امــروز : پنجشنبه, 04 خرداد 1391
 
 
 
 
ما 280 مهمان آنلاین داریم

پيام روز

اگر ما ملتهاى مسلمان بيدار باشيم، به نداى قرآن - كه ما را به صبر و استقامت و ثبات امر ميكند، به ما اميد ميدهد - گوش كنيم، به خداى متعال سوء ظن نداشته باشيم، به وعده‌ى الهى اميدوار باشيم و براى آن تلاش و كار كنيم، بدون شك به پيروزي دست پيدا خواهيم كرد

نحن الأمّة الاسلامية، إذا كنّا على يقظة من أمرنا، و استجبنا للقرآن الكريم الّذي يدعونا للصّبر والاستقامة و الثبات، فلن نقنط من رحمة الله، و سنتأمّل وعد الله تعالى و نصرته، و سنجاهد في سبيله، و إذن سنظفر بالانتصار من دون شكّ.

آيت الله خامنه اي 14 خرداد 1390

جستجو در سايت

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

Mersad.org

امتیاز گوگل من

Mersad20.com

رنك

 

به روایت لینک

   
 
خطبه امام حسین(ع ) درعاشورا چاپ
مطالب - مذهبي
نوشته شده توسط گروه فرهنگی مرصاد   
سه شنبه, 15 آذر 1390 ساعت 16:14

امام بر آن شد كه آن درندگان را قبل از انجام هر گونه جنایتى ، نصیحت كند و اتمام حجت نماید. پس مركب خود را خواست ، بر آن سوار شد، به آنان نزدیك گردید و خطبه اى تاریخى ایراد كرد كه شامل موعظه ها و حجتهاى بسیار بود. امام با صداى بلندى كه اكثر آنان مى شنیدند فرمود:

((اى مردم ! سخنم را بشنوید و شتاب مكنید تا حق شما را نسبت به خود با نصیحت ادا كنم و عذر آمدنم بر شما را بخواهم . پس اگر عذرم را پذیرفتید، گفته ام را تصدیق كردید و انصاف روا داشتید، سعادتمندتر خواهید بود و من هم مسؤ ولیتم را انجام داده ام و شما بر من راهى ندارید و اگر عذرم را نپذیرفتید و انصاف روا نداشتید، پس شما و یارانتان یكصدا شوید و بدون ابهام هر آنچه مى خواهید انجام دهید و فرصت هم به من ندهید، به درستى خداوندى كه كتاب را فرود آورده ، سرپرست من است و او صالحان را سرپرستى مى كند...)).

باد، این كلمات را به بانوان حرم نبوت رساند و آنان صدایشان به گریه بلند شد. امام ، برادرش عباس و فرزندش على را نزد آنان فرستاد و به آنان گفت :

((آنان را ساكت كنید كه به جانم سوگند! گریه آنان زیاد خواهد شد)).

هنگامى كه آنان خاموش گشتند، حضرت خطابه خود را آغاز كرد، خداوند را ستایش كرد و سپاس گفت ، بر جدش پیامبر اكرم ( صلّى اللّه علیه و آله ) ملائكه و انبیا درود فرستاد و در آن خطبه سخنانى گفت كه : ((به شمار نیاید و قبل از آن و بعد از آن سخنانى بدان حدّ از شیوایى و رسایى شنیده نشده و نرسیده است )).(83)

حضرت در قسمتى از سخنان خود چنین فرمود:

((اى مردم ! خداوند متعال دنیا را آفرید و آن را سراى فنا و نابودى قرار داد كه با اهل خود هر آنچه خواهد مى كند. پس فریب خورده آن است كه دنیا او را فریب دهد و بدبخت كسى است كه دنیا گمراهش سازد. مبادا این دنیا فریبتان دهد و مغرورتان سازد. هر كه به دنیا امید بندد، امیدش را بر باد مى دهد و آنكه در آن طمع ورزد، سرخورده خواهد شد. شما را مى بینم بر كارى عزم كرده اید كه در این كار خدا را به خشم آورده اید، كرمش را از شما برگرفته و انتقامش را متوجه شما كرده است . بهترین پروردگار، خداى ماست و بدترین بندگان ، شما هستید. به طاعت اقرار و اعتراف كردید، به پیامبر اكرم ( صلّى اللّه علیه و آله ) ایمان آوردید، اما به جنگ فرزندان و خاندان او آمده اید و مى خواهید آنان را بكشید. شیطان بر شما چیره گشته و یاد خداى بزرگ را از ضمیرتان زدوده است . پس مرگ بر شما و خواسته هایتان باد! انا للّه وانا الیه راجعون ، اینان قومى هستند كه پس از ایمان آوردن ، كفر ورزیدند پس دور باد قوم ظالم از رحمت خدا)).

امام با سخنانى كه یادآور روش انبیا و دلسوزى آنان براى امتهایشان بود، ایشان را نصیحت كرد، از فریب و فتنه دنیا بر حذرشان داشت ، آنان را از ارتكاب جنایت قتل خاندان نبوت ، ترساند و روشن كرد كه در آن صورت سزاوار عذاب دردناك و جاودانه الهى خواهند گشت .

امام رنجدیده ، سپس سخنان خود را چنین دنبال كرد:

((اى مردم ! به نسبم بنگرید كه من كیستم ، سپس به وجدان خود رجوع كنید و آن را سرزنش كنید و ببینید آیا سزاوار است مرا بكشید و حرمت مرا هتك كنید؟! آیا من نواده پیامبرتان و پسر وصى او و پسر عم او و اولین مؤ منان به خدا و تصدیق كنندگان رسالت حضرت ختمى مرتبت ، نیستم ؟!

آیا حمزه سیدالشهداء عموى پدرم نیست ؟!

آیا جعفر طیّار، عمویم نیست ؟!

آیا سخن پیامبر در حق من و برادرم را نشنیده اید كه فرمود: ((این دو، سروران جوانان بهشتند)). اگر مرا در گفتارم تصدیق مى كنید كه حق هم همان است . به خدا سوگند! از آنجا كه دانستم خداوند دروغگویان را مؤ اخذه مى كند و زیان دروغگویى به گوینده آن مى رسد، هرگز دروغ نگفته ام . و اگر مرا تكذیب مى كنید در میان شما هستند كسانى كه اگر از آنان بپرسید، به شما خبر خواهند داد. از ((جابر بن عبداللّه انصارى و ابوسعید خدرى و سهل بن سعد ساعدى و زید بن ارقم و انس بن مالك )) بپرسید، تا این گفتار پیامبر( صلّى اللّه علیه و آله ) درباره من و برادرم را براى شما نقل كنند. آیا همین (گفتار پیامبر) مانع شما از ریختن خون من نمى گردد؟!)).

شایسته بود با این سخنان درخشان ، خِرَدهاى رمیده آنان بازگردد و از طغیانگرى باز ایستند. امام هرگونه ابهامى را برطرف كرد و آنان را به تاءمل هر چند اندكى فرا خواند تا از ارتكاب جنایت خوددارى كنند.

آیا حسین نواده پیامبرشان و فرزند وصى پیامبر نبود؟!

مگر نه حسین همانگونه كه پیامبر گفته بود ((سرور جوانان بهشت است )) و همین ، مانعى از ریختن خون و هتك حرمت او مى گشت ؟!

لیكن سپاهیان اموى این منطق را نپذیرفتند، آنان رهسپار جنایت بودند و قلبهایشان سیاه شده بود و میان آنان و یاد خدا، پرده افتاده بود.

شمربن ذى الجوشن كه از مسخ ‌شدگان بود،پاسخ ‌امام را به عهده گرفت و گفت :

او (شمر) خدا را به زبان پرستیده باشد اگر بداند كه (امام ) چه مى گوید!

طبیعى بود كه گفته امام را درك نكند؛ زیرا زنگار باطل ، قلب او را تیره كرده و او در گناه فرو رفته بود. ((حبیب بن مظاهر)) كه از بزرگان و معروفین تقوا و صلاح بود، بدو چنین پاسخ داد:

((به خدا قسم ! مى بینم كه تو خدا را به هفتاد حرف (یعنى پرستشى تُهى از یقین ) مى پرستى و شهادت مى دهم كه نیك نمى دانى امام چه مى گوید. ولى خداوند بر قلبت مهر زده است )).

امام متوجه بخشهاى سپاه گشت و فرمود:

((اگر در این گفته شك دارید، آیا در اینكه نواده پیامبرتان هستم نیز شك دارید؟!

به خدا سوگند! در مشرق و مغرب عالم جز من ، دیگر نواده پیامبرى ، نه در میان شما و نه در میان دیگران ، یافت نمى شود.

واى بر شما! آیا به خونخواهى قتلى كه مرتكب شده ام آمده اید؟!

یا مالى كه بر باد داده ام و یا به قصاص زخمى كه زده ام آمده اید؟!)).

آنان حیران شدند و از پاسخ دادن درماندند. سپس حضرت به فرماندهان سپاه كه از ایشان خواستار آمدن به كوفه شده بودند، رو كرد و فرمود:

((اى شبث بن ربعى ! اى حجار بن ابجر! اى قیس بن اشعث ! و اى زید بن حرث ! آیا شما به من ننوشتید كه درختان به بار نشسته و مرغزارها سبز شده اند و تو بر لشكرى مجهز كه در اختیارت قرار مى گیرد، وارد مى شوى ...)).

آن خائنان ، نامه و پیمان و وعده یارى به امام را انكار كردند و گفتند ((ما چنین نكرده ایم ...)).

امام از این بى شرمى ، حیرت زده گفت :

((پناه بر خدا! به خدا قسم چنین كرده اید...)).

سپس حضرت از آنان روى گرداند و خطاب به همه سپاهیان گفت :

((اى مردم ! اگر از من كراهت دارید، مرا واگذارید تا به جایگاهم بر بسیط خاك بروم )).

((قیس بن اشعث )) كه از سران منافقین بود و شرف و حیا را لگدمال كرده بود، در پاسخ امام گفت :

((چرا به حكم عموزادگان خودت تن نمى دهى ؟ آنان جز آنگونه كه دوست دارى با تو رفتار نخواهند كرد و از آنان به تو گزندى نخواهد رسید)).

امام خطاب به او فرمود:

((تو برادر برادرت محمد بن اشعث هستى ، آیا مى خواهى بنى هاشم بیش ‍ از خون مسلم بن عقیل ، از تو خونخواهى كنند؟!

به خدا قسم ! نه دست ذلت به آنان خواهم داد و نه چون بندگان فرار خواهم كرد. بندگان خدا! به پروردگارم و پروردگارتان از آنكه سنگسارم كنید، پناه مى برم ، به پروردگارم و پروردگارتان از هر متكبرى كه به روز حساب ایمان ندارد، پناه مى برم ...)).(84)

این كلمات ، گویاى عزت آزادگان و شرف خویشتنداران بود، ولى در قلوب آن سنگدلان فرو رفته در جهل و گناه ، اثرى نكرد.

اصحاب امام نیز با سپاهیان ابن زیاد سخن گفتند، حجتها را بر آنان اقامه كردند و ستمگریهاى امویان و خودكامگى آنان را به یادشان آوردند. اما این پندها بى اثر بود و آنان از اینكه زیر بیرق پسرمرجانه باشند و با ریحانه رسول خدا( صلّى اللّه علیه و آله ) كارزار كنند، احساس سرافرازى مى كردند.

نام كتاب : زندگانى حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

اثر: علّامه محقق حاج شیخ باقر شریف قرشى

ترجمه : سیّد حسن اسلامى

 
 
     
 

پذیرش آگهی تبلیغاتی در سایت ( کلیک کنید)

:Freedom Message
Imam Khamenei : The essence of the Islamic awakening in the countries of the region is an anti-Zionism and anti-US movement. The Islamic awakening of the regional nations is a movement on the path of the prophets; and through vigilance, Muslim nations and Iran's great nation will not allow the Americans and the Zionists to derail or hijack this magnificent movement by causing rift and other plots. The great Islamic awakening in Egypt, Tunisia and other countries shows that the cruel and humiliating balance that the expansionist Westerners and puppet rulers had forced on the regional nations during the past 150 years has been upset and a new chapter has begun in the history of the region. any nation which rises against the US international dictatorship and domestic dictators” will be supported by Iran. the US was trying to cause troubles for Damascus by simulating in Syria the events which took place in Egypt, Tunisia, Yemen and Libya. But the nature of developments in Syria is different from events in other regional countries @like this

 

http://www.up.mersad.org/uploads/13084982701.gif

http://www.up.mersad.org/uploads/13099738011.jpg

سایت های برتر

خبرنامه

نام:

ایمیل:

لوگو سایت

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20
كد لوگوي ما

تماس مستقیم با مدیر

سایت مرصاد بر روی:

تبليغات ويژه

http://www.leader-khamenei.com/images/banners/leader-khamenei-logo.gif

http://bachehayeghalam.ir/wp-content/themes/bachehayeqalam/images/logo.jpg

 
 
کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه اینترنتی مرصاد می باشد.
نقل با ذکر منبع مجاز است