijack this magnificent movement by causing rift and other plots. The great Islamic awakening in Egypt, Tunisia and other countries shows that the cruel and humiliating balance that the expansionist Westerners and puppet rulers had forced on the regional nations during the past 150 years has been upset and a new chapter has begun in the history of the region. any nation which rises against the US international dictatorship and domestic dictators” will be supported by Iran. the US was trying to cause troubles for Damascus by simulating in Syria the events which took place in Egypt, Tunisia, Yemen and Libya. But the nature of developments in Syria is different from events in other regional countries @like this

 

http://www.up.mersad.org/uploads/13084982701.gif

http://www.up.mersad.org/uploads/13099738011.jpg

سایت های برتر

خبرنامه

نام:

ایمیل:

لوگو سایت

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20
كد لوگوي ما

تماس مستقیم با مدیر

سایت مرصاد بر روی:

تبليغات ويژه

http://www.leader-khamenei.com/images/banners/leader-khamenei-logo.gif

http://bachehayeghalam.ir/wp-content/themes/bachehayeqalam/images/logo.jpg

 
 
کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه اینترنتی مرصاد می باشد.
نقل با ذکر منبع مجاز است