|
سالروز میلاد فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن ، همتای امیر مومنان بر تمام مسلمانان مبارک

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
خدای فاطمه در یک جمله کوتاه از احادیث قدسی . او را راز آفرینش و علت نهائی خلقت معرفی کرده می فرماید:
( یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک . و لولا علی لما خلقتک . و لو فاطمه لما خلقتکما )
ای احمد (ص) اگر تو نبودی جهان را نمی آفریدم . و اگرعلی نبود ترا نمی آفریدم . و اگر فاطمه نبود شما را نمی آفریدم
مقدمه : فاطمه زهرا(س) سرآمد خلقت
جابربنعبدالله انصاری از رسولالله (ص) نقل کرده است که خداوند متعال فرمودند: یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک و لو لا فاطمة لما خلقتکما.
حضرت فاطمه زهرا (س) تنها فرزند از فرزندان پیامبر خاتم حضرت محمدبنعبدالله (ص) است که سلسله خاندان پیامبر(ص) و عترت و امام پاک و خلفای روی زمین از نسل اویند چرا که دیگر فرزندان خاتم الانبیاء (ص) در دوران کودکی و قبل از حضرت پیامبر بدرود حیات گفتند، و بخاطر از دست دادن فرزندان بود که دشمنان و کافران پیامبر (س) را «ابتر» میخواندند و میگفتند که بعد از مرگ نامی از ایشان باقی نمیماند چون پسری ندارد.
اما با مشیت و خواست الهی دختری ماند و سوره مبارکه «کوثر» نازل شد که ای محمد (ص) نام تو جاویدان خواهد ماند. اگرچه فاطمه (س) از همان آغاز تولدش که چشم به جهان گشود، با انواع مصائب و تالّمات روحی روبرو بود و سختیها و رنجها را تحمل کرد ولی عمدهترین ستمها و فشارهایی که بر او وارد گردید، مربوط به ایام کوتاه مدتی است که پس از ارتحال رسول خدا انجام گرفت. با اینکه پیامبر (ص) شخصاً این ظلمها را ندید، ولی او به وسیله علم غیبی که داشت از آینده زهرا پرده برمیداشت و ستمهای آتی را میگفت.
سوال این است كه اولا یعنی چه پیامبر هدف خلقت جهان است و ثانیا آیا مقام فاطمه از پیامبر بالاتر است ؟
روايت »لولاك لما خلقت الافلاك «) در »بحارالانوار«, ج 15, ص 28; ج 16, ص 406, و ج 57, ص 199, آمده است در اين باره , يكي از سه معناي زيرشايان توجه است : 1. هدف از خلقت جهان , چيزي است كه جز با وجود پيامبر(ص) تحقق پيدا نمي كند. از ديدگاه قرآن , همه ي جهان براي انسان آفريده شده است : » خلق لكم ما في الارض جميعا «, انسان نيز براي بندگي آفريده شده است : » و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون «, حقيقيت عبادت خداوند در ميان انسان ها محقق نمي شود; جز با هدايت پيامبران واز آن جاكه نبي اكرم (صلي الله عليه و آله ), پيام آور دين كامل الهي است .
پس صحيح است كه گفته شود , عبادت خداوند , جز با وجود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) در ميان بندگان خدا به طور كامل محقق نمي شود. 2. پيامبر(صلي الله عليه و آله) مي تواند تمام هدف از آفرينش جهان را در خود متجلي كند و آن هدف را به صورت كامل در خود محقق سازد . كه بدون آن حضرت هدف از خلقت جهان به معناي تمام و كمال خود محقق نمي شد اگر چه ديگر انسان ها هر يك به اندازه ي مرتبه ي كمالشان , آن هدف را محقق كرده اند. 3. تو غرض اصلي من از خلقت جهان بوده اي و ديگران را طفيلي تو خلق كردم . طبق معناي قبلي , پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) كسي است كه هدف از آفرينش جهان را به تمام و كمال در خود محقق ساخته است ; اما براي اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) بتواند در اين دنيا چنين كمالي را در خود محقق سازد, بايد همه ي اين جهان آفريده مي شد و همه ي اين انسان ها - چه موئمنان و چه كافران - و حتي دشمنان پيامبر و دوستان آن حضرت , بايد خلق مي شدند تا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ), مجال رشد و تكامل پيدا مي كرد و مي توانست قابليت هاي خود را به فعليت برساند. البته در اين معنا, چنين نيست كه مثلا" دشمنان از روي جبر با آن حضرت دشمني كرده اند; بلكه وجود انسان هايي براي تحقق كمال اختياري پيامبر نياز است و پيامبر مي تواند در فضاي ميان آنان - چه فضاي دوستي و چه دشمني - در مسير رشد و تكامل خود قرار گيرد. انسان هاي ديگر نيز هر يك به اندازه ي مرتبه ي كمالشان , غرض از خلقت اند; يعني , هر اندازه كه كمال آنان بيشتر باشد, غرض اصلي از خلقت نيز به آنان بيشتر تعلق مي گيرد و هر اندازه نقصان دارند, به همان اندازه طفيلي اند و غرض به طور عرضي به آنان تعلق گرفته است. گفتني است كه اين سه معنا با يكديگر منافاتي ندارد و همه ي آنها با هم سازگار است . خداوند, مي خواهد همه ي انسان ها به كمال نهايي برسند و اين كمال , متوقف بر اطاعت از دين است و دين را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) آورده است . از سوي ديگر هر انساني , به اندازه اي كه به كمال مي رسد, هدف از خلقت را در خود محقق ساخته است و در كوتاهي هاي خود و نقصان اختياري اش , از هدف خلقت دور شده است . پس وجود اين نقصان ها, غرض اصلي نيست , بلكه به تبع و بالعرض , امكان وجود پيدا كرده است . سوم . با قطع نظر از اين كه آيا ذيل روايت »و لولا فاطمه لما خلقتك « با سند صحيح نقل شده , [(آنچه به عنوان ذيل روايت آمده , عبارت است از: »... و لولا علي لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما«, (مستدرك سفينه البحار, شيخ علي النمازي , ج 3, ص 168 و 169); و نيز: »فلولاكم ما خلقت الدنيا و الأخره و لا الجنه و النار, (همان , 167); و نيز »و لولاكما لما خلقت الافلاك «, (بحارالانوار, ج 74, ص 116)]. يا نه , معاني محتمل در آن چنين است : 1. چنان كه گذشت , بندگي انسان ها جز با پيروي از دين ممكن نيست و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ), اين دين را آورده است .
گفتني است كه امامان حافظ دين هستند و اگر پس از وفات پيامبر(صلي الله عليه و آله), امامت نبود, دين پيامبر(صلي الله عليه و آله ) به انحراف كشيده مي شد.
به عبارت ديگر خداوند, دين خاتم را از طريق »امامت « حفظ مي كند و امامان - به جز حضرت علي (عليه السلام ) - همه از فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله عليها ) هستند.
پس صحيح است كه گفته شود: »اگر فاطمه نبود, امامان هم - به جز حضرت علي (عليه السلام ) - نبودند و دين باقي نمي ماند و در نهايت هدف از آفرينش انسان (بندگي ) نيز محقق نمي شد«. 2. فاطمه زهرا(سلام الله عليها ), پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) و امامان معصوم (عليهم السلام ) همه يك نوراند و كمال آنان هيچ تفاوتي با هم ندارد. پس اين چهارده تن , همه با هم هستند و دوگانگي از حيث كمال بين آنان نيست و همان گونه كه پيامبر(صلي الله عليه و آله ) تحقق بخش هدف آفرينش جهان است , فاطمه (سلام الله عليها ) و امامان (عليهم السلام ) نيز, همان گونه اند و فرقي از اين جهت ميان آنان نيست . اين معنا, مي تواند جملات ديگري را نيز كه در شائن اهل بيت وارد شده است توضيح دهد و آن جملات نيز مي تواند احتمال اين معنا را تقويت كند; به عنوان نمونه پيامبر(صلي الله عليه و آله ) مي فرمايد: »حسين مني و انا من حسين « (بحارالانوار, ج 43, ص 316). اينكه حسين (عليه السلام ) از پيامبر است , روشن است , اما اين كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) از حسين (عليه السلام ) است , به اين دو معنا است ; اولا" دين پيامبـــر(صلي الله عليه و آله) به واسطه ي امام حسين (عليه السلام ) باقي مي ماند.
ثانيا" آن دو يكي هستند و فرقي ميان شان نيست . هم چنين رسول اكرم (صلي الله عليه و آله ) مي فرمايد: »خدا با رضاي فاطمه راضي مي شود و با خشم او غضبناك مي گردد« (ر.ك : بحارالانوار, ج 43, ص 19 به بعد). اين بدان دليل است كه رضاي فاطمه (س ) و خدا داراي يك ملاك است ; يعني هر موردي كه ايجاد رضايت مي كند, هر دو را با هم راضي مي نمايد و اگر خشمگين كند, هر دو را خشمناك مي سازد; زيرا فاطمه نيز فقط به رضاي خدا, راضي مي شود. پس چنين نيست كه خداوند, منتظر باشد كه فاطمه (س ) از چه چيزي راضي مي شود تا بعد از او راضي شود.
|