|
مطالب -
مذهبي
|
|
نوشته شده توسط مسافر
|
|
شنبه, 08 اسفند 1388 ساعت 08:48 |
|
حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیهالسلام) در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیهالسلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در كتاب تورات چنین مىخوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند كرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد كیست كه در صحرا به استقبال ما مىآید؟ خادم گفت: آقاى من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»(سفر پیدایش، باب 24، آیه 64 و65.) از این بیان روشن مىشود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیهالسلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد. حجاب در زمان حضرت سلیمان (ع) از کتاب مقدّس برمی آید که در عهد حضرت سلیمان علیه السلام زنان علاوه بر پوشش بدن، روبند بر صورت می انداختند.(1) و بر طبق گفته ی قرآن در عهد حضرت سلیمان علیه السلام حتی ملکه سبا، که خورشیدپرست بود، پوشش کامل داشت؛ زیرا از آیات مربوط به داستان ملکه سبا چنین به دست می آید که وقتی او وارد قصر حضرت سلیمان علیه السلام شد و خواست به نزدیک تخت او برود، چون حضرت سلیمان علیه السلام دستور داده بود کاخ را از سنگی آبگینه فرش نمایند، بلقیس دامنش را بالا کشید تا هنگام رد شدن خیس نشود. حجاب در آیین زرتشت در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده اند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمان ها پوشاندان موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است. و زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می کردند و همپای مردان به کار می پرداختند، ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهای فساد انگیز همراه بوده است. جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایار شاه به ملکه«وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی، به حکم دادوران، عنوان«ملکه ایران» را از دست داد. از زمان ساسانیان- که پس از نبوت زرتشت است- افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را بینند. در نقش هایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی شود و نامی از ایشان نیامده است. تجلیات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم گیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده اند. از آن جا که مرکز بعثت«اشو زرتشت» ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمی دیده است، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید تا با پندهای، خود ریشه های درونی حجاب را تعمیق و مستحکم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد. به پندو اندرزهای«اشو زرتشت» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهری با عفت باطنی، روشن تر شود؛ او می فرماید: ای نو عروسان و دامادان!.... با غیرت، در پی زندگانی پاک منشی بر آیید.... ای مردان و زنان! راه راست را در یابید و پیروی کنید. هیچ گاه گرد دروغ و خوشی های زودگذری که تباه کننده زندگی است، نگردید، زیرا لذتی که با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده ای است که با شیرینی در آمیخته و همانند خودش دوزخی است. با این گونه کارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیکی، به کسی می رسد که هوا، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد و کوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود. فریب خوردگانی که دست به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است. گفتنی است که در دین زرتشت، لباس یا کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش- یعنی چادر بر روی آن- بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند که استفاده از سیدره و کشتی- لباس مذهبی ویژه زرتشتیان- توصیه شده است. البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته موبد«رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه ای باشد که هیچ یک از موهای سر زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و کریم بدادار هورمزد؛ یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می کنیم.» براساس آموزه های دینی، یک زرتشتی مومن، باید از نگاه ناپاک به زنان دوری جوید و حتی از به کارگیری چنین مردانی خودداری کند. در اندرز«آذربادماراسپند» موبد موبدان آمده است:«مرد بد چشم را به معاونت خود قبول مکن.» در كتاب پوشاك باستانى ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاك اقلیتهاى میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتى چنین مىخوانیم:«این پوشاك كه بانوان زرتشتى از آن استفاده مىكنند، شباهتى بسیار نزدیك به پوشاك بانوان نقاط دیگر كشور ما دارد؛ چنانكه روسرى آنان از نظر شكل و طرز استفاده، نظیر روسرى بانوان بختیارى است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیك است و شلوار، از لحاظ شكل و بُرش، همان شلوار بانوان كُرد آذربایجان غربى است و كلاهك، همان كلاهك بانوان بندرى است». همچنین در جاهای مختلف شاهنامه سخن از زن نیكوی ایرانی و حجاب او به میان آمده است كه از این اشعار استفاده می شود كه زنان ایرانی از دیرباز حجاب داشته اند. اكنون به برخی از این اشعار توجه فرمائید: چنین گفت شیرین كه ای مهتران جهان گشته و كار دیده سران سه چیز باشد زنان را بهی كه باشند زیبای گاه مهی دگر آنكه فرّخ پسر زاید او زشوی خجسته بیفزاید او سه دیگر كه بالا و رویش بود به پوشیدگی نیز مُوَیش بود بدانگه من جفت خسرو بُدَم به پوشیدگی در جهان نو بُدَم بگفت این بگشاد چادر زروی همه روی ماه و همه پشت موی مرا از هنر موی بُد در نهان كه او را ندیدی كس اندر جهان نمودم همه پشت این جادویی نه از تنبل و مكر و ز بدخویی نه كس سوی من پیش از این دیده بود نه از مهتران نیز شنیده بود[2] سخن تهمینه همسر رستم: به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست چون من زیر چرخ كبود اندكیست كس از پرده بیرون ندیدی مرا نه هرگز كسی آواز شنیدی مرا سخن منیژه: منیژه منم دخت افراسیاب برهنه ندیده رخم آفتاب ویل دورانت دربارة حجاب زنان ایران می نویسد: در نقشهایی كه از ایران باستان برجای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود. این نقشها نشان می دهد كه زنان دارای حجاب، مخصوصاً با چادر بوده اند. نویسندة كتاب پوشاك باستانی ایرانیان در این رابطه می نویسد: تاریخ نویسان دربارة پوشاك آن زمان اكثراً به سكوت گذرانده اند .... با این وصف از روی برخی نقوش كه از آن زمان به جای مانده، به زنانی از این دوره بر می خوریم كه از پهلو بر اسب سوارند، اینان چادری مستطیل بر روی همة لباس خود افكنده اند و در زیر آن یك پیراهن دامن بلند، و زیر این نیز یك پیراهن دیگر بلند تر تا به مچ پا نمایان است. با این حال لباس مذهبی زرتشتیان در حال حاضر نشان دهندة وجود حجاب در دین زرتشت است. زرتشتیان دارای جامه ویژة مذهبی هستند كه هر فرد پسر یا دختر، پس از رسیدن به سن پانزده سالگی، باید آن را به تن نماید. بگونه ای كه نپوشیدن آن جامة مذهبی باعث ایجاد دیو «در وج ناسو» شمرده است.
|