|
بسیاری از دوستان اهل سنت ما به دنبال آشکار شدن این واقعیت هستند که چرا شیعیان حضرت علی (علیه السلام) را اولین پیشوا و امام خود می دانند و هیچ حقی برای خلفای سه گانه قائل نیستند.
در اینجا ما بدون تعصب با مطالعه چندین کتب معتبر اهل سنت به این موضوع دست یافتیم که اگر تنها همین یک حدیث موجود بود و شیعیان هیچ گونه سند و دلیل دیگری هم نداشتند برای اثبات موضوع خلافت و جانشینی امیرالمومنین علی(علیه السلام) بعد از پیامبر کافی بود.
ما برای آشکارتر شدن موضوع و کشف حقیقت بدور از تعصب سند این حدیث را از کتب اهل سنت برای خوانندگان نقل می کنیم.
برای کشف حقیقت ها کافی است تعصب ها را کنار بگذاریم
متن حدیث غدیر:
پیامبر اکرم(صلی الله علیه) در آخرین سفر حج که به حجه الوداع معروف شد از طرف جبرئیل امین مامور ابلاغ موضوع مهمی به نبی اکرم شد.یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک.
در این زمان رسول الله دستور دادند همه در همانجا (غدیر خم) توقف کنند . کسانی که جلو افتاده اند برگردند و کسانی که عقب هستند به قافله برسند سپس از جهاز شتر ها تپه ای ساختند و پیامبر اکرم به بالای آن رفتند و در خطبه ای طولانی جانشین بعد از خود را به مردم معرفی کردند.
اگر کسی تنها یک بار این حدیث را بخواند و به مسائل قبل و بعد از این واقعه توجه نماید خواهد دانست که ادعای شیعیان آنچنان از واقعیت دور نیست.
چه ادله ای وجود دارد:
1- آیه ای که پیامبر اکرم را امر به ابلاغ پیام مهمی به مردم نمود و این امر موجب توقف آن قافله عظیم شد.
2- این پیام آنقدر مهم بود که پیامبر بلافاصله دستور توقف کاروان را دادند
3- خداوند متعال در ادامه آیه فرموده: ای پیامبر اگر این پیام را ابلاغ نکنی رسالتت را به پایان نرسانده ای!
4- در آن گرما پیامبر اکرم ناگهان همه را برای ایراد سخنرانی جمع نموده پس حتما کار بسیار مهمی داشته اند و قصد بیان سخنان مهمی را داشته اند
5- طبق جملات این حدیث شریف که سند آن به زودی برایتان بیان می گردد پیامبر اکرم از پایان عمر شریف خود خبر دادند
6- رسول الله از مردم در مورد خود اقرار به ولایت گرفتند.
7- ایشان امام علی (علیه السلام) را مولا و امام و جانشین بعد از خود معرفی نمودند
8- همه افراد پس از مراسم با حضرت علی ( علیه السلام) بیعت نمودن از جمله این افراد خلیفه اول و دوم بودند.
9- پس از مراسم دوباره آیه ای نازل شد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(آیه 3 سوره مائده)
10-چه اتفاقی افتاده که خدا دینش را کامل نموده.
11-چه اتفاقی افتاده که خداوند نعمت را تمام کرده.
شیعه دروغ می گوید و چنین حدیثی وجود ندارد...
واما سند این حدیث کجاست :
1- امام فخرالدین رازی در تفسیر کبیر مفاتیح الغیب.
2- امام احمد ثعلبی در تفسیر کشف البیان.
3- جلال الدین سیوطی در تفسیر در المنثور.
4- ابوالحسن علی ابن احمد واحدی نیشابوری در اسباب النزول.
5- محمد بن جریر طبری در تفسیر کبیر.
6- حافظ ابو نعیم اصفهانی در کتاب مانزل من القرآن فی علی و در حلیه الاولیاء
7- محمد ابن اسمعیل بخاری در ص375 جلد اول تاریخ خود .
8- مسلم بن حجاج نیشابوری در ص325 جلد دوم صحیح
9- ابی داوود سجستانی در سنن.
10-محمد بن عیسی ترمذی در سنن.
11-حافظ ابن عقیده در کتاب الولایه.
12-ابن کثیر شافعی دمشقی در تاریخ خود.
13-امام ائمه الحدیث احمد ابن حنبل (رئیس الحنابله) در ص 281 و 371 جلد چهارم مسند.
14-ابوحامد محمد بن الغزالی در سرالعالمین.
15-ابن عبدالبر در استیعاب.
16-محمد بن طلحه شافعی در ص16 مطالب السئول
17-ابن مغازلی فقیه شافعی در مناقب.
18-نور الدین بن صباغ مالکی در ص24 فصول المهمه.
19-حسین بن مسعود بغوی در مصابیح السنه.
20-ابوالموید موفق بن احمد خطیب خوارزمی در مناقب.
21-مجد الدین بی اثیر محمد بن شیبانی در جامع الاصول.
22-حافظ ابو عبدالرحمن احمد ابن علی نسائی در خصائص العلوی و سنن.
23-سلیمان بلخی حنفی در باب 4 ینابیع الموده.
24-محمد بن یزید حافظ ابن ماجه قزوینی در سنن.
25-حافظ ابو عبدالله محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری در مستدرک.
26-حافظ سلیمان بن احمد طبرانی در اوسط.
27-ابن اثیر جرزی در اسدالغابه.
28-یوسف سبط ابن جوزی در ص17 تذکره خواص الامه.
29-ابو عمر احمد بن عبد ربه در عقد الفرید.
30-ابن تیمیه احمدبن عبدالحلیم در منهاج السنه.
31-ابن حجر عسقلانی در فتح الباری- و تذهیب التهذیب.
32-زمشخری در ربیع الابرار.
33-عبیدالله بن عبدالله حسکانی در دعاه الهدی الی اداء حق الموالات.
34-امام فخر رازی در کتاب الاربعین
35-مقبلی در احادیث المتواتره.
36-سیوطی در تاریخ الخلفاء.پ
37-میر سید علی همدانی در موده القربی.
38-جمال الدین شیرازی در کتاب الاربعین.
39-ابوالفتح شهرستانی شافعی در ملل ونحل.
40-حافظ ابوبکر خطیب بغدادی در تاریخ خود.
41-ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه.
42-ابن خلدون در مقدمه تاریخ خود.
البته بسیاری دیگر از علمای اهل سنت این حدیث را نقل نموده اند که تعداد آنها به سیصد نفر می رسد.
در اینجا قضاوت با شماست
|