
سوره مبارکه « یس » آیه شریفه 9
« وَ جَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ »
معنی : و پيش روى آنان حائل و سدّى و پشت سرشان نيز حائل و سدّى قرار داديم ، و به طور فراگير آنان را پوشانديم، پس هيچ چيز را نمىبينند.
نکته آیه :
با اين كه قرآن استوار و حكمتآموز است و رسالت پيامبر قطعى است و راه دين مستقيم است و خداوند قوى ومهربان است، لكن چون اكثر مردم، غافل، بىايمان و گرفتار خرافاتند، از هر سو بروند به سدّى محكم و بن بست برخورد مىكنند.
سيماى افراد لجوج در اين آيه بسيار دقيق و جالب ترسيم شده است :
اولاً : غافل هستند، « فهم غافلون » و در نتيجه ايمان نمىآورند. « فهم لا يؤمنون »
ثانياً : خرافات آنان را گرفتار كرده است. « فى اعناقهم اغلالا » و همچون شتر چموش از پذيرفتن حقّ سر باز مىزنند. « فهم مقمحون » از پيش و پس در محاصره هستند، « سدّا » و بر چشمان آنان پردهاى آويخته شده و نمىبينند.
شايد مراد از « من بين ايديهم سدّاً » آرزوهاى طولانى انسان براى آينده و مراد از « من خلفهم سدّاً » غفلت از خلافكارىهاى گذشته باشد كه آن آرزوها و غفلتها دو مانع بزرگ براى ديدن حقّ است.
در اين آيات، دو كيفر در برابر دو انحراف بزرگ قرار گرفته است. « فهم غافلون - فهم لا يؤمنون »، « جعلنا فى اعناقهم اغلالاً - جعلنا من بين ايديهم سدّا »
پیام آیه :
1- هزار چراغ دارد و بى راهه مىرود، بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش. « و جعلنا من بين ايديهم سدّا » 2- غافلان بى ايمان، نه از گذشتهى كفّار عبرت مىگيرند، «خلفهم» و نه از معجزه و استدلالى كه پيش روى آنان است. « من بين ايديهم » 3- كافر در بن بست است. « سدّا » 4- در تبليغ، معقولات را با محسوسات تشبيه كنيم. « سدّا»
آشنایی با سوره های قرآن
سوره : « زخرف »
معنی عنوان سوره : « زينت و زيور »
علت نامگذاری:
« نام سوره از آيه 35 گرفته شده كه ارزشهاي مادي و جلوه هاي مادي و فريبنده دنيا و زخرف (طلا و مانند آن) سخن مي گويد »
محتوای سوره :
«اهميت قرآن، نبوت پيامبر اسلام (ص) برخورد نامطلوب افراد نادان در برابر اين كتاب آسماني. دلايل توحيد در آفاق و نعمتهاي گوناگون خداوند بر انسانها. مبارزه با شرك، نفي نسبتهاي ناروا به خداوند، مبارزه با تقليدهاي كوركورانه و خرافاتي همچون تنفر از دختران يا ملائكه را دختران خدا پنداشتن و تصحيح اعتقادات خرافي. سرگذشت پيامبران و اقوام پيشين، مخصوصاً زندگي ابراهيم (ع) و موسي (ع) و عيسي (ع). مسأله معاد و پاداش مؤمنين و سرنوشت شوم كفار. تهديدها و انذارهاي قوي براي مجرمان. درهم كوبيدن ارزشهاي باطل و حاكم بر جامعه و افراد بي ايمان و بيان ارزشهاي والاي اسلامي و انساني. اندرزها و پندها.»
داستانهای سوره : « ابراهيم: 26 تا 28، موسي: 46 تا 56 ، عيسي: 57 تا 64 »
اولین آیه سوره : « حم »
فضیلت تلاوت سوره :
پيامبر اسلام (ص) فرمود: « كسي كه سوره زخرف را تلاوت كند از كسانيست كه روز قيامت به اين خطاب مخاطب مي شوند: اي بندگان من! امروز نه ترسي بر شماست و نه غمي، بدون حساب وارد بهشت شويد.»
این آیه در تفسیر المیزان
" وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ" كلمه" سد" به معناى حائل بين دو چيز است. و جمله" من بين أيديهم و من خلفهم" كنايه از همه جهات است. و كلمه" غشى" و" غشيان" به معناى پوشاندن است، مثلا مىگويند:" غشيه كذا" يعنى فلان چيز او را پوشاند و فرا گرفت. و نيز مىگويند:" أغشى (1) آنهايى كه كلمه پروردگارت بر آنان مستقر گشته ديگر ايمان نمىآورند. سوره يونس، آيه 96. (2) روح المعانى، ج 22، ص 214. (3) روح المعانى، ج 22، ص 214. (4) يعنى پس آنها ايمان نمىآورند چون سرهايشان از شدت نخوت و تكبر بالا است و نمىتوانند راه را از چاه تشخيص دهند (مترجم).
صفحهى 94 الامر فلانا" يعنى فلان گرفتارى شروع كرد فلانى را در خود فرو ببرد و بپوشاند. و اين آيه شريفه متمم تعليل سابق است. و جمله" جعلنا" در اين آيه عطف است بر" جعلنا" در آيه قبلى. و از تفسير فخر رازى حكايت شده كه در معناى تشبيهى كه در اين دو آيه آمده گفته است: مانعى كه نمىگذارد آدمى در آيات خدا نظر كند، دو قسم است: يكى از نظر در آيات أنفس جلو مىگيرد، و ديگرى از نظر در آيات آفاق، موانع قسم اول را تشبيه كرده به غل و زنجيرى كه صاحبش را مقمح مىكند، و نمىگذارد سر خود را پايين آورده و خود را نگاه كند، و چشم بر بدن خود بيفكند. و قسم دوم را تشبيه كرده به سدى كه اطراف آدمى كشيده شده باشد و نگذارد انسان آفاق را ببيند و آياتى كه در آفاق هست برايش ظاهر گردد، كسى كه مبتلا به اين دو مانع شود به كلى از نظر كردن محروم مىماند «1». و معناى دو آيه اين است كه: كسانى كه از اين كفار ايمان نمىآورند، براى اين است كه ما در گردنشان غل افكندهايم و دستشان را بر گردنشان بستهايم، و غل تا چانهشان را فرا گرفته و سرهايشان را بالا نگه داشته، به همين حال هستند، و نيز از همه اطراف آنان سد بستهايم، ديگر نه مىتوانند ببينند و نه هدايت شوند. پس در اين دو آيه حال كفار را در محروميت از هدايت يافتن به سوى ايمان، و اينكه خدا آنان را به كيفر كفرشان و گمراهى و طغيانشان محروم كرده، مثل زده و مجسم ساخته است. در تفسير آيه" إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها" «2» در جلد اول اين كتاب گفتيم: اين اوصافى كه در اين مثل و در نظايرش در قرآن براى مؤمنين و كفار ذكر شده، كشف مىكند از اينكه براى انسان حياتى ديگر در باطن اين حيات دنيوى هست كه از حس مادى ما پوشيده شده، و به زودى در هنگام مرگ و يا در روز بعث، آن حيات براى ما ظاهر و محسوس مىشود. پس بنا بر اين كلام در نظاير اين آيات و در مثلهاى مورد بحث بر مبناى حقيقتگويى است، نه مجازگويى، كه بعضى از مفسرين پنداشتهاند
این آیه در تفسیر نمونه
جمعى از مفسران شان نزولهائى براى آيه فوق ، و آيه بعد از آن ذكر كرده اند كه در باره ابو جهل يا مردى از طايفه بنى مخزوم يا قبيله قريش نازل شده ، آنها كرارا تصميم بر قتل پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) گرفتند، ولى خداوند از طريق اعجاز آنها را از اين كار بازداشت ، و در آن لحظه حساس كه به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيدند و مى خواستند ضربه كارى بزنند چشمانشان از كار افتاد، يا قدرت حركت از آنها سلب شد. ولى اين شاءن نزولها مانع از عموميت مفهوم آيه و گستردگى معنى آن در باره همه سردمداران كفر و متعصبان لجوج نخواهد بود، ضمنا تاييدى است بر آنچه در بالا در تفسير جمله فهم لا يومنون بيان كرديم كه منظور از آن اكثريت مشركان نيست ، بلكه اكثريت سردمداران شرك و كفر و نفاق است . آيه بعد توصيف ديگرى از همين افراد است ، و ترسيم گويائى از عوامل نفوذناپذيرى آنها، مى فرمايد: ما در پيش روى آنها سدى قرار داديم و در پشت سرشان سدى (و جعلنا من بين ايديهم سدا و من خلفهم سدا). آنها در ميان اين دو سد چنان محاصره شده اند كه نه راه پيش دارند و نه راه بازگشت ! و در همين حال ((چشمان آنها را پوشانديم لذا چيزى را نمى بينند)) (فاغشيناهم فهم لا يبصرون ). عجب ترسيم گويائى ؟ از يكسو همچون اسيرانى هستند كه در غل و زنجيرند. از سوى ديگر حلقه غل چنان پهن و گسترده است كه سرهاى آنها را به آسمان متوجه ساخته و مطلقا از اطراف خود چيزى نمى بينند! از سوى سوم سدى از پيش رو و پشت سر آنها را در محاصره خود قرار داده و راه پيش و پس را بر آنها بسته است . از سوى چهارم چشمان آنها بسته شده ، و قدرت ديد و باصره آنها به كلى از كار افتاده است . خوب فكر كنيد كسى كه داراى چنين اوصافى است چه كارى از او ساخته است ؟ چه چيزى مى فهمد؟ چه چيزى ميتواند ببيند؟ و چگونه ميتواند گام بردارد؟ و چنين است حال مستكبران خود خواه و خودبين ، و مقلدان كور و كر، و متعصبان لجوج در برابر چهره حقايق !
|