|
خلعت اعتکاف
به تن نما برادرم، خلعت اعتکاف را رسان به کام خویشتن، لذت اعتکاف را سه پنج روز زندگی، به راه و رسم زندگی به پا نما برادرم، همت اعتکاف را اگر که مُفت می خرند در این زمانه عمر را بیا بخر برای خود، عزّت اعتکاف را ز دود و داد در گذر، به حال خود نما نظر گزین در این میانه تو، خلوت اعتکاف را تشرّف است بی گمان، اجازه ای است در میان اگر دهند دست من، قسمت اعتکاف را

انسان موجودي است سالك و پويا به سوي معبود حقيقي خويش و از هرراهي كه برود و هر مسيري را كه در زندگي خود انتخاب كند، سرانجام به لقاي معبود خويش ميرسد:
«يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحاً فملاقيه. اي انسان البته با هر رنج و مشقت (در راه اطاعت و عبادت حق بكوش كه) عاقبت به حضور پروردگار خود ميروي.»(1)
با توجه به معناي اين آيه شريفه اگر انسان راه ايمان، خودسازي و تزكيه را بپويد، جمال و مهر خداوند را قطعاً ملاقات ميكند، ولي اگر راه كفر و طغيان را در پيش گيرد، قطعاً جلال و غضب او را.
در مقاله حاضر ارزش وفضیلت و آثار معنوی و اجتماعی اعتکاف مورد بررسی قرار گرفته است که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
● فرصت اعتکاف
اعتکاف در مسجد برای یک مسلمان فرصتی است تا او به فراخور توان و مشاغل اجتماعی اش هرچندگاه برای مدتی از جامعه و مردم منقطع شود و به درون روی آورد.
سید بن طاووس می گوید: «بدان که اوج و کمال اعتکاف، آن است که انسان، عقل و دل و دیگر اعضای بدنش را تنها بر اعمال صالح وقف کند و آن ها را بر درگاه خداوند و اراده مقدس او حبس نماید. معتکف باید فکر و جان و اعضای خود را با افسارهای مراقبت، به خوبی مهار کند و از چیزهایی که روزه دار باید از آن بپرهیزد، کاملا خودداری نماید. بلکه دقت و مراقبت معتکف، باید به مراتب بیشتر از روزه دار باشد: زیرا او هم روزه دار است و هم معتکف و هر معتکفی خود را ملزم نموده است که با تمام وجود به خداوند متعال روی آورد و رویگردانی و غفلت از حق را یکسره کنار نهد...»

● مفهوم اعتکاف
کلمه اعتکاف از ریشه عکف است. اهل لغت برای این ریشه معانی گوناگونی بیان کرده اند از جمله: رویکرد به چیزی با توجه و مواظبت، اقبال به چیزی به آن که روی از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چیزی، اقبال و ملازمت بر چیزی از روی تعظیم و بزرگداشت آن، التزام به یک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف.
مجموعه تعاریف بالا را می توان در یک تعریف خلاصه کرد: اعتکاف به معنی اقامت گزیدن در جایی است به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد. و در اصطلاح به معنای اقامت گزیدن سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع برای عبادت خدا اطلاق می گردد.

● اعتکاف در قرآن
کلمه «اعتکاف» در قرآن مجید نیامده ولی افعال و اسم هایی از مصدر عکوف در چند آیه قرآن وارد شده است. واژه «عاکفون» در چند جای قرآن وارد شده که درباره اعتکاف کنندگان مسجدالحرام و مساجد دیگر ذکر شده است. در آیه ۱۸۷ سوره بقره آمده است: «هنگامی که در مساجد معتکف هستید با زنان در نیامیزید.»
در تفسیر این آیه وارد شده که اعتکاف عبادتی است که حداقل با توقف سه شبانه روز در مسجد برای عبادت و توأم با روزه و ترک بسیاری از لذایذ انجام می شود و برای تصفیه روح و توجه ویژه به پروردگار اثر عمیقی به دنبال دارد.
همچنین در آیه ۱۲۵ سوره بقره خداوند به حضرت ابراهیم و اسماعیل فرمان می دهد که خانه خدا را برای طواف کنندگان و مجاوران و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده گزاران پاکیزه و آماده سازند.
این آیه شریفه اگر چه به شکل خاص از اعتکاف در مسجد الحرام سخن به میان آورده اما تمامی مساجد، بیت الله محسوب می شوند و اعتکاف در هر یک از آن ها از جهت عبادت دارای مراتب و درجات مختلفی است.
همچنین از کلام وحی استفاده می شود که در میان بنی اسرائیل نوعی روزه همراه با سکوت رایج بوده است. حضرت موسی (ع) با آن که مسئولیت سنگین رهبری امت را بردوش داشت، برای مدت زمانی آنان را رها کرد و برای خلوت کردن با محبوب خویش به کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش پروردگار فرمود: «... پروردگارا به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی.» (طه / ۸۴)

قرآن در جای دیگری از رهبانیت و گوشه گیری پیروان حضرت عیسی (ع) سخن به میان آورده و می فرماید: «و رهبانیتی را که خود ابداع نمودند از این رو برایشان مقرر نمودیم تا خشنودی خداوند را کسب کنند. پس حق آن را چنان که باید مراعات نکردند.» (حدید /۲۷)
علامه طباطبایی در ذیل تفسیر این آیه فرموده است: «لحن آیه شریفه نشان می دهد که خداوند در ابتدا رهبانیت را برای پیروان حضرت عیسی (ع) مقرر نفرمود، ولی آن را مورد تأیید قرار داده است.»
اسلام با پیش بینی عبادتی به نام اعتکاف که در واقع نوعی خلوت و درون گرایی است برای جلوگیری از آفت خدا فراموشی و خود فراموشی انسان ها، برنامه ریزی کرده است.
بنابر این با آن که روح تعالیم ادیان، دعوت به جمع و اجتماع نموده است، اما در عین حال از پیش بینی برنامه هایی که انسان را با درون خود پیوند می زند فروگذار نکرده است، زیرا حضور پیوسته و دائمی در محل کار و عرصه اجتماع و تلاش عملی، رفته رفته روحیه عمل گرایی را در انسان تقویت می کند و پیدایش آن سبب می شود که شخص از درون، تهی شود و به چیزی جز علم بیشتر، نیندیشد تا آن جا که گاهی حتی فرصت نمی کند که نتایج کارها و تلاش های خود را به درستی ارزیابی کند. از همین رو اعتکاف زمینه مناسبی است تا انسان به کاوش درباره انگیزه ها و روحیات خود بپردازد و در جهت رفع کاستی ها و تکامل آنها بکوشد.

● سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)
پیامبر خدا (ص) هر از چند گاهی به دور از غوغای مکه و سرو صدای مردم و هیاهوی بت پرستان، خود را به غار حراء می رسانید و به پرستش معبود حقیقی مشغول می شد. در شبی از شب ها در حالی که محمد (ص) معتکف کوی دوست بود، صدایی شنید. آری جبرئیل از آسمان ها جواب همه پرسش های پیامبر (ص) را در دفتری از نور به زمین آورده بود: دفتری که نسخه شفابخش همه دردهای بشری بود.
پس از بعثت و بعد از هجرت، پیامبر فرصتی دوباره می یابد تا به اعتکاف روی آورد و خلوتی با خدای خود داشته باشد. این بار اعتکاف را در مسجد النبی پی می گیرد.
رسول خدا افزون بر اهتمام عملی نسبت به اعتکاف، با بیان فضایل آن، مؤمنان رابه انجام این عمل تشویق می کردند.
امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) نیز به سنت اعتکاف عمل نموده و آن را زنده نگه می داشتند. درحدیث آمده است که امام حسن مجتبی (ع) با آن که در حال اعتکاف بودند، برای رفع حاجت برادر دینی خود اقدام نمودند و او را از مشکل مالی نجات دادند.
حضرت محمد صليالله عليه و آله وسلم افزون بر تلاش و كوشش عملي نسبت به اعتكاف، با بيان فضايل بزرگ آن، مومنان را به انجام اين امر مهم نيز تشويق مينمودند. در حديثي از آن بزرگوار آمده است: «اعتكاف عشر في شهر رمضان يعدل حجتين و عمرتين. يك دهه اعتكاف در ماه رمضان همچون دو حج عمره مفرده است.»)
● زمان اعتکاف
اعتکاف در هر زمانی که روزه گرفتن در آن جایز باشد صحیح است اما اعتکاف در ایام البیض ماه رجب و ماه رمضان و مخصوصاً ده روز آخر آن ماه فضیلت بیشتری دارد: زیرا سنت نبوی بر اعتکاف این ده روز دلالت دارد.

آثار اخروی اعتکاف
۱) آمرزش گناهان: توبه درحال اعتکاف موجب غفران الهی و ورود درصف نیکان است. زیرا: «اعتکاف از روی ایمان و یقین، باعث مغفرت او می شود.»
۲) نزدیکی به خدا: اعتکاف، موجب نیل به قرب الهی است؛ یعنی همان فلاح و رستگاری که انسان به وسیله عبادت آن را می جوید.
در حدیث معراج، خداوند از پیامبر خود سؤال می کند: ای احمد آیا می دانی درچه هنگام بنده به قرب من نایل می شود؟ و بعد در جوابش می گوید: زمانی که گرسنه یا در حال سجده باشد. در جای دیگری در همین حدیث شریف می پرسد: آیا از آثار گرسنگی و سکوت و خلوت مطلع هستی؟ سپس جواب می دهد که یکی از آثار آن، تقرب بنده به سوی من (خدا) است.
گرسنگی، سجده، سکوت از غیرکلام خدا و خلوت، همگی در اعتکاف جمع هستند و با این اعمال به خدای سبحان تقرب می جویند.
۳) دوری از آتش جهنم: در حدیثی آمده است که: «هرکس یک روز را به نیت قرب خدا اعتکاف کند، خداوند بین او و آتش سه خندق و سد ایجاد می کند.»
۴) تحصیل بهشت: از جمله آثار عبادت، رسیدن به بهشت و بهره مندی از نعمت های آن است. بی شک اگر معتکف بتواند در ایام اعتکاف آن گونه که باید رفتار نماید و رضایت حق تعالی را جلب کند؛ به درجاتی که برای مؤمنان درنظر گرفته شده خواهد رسید.
خداوند درقرآن می فرماید: «خداوند به مؤمنین و مؤمنات وعده بهشتی را داد که در زیر آن نهرها جاری است آنان در بهشت و درخانه های پاک دربهشت عدن جاودانه اند، رضوان و رضایت خدا بالاتر از بهشت است و آن فوز عظیم است.» (توبه/ ۷۲)
همان گونه که در آیه زیر اشاره شده است علاوه بر بهشت و نعمت های الهی، رضوان خدا که بالاترین نعمت ها است نصیب مؤمن خواهدشد.

● آثار فردی اعتکاف
همانطور كه هر عملي خالص و پاكي براي انسان، بهره و ثمراتي در بردارد اين عبادت خداپسندانه نيز داراي آثاري است كه ميتوان آن را در سه بعد مورد مطالعه قرار دارد.
آمرزش گناهان: اگر انسان در طول ايام اعتكاف موفق به توجه و انابه شود و رضايت پروردگار خود را جلب نمايد، به راحتي غفران الهي را براي خود كسب مينمايد و خود را در صف نيكوكاران جاي ميدهد. «و من اعتكاف ايمانا و احستساباً باغفرله ما تقدم من ذنبه» اعتكاف از روي ايمان و باور درست، باعث مغفرت و نجات او ميشود.
نزديكي به پروردگار: از آثار مهم اعتكاف، نيل به قرب الهي است، يعني همان رستگاري كه انسان بوسيله عبادت آن را ميجويد.
جلب محبت پروردگار: يكي از آثار برجسته و فراموش نشدني اعتكاف، حب و دوستي به خداوند تبارك و تعالي است و به فرموده قرآن كريم آنهايي كه ايمان آوردند شديداً دوستدار خدا هستند.
تحصيل بهشت الهي: از جمله آثار عبادت، رسيدن به بهشت و بهرهمندي از نعمتهاي آن است، قرآن كريم در سوره مومنون اوصاف مومنين و وصف حال آنها را چه زيبا توصيف نموده است:
« ... والذين هم علي صلواتهم يحافضون. اولئك هم الوارثون (7) و آنان كه بر نمازهايشان (و همه اوقات و شرايط ظاهر و باطن نماز) محافظت دارند.»
تقويت اراده: از آثار حتمي اعتكاف در زندگي فردي انسان، تقويت اراده آدمي است. برخورداري انسان از اراده قوي نه تنها در مسائل اخلاقي و ديني بسيار ضروري است، بلكه نقش آن در امور روزمره بر كسي پوشيده نيست. به قولي «مرد بايد كه در كشاكش دهر سنگ زيرين آسيا باشد.»
انس با معنويات: در پرتو اعمال پاك و خداپسندانهاي همچون اعتكاف ، كمكم ارتباط رواني خاصي بين انسان و مسجد، قرآن نماز، نمازشب و ادعيه بوجود ميآيد. به نحوي كه انسان مشتاق ارتباط با اين مهمات شده، دوري از آنها برايش ناگوار ميگردد.
دوري از غفلت و فراموشي: اعتكاف عبادتي چون نماز و به قول قرآن ذكرالله را دربردارد. ذكر همان دوري از نسيان ميباشد. غفلتي كه اگر به ذكر مبدل نگردد موجبات نابودي انسان را فراهم ميآورد.
تواضع و فروتني: اگر انسانها بتوانند در طول مدت اعتكاف (3 و بيشتر) خود را به اقيانوس بيكران وصل كنند و لقاي حق را بپويند، و خود را كوچك و حقير در مقابل قدرت لايزال ببيند، غرور آنها شكسته و ديگر در مقابل مخلوق گردنكشي نكرده و فروتني را پيشه خود ميكنند.

بهره سخن:
در دنياي پرهياهو مادي كه جاذبهها به سوي ماديت كشانده شده، بر قلب و روح انسان، زنگار مينشيند، زنگاري از غفلت و نسيان و دوري از خدا كه اگر با دعا و نيايش قرين نگردد، ممكن است روحانيت و معنويت را از وجود انسان عصر حاضر برچيند، در ميان عبادات «اعتكاف ويژگي خاصي» دارد و از جماعتي با مراسم حج و احرام برابري ميكند و در محيط يك مسجد جامع سه روز ماندن، روزه گرفتن و به عبادت پرداختن و خودسازي كردن و كوشيدن براي لقاي حق، تحول عظيمي در روح انسان پديد مي آورد كه صفا و نورانيت آن بينظير است.
اعتكاف روح را پاك ميكند، قلب را جلا ميدهد، اعتكاف محو خودخواهي در امواج بلند خداگرايي و خدمت به امت اسلامي است. اعتكاف فرار از لذت گرايي و هرگونه التذاذ جنسي و مهار حس خودخواهي و برتري جويي و بازگشت از قبله دنياگرايان به سمت وسوي قلب و قبله هستي است. خودسازي، تهذيب نفس، توجه و انابه، نماز و ذكر و تلاوت قرآن و ... همه و همه بسوي بارگاه حق شتافتن است و نهي از خودخواهي و ماديت گرايي
۱) مهمان شدن بر خدا: مسجد خانه خداست و چنانکه امام صادق(ع) می فرماید: «ماندن در مسجد که خانه خداست، به منزله میهمان شدن بر صاحب خانه است و تکریم میهمان فضیلت است و کسی از خدا سزاوارتر به این فضیلت نیست.»
از حضرت علی(ع) نیز روایت شده است که نشستن درمسجد برای من از نشستن در بهشت محبوب تر است زیرا با نشستن در بهشت به خواسته خودم نایل شده ام و با نشستن درمسجد به خواست خداوند نایل می شوم.

بنابراین معتکفان درمسجد، میهمان خداوند هستند و مورد اکرام پروردگار قرار می گیرند.
۲) تقویت اراده: از آثار حتمی اعتکاف در زندگی فردی انسان، تقویت اراده آدمی است. زیرا معتکفان با توجه به عبادت هایی که در طول اعتکاف انجام می دهند و از نماز و روزه نیرو می گیرند به این توفیق بزرگ دست می یابند. خداوند در قرآن می فرماید: «واستعینوا بالصبر و الصلوه » (بقره/۵۴) منظور از صبر دراین آیات روزه گرفتن است. علاوه بر این کسی که مدتی بر خلاف خواست درونی خود، خویش را در محلی حبس کند و از بسیاری از امور همچون حرف زدن در غیر امور عبادی پرهیز نماید، خود به خود تمرینی است برای اجتناب از بسیاری خواهش های نفسانی دیگر. برخورداری انسان از اراده قوی نه تنها در مسائل اخلاقی و دینی بسیار مهم است؛ بلکه نقش آن در امور روزمره نیز کاملا مشهود است.
۳) انس با معنویات: در پرتو اعمالی چون اعتکاف، ارتباط روانی خاصی بین انسان و مسجد، قرآن، نماز، نماز شب و ادعیه به وجود می آید به نحوی که انسان، مشتاق ارتباط با این امور شده و دوری از آنها برایش سخت می شود. فرد معتکف در ایام اعتکاف توفیق پناه بردن به قرآن کریم و تلاوت همراه با تدبر آن را می یابد و این امر وسیله ای است برای رسیدن به مقامات والا.
از امام صادق(ع) روایت شده است که قرائت کننده قرآن محتاج سه چیز است: دلی خاشع و بدنی فارغ و مکانی خلوت. زیرا هرگاه دل او خاشع باشد شیطان از او می گریزد، هرگاه بدن او از مشاغل دنیوی فارغ شد دل او متوجه قرائت قرآن می شود و هرگاه در مکان خلوتی باشد و از خلق کناره گرفته باشد، باطن او با خدا انس می گیرد و این حالات نصیب انسان معتکفی می شود که در مکانی خلوت و با خشوع قرآن را تلاوت کند.
همچنین معتکف این فرصت را پیدا می کند که در میان عبادت های خود به خواندن دعا نیز مبادرت ورزد. دعا به سبب مقام و منزلت ویژه ای که در دین مقدس اسلام دارد، روح انسان را خاشع می کند.
۴) دوری از غفلت: اعتکاف عبادتی است که نماز و به قول قرآن ذکر الله را دربردارد. ذکر همان دوری از غفلت است، غفلتی که اگر به ذکر مبدل نشود، موجبات سقوط آدم را فراهم می کند.
۵) تواضع و فروتنی: اگر انسان بتواند در طول اعتکاف، خود را به دروازه های معرفت الهی برساند خود را در دایره بیکران هستی، کوچک ببنید، تکبر و غرور از او رخت برمی بندد.

● آثار اجتماعی اعتکاف
اعتکاف آثار اجتماعی قابل توجهی نیز دارد که اجمالا به دو مورد آن اشاره می شود
۱) کاهش جرم و فساد: به عقیده جرم شناسان اجتماعی، گسترش مسائل معنوی، باعث کم شدن جرم و فساد درجوامع می شود. اعتکاف دراین زمینه می تواند نقش مهمی ایفا کند، زیرا مشتمل بر چند عبادت است و آثار معنوی ویژه ای برجای می گذارد.
۲) آشنایی و برقراری ارتباط دوستانه: حضور مؤمنین شهر در چند مسجد فرصتی است که مؤمنان یکدیگر را بشناسند و ارتباط دوستانه پیدا کنند و از آثار اخوت اسلامی برخوردار شوند.
● سابقه اعتکاف درایران
سنت اعتکاف در طول تاریخ کم و بیش در ایران اسلامی برپا شده است ولی از پیشینه آن در ایران، قبل از دوران صفویه، چیز زیادی در دست نیست. آنچه به صورت مستند وجود دارد برپایی این سنت الهی در دوران صفویه است که به همت شیخ لطف الله میسی و شیخ بهایی، در دو پایتخت صفویه، قزوین و اصفهان صورت گرفته است.
شیخ لطف الله، هم عصر عالم بزرگ شیعی شیخ بهایی است. او بسیار مورد توجه و عنایت شیخ بهایی بود تا آنجا که در برخی از مسائل شرعی، مردم را به شیخ لطف الله ارجاع می داده است. شاه عباس اول، مسجد شیخ لطف الله را در اصفهان به نام این عالم بزرگ و برای اقامه نماز توسط ایشان ساخت.
این عالم سخت کوش، به برپایی سنت اعتکاف اهتمام ویژه ای داشت. چنان که بر اثر تلاشهای خستگی ناپذیر او اعتکاف سنتی رایج و زنده شد.
شیخ بهایی نیز اهتمام ویژه ای به امر اعتکاف در ایران داشت. او در کنار شیخ لطف الله به ترویج این سنت همت گمارد.
پس از آمدن آیت الله عبدالکریم حائری یزدی به قم و تاسیس حوزه علمیه در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س)، سنت الهی اعتکاف، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت.
این سنت الهی که در طی چند قرن، بعد از دوران شیخ لطف الله و شیخ بهایی نوساناتی به خود گرفته بود، تولدی جدید یافت، اما حکومت خشن رضاخانی را نیز در برابر خود داشت.
عالم ربانی میرزامهدی بروجردی در سده اخیر پایه گذار این سنت حسنه در شهر قم بود. رفته رفته این سنت محمدی(ص) به دیگر شهرهای ایران سرایت کرد. او از ملازمان و مشاوران آیت الله حائری یزدی بود. وی به علت ایجاد جو خفقان رضاخانی به تنهایی در مسجد امام حسن عسکری(ع) معتکف می شد و هیچ کس همراه او نبود. بعدها یکی دیگر از علما به او ملحق شد و پس از چندی، پای دیگران نیز به این سنت کشیده شد، به حدی که آیت الله بروجردی درس های حوزه علمیه را جهت شرکت طلاب در مراسم اعتکاف تعطیل کردند.
|