|
"ان ربك لبالمرصاد ... "
چه فكرها در سرشان بود ! قرار بود در عرض 33 ساعت تهران را به تعبير خود فتح كنند. نتيجه "فروغ جاودان " منافقين، "مرصاد " بود كه مجاهدين واقعي اسلام حماسه آفريدند. يادشان رفت كه "ان ربك لبالمرصاد "...

کمین گاه
مرصاد به معنای کمین گاه و نام عملیات پیروزمندانه رزمندگان اسلام علیه منافقان کوردل بود. در این عملیاتْ منافقان، خامْ اندیشانه تصور کردند که به راحتی می توانند از مرزهای ایران عبور کنند و چند ساعته، خود را ظفرْمندانه در تهران ببینند. ولی زهی خیال باطل که رزمندگان سلحشور اسلام، دلاورانه در تنگه مرصاد، به کمین آن نگون بختان نشسته بودند و با اندک نبردی، آنان را زبون و خوار ساختند. که «همانا پروردگار تو در کمین گاه [ستم گران [است».
عملیات «مرصاد» را با رمز «یا علی ابن ابی طالب علیه السلام » آغاز کرده و طی چند ساعت، صدها تن از منافقان را به هلاکت رسانده و مابقی را به فرار واداشتند.

یادبود شهیدان
پس از عبور از دشت های پهناورِ ماهی دشت، به تنگه مرصاد می رسیم. در وسط تنگه، آثار و بقایای چند دستگاه ماشین آلات نظامی و چند قبضه تانک و ضد هوایی نیمه سوخته، به همراه آرم منافقان مشاهده می شود. نزدیک تر که می شویم، تابلوی بزرگی زیبنده به پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی به چشم می خورد که در پایین آن نوشته شده «به مرصاد خوش آمدید». چند متر آن طرف تر، اسکلت بنای با عظمتی توجه هر مسافری را به خود جلب می کند. این بنا، یادبود شهیدان عملیات مرصاد است که در آن، آثار دلاوری های رزمندگان اسلام و بقایای جنایات منافقان به نمایش گذاشته می شود تا درس عبرتی باشد برای هر چه منافق صفت است.
ما، در سال روز این عملیات غرورآفرین، یاد همه شهیدان انقلاب اسلامی، به ویژه شهیدان عملیات مرصاد را گرامی می داریم.
غافل گیری منافقان
پذیرش قطع نامه 598 از سوی ایران، همان گونه که عراق را در بُن بست سیاسی ـ نظامی شدیدی قرار داد و توطئه های وسیعی را که از سوی استکبار جهانی بر ضد انقلاب اسلامی تدارک دیده شده بود نقش بر آب کرد، بر گروه ها و عناصر مخالف نظام جمهوری اسلامی نیز شوک شدیدی وارد ساخت. در این میان، منافقان به عنوان تنها گروهی که همه هستی سازمان خود را در گرو جنگ نهاده بودند، بیشترین صدمه را از پذیرش قطع نامه متحمل شدند.
سازمان منافقین در حالی که ارتش عراق نیروهای ایران را در مناطق جنوب درگیر کرده بود، با جمع آوری و راه انداختن چندین هزار نیرو، می خواست که در قالب ستونی نظامی به قلب تهران حمله ور شود و از این رو حمله به ایران را تدارک دید.

ماهیت منافقان
برای شناخت گروهک منافقان کافی است بگوییم: این گروه منافق، همان هایی بودند که دم از خلق می زدند و بعد از چندسال، با صدام، دشمنی که سال ها آتش خانمان سوزی به روی مظلوم ترینِ خلق ها گشوده بود، هم دست و هم داستان شده و آتش به خرمن خلقی زدند که روزی و روزگاری، نقش دایه دل سوزتر از مادر را برایشان بازی می کردند.
دشمنی که آن شب روبه روی سپاه اسلام بود، دشمنی بود که با تصورات پوشالی آمده بود انقلابی اصیل ومردمی را ساقط کند و نام بازی کودکانه اش را نیز «فروغ جاویدان» گذاشته بود.

هدف منافقان
هدف منافقان از حرکت سریعی که در عمق خاک ایران انجام می شد، تسخیر چندین شهر و در آخرْ رسیدن به تهران بود. آن ها درنظرداشتند تا با وارد کردن سیزده تیپ رزمی در تهران، ضمن تسخیر و اشغال مراکز مهم، قدرت را به خیال خود به دست گیرند. بر طبق زمان بندی این طرح، نیروهای منافق بایستی ساعت شش بعدازظهرِ روز دوشنبه سوم مرداد ماه 1367 به «کِرِند» و ساعت هشتِ شب به «اسلام آباد» و دهِ شب به «باختران» رسیده و در این شهر دولت خویش را اعلام نمایند. ولی این خیال باطل، هیچ گاه به انجام نرسید و منافقان، شکست سختی را پذیرا شدند.
ساده لوحان
بنا به اعتراف یکی از اعضای رده بالای منافقان که در جریان عملیات مرصاد توسط رزمندگان اسلام دستگیر شده بود، نیروهای این گروهک به پیروزی خود در حرکتی که آغاز کرده بودند، اطمینان بالایی داشته اند. در این تهاجم، تقریبا همه افراد رده بالای سازمان شرکت کرده بودند و طبیعی است که اعزام عناصری نظیر آن ها، نشان دهنده میزان امیدواری منافقان به موفقیت طرح بوده است. جالب تر این که در این عملیاتْ عناصر شرکت کننده، بسیاری از لوازم شخصی، نظیر پاسپورت، شماره تلفن دوستان و... را با خود آورده بودند و بسیاری از آن ها پس از دستگیری اظهار می داشتند که توهّم دست یابی به تهران و براندازی جمهوری اسلامی، به اندازه ای در ذهن آن ها قوی و غیرقابل تردید بوده است که کمترین احتمالی برای تصور شکست و ناکامی باقی نگذاشته بود.
ملت غیور
از جلوه های زیبای حمله مرصاد این بود که نشان داد دشمنانْ ملت را نشناختند و فکر می کردند که هشت سال جنگ، محاصره شدید اقتصادی، ویرانی شهرها و روستاها، بمباران های هوایی و موشکی، غرق به خون شدن هزاران سروِ راستْ قامت، اسارت و جانبازی هزاران دلاورْمرد و... ملت ایران را از پای درآورده و آنان را به آینده بدبین و ناامید کرده است، ولی ملت غیور ایران ثابت کرد که حفظ کیان جامعه اسلامی را بر همه چیز ترجیح می دهد و در این راه، تا پایان جان ایستاده است.
عشایر دلاور
در جریان عملیات مرصاد، مردم منطقه غرب کشور و به ویژه عشایر دلاور با حضور در خطوط مقدّم نبرد، بار دیگر رشادت و پای مردی خویش را به نمایش گذاشتند. آنانی که افتخار حضور در میدان مرصاد را داشته اند، خوب به یاد دارند که ایلات و عشایر سرافراز و متدیّنْ چگونه ضمن اعلام حمایت از جمهوری اسلامی، دسته دسته با لباس های محلی، به تنگه مرصاد آمده ودر کنار برادران و فرزندان خود، به دفاع از آبرو، شرف، دین، عزت و سربلندی ملت ایران پرداختند. 
عملیات مرصاد
در ساعت 30/14 روز سوم مردادْماه 1367 منافقان و ارتش عراق، عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق شهرستان سرپل ذهاب آغاز کردند، ولی پس از ساعاتی در گردنه حسن آباد زمین گیر شدند. این حالت سه روز طول کشید تا آن که نیروهای دلاور نظامی ایران، با سازمان دهی و طرحی حساب شده، در روز پنج شنبه ششم مردادماه عملیات «مرصاد» را با رمز «یا علی ابن ابی طالب علیه السلام » آغاز کرده و طی چند ساعت، صدها تن از منافقان را به هلاکت رسانده و مابقی را به فرار واداشتند.
نماد وحدت
عملیات مرصاد را می توان نمادی جاوید و به یادماندنی از وحدت و یک پارچگی تمامی اقشار مردم و نیروهای مسلح در دفاع از تمامیت ارضی کشور و پاسداری از ارزش های والای انقلاب و آرمان های بلند دینی ـ ملی از یک طرف، و نفرت و انزجار از خیانت کاران و کسانی که نقش ستون پنجم دشمن را در هشت سال دفاع مقدس برعهده گرفته بودند، نام نهاد. مرصاد را باید اوج بیزاری تمامْ عیار ملت شریف ایران از خشونت، ترور، آدم کشی و مزدوری برای بیگانگان به حساب آورد.
در جبهه دشمن چه می گذرد؟
شب پیش از عملیات منافقین، مسعود رجوی در جلسه ای که به منظور توجیه نیروها در "مقر اشرف" برپا شده بود، در پاسخ به فرمانده یکی از تیپ هایی که از وی درباره "کالک عملیاتی" سوال کرد، به نقشه بزرگ ایران که روی دیوار پشت سر او نصب شده بود، اشاره کرد و گفت:
"این کالک عملیاتی است و شما به آسانی طبق جدول زمانبندی شده ای که در دست دارید، به تهران خواهید رسید و با سرنگونی رژیم، همه ایران در اختیار شما خواهد بود."
منافقین حاضر در جلسه، با کف زدن های پی در پی و فریاد کشیدن های ممتد، سخنان سرکرده خود را تایید کرده بودند.
چندهفته پیش از آن، یعنی روز دوشنبه 6/4/1368 (27 ژوئن)، (مروین دایملی)، نماینده کنگره از ایالت (اوهایو)، در تظاهرات منافقین در واشنگتن شرکت کرده بود و طی سخنانی که بخش هایی از آن در یکی از کانال های تلویزیونی آمریکا پخش شد، با اطمینان خطاب به منافقین شرکت کننده در تظاهرات گفته بود:
"نباید دست از تلاش بردارید مطمئن باشید که با کمی صبر و تلاش بیشتر، به زودی از مهران به تهران رژه خواهید رفت!"
اظهارات دایملی که به صورت نوار ویدئویی در میان کلیه اعضا و هواداران سازمان پخش شده بود، در حالی ایراد شده است که چند روز پیش از آن، یعنی در تاریخ 30/3/1367 (20 ژوئن) 138 تن از نمایندگان کنگره و 14 نفر از سناتورهای آمریکایی، طی نامه ای خطاب به "جورج شولتز" وزیر امور خارجه این کشور، از وی خواسته بودند که به رشد جنبش های مقاومت داخلی در ایران توجه کند و دراین راستا اعلام کرده بودند: "استفاده از سازمان مجاهدین که مقر آن در عراق است، اکیداً توصیه می شود... "
در همین ایام، صدام حسین طی سخنانی که در مراسم تشویق خلبانان عراقی ایراد کرده و متن کامل آن از رادیو بغداد و سپس ترجمه قسمت هایی از آن از رادیو منافقین پخش شده بود، گفته بود: اگر ایرانی ها به شرارت ادامه دهند، هیچ کس را در کنار خود نخواهند دید و مدتی دیگر می بینند که مجاهدین خلق به عمق بیشتری در داخل ایران نفوذ می کنند و در تهران، طاغوت های جنگ افروز ایران را سرنگون خواهند کرد...
بنا به اعتراف یکی از اعضای رده بالای منافقین که در جریان عملیات مرصاد توسط رزمندگان ایران دستگیر شده بود، چند روز پیش از تهاجم منافقین به کرند و اسلام آباد، محسن رضایی، عضو مرکزی سازمان، پس از نشستی با حضور مسعود رجوی و 2 تن از افسران ارشد دایره استخبارات (امنیت) ارتش عراق، از بغداد به واشنگتن رفت و پس از شرکت در جلسه خصوصی یکی از کمیسیون های کنگره آمریکا، به عراق بازگشت و 3 روز بعد عملیات منافقین آغاز شد ...
تمام شواهد، قرائن، اسناد و مدارک به دست آمده و نیز اعترافات افراد دستگیر شده در جریان عملیات مرصاد، حکایت از آن دارد که منافقین نسبت به پیروزی خود در حرکتی که آغاز کرده بودند، اطمینان کامل داشتند. در این حمله، تقریباً همه افراد رده بالای سازمان، نظیر مهدی ابریشمچی، محمود عطایی، محمد حیاتی، ابراهیم ذاکری، مهدی افتخاری و ... شرکت کرده بودند. اعزام عناصری نظیر آنان، نشان دهنده میزان امیدواری منافقین به موفقیت طرح بوده است(!) منافقین شرکت کننده در این عملیات، بسیاری از اشیای شخصی و لوازمی که معمولاً یک نیروی عملیاتی، به هنگام عملیات همراه خویش ندارد، نظیر پاسپورت، عکس های خانوادگی، شماره تلفن دوستان و کادو برای آشنایان و ... را با خود آورده بودند و دستگیرشدگان اظهار می کردند: "قرار بود بقیه وسایل و لوازم شخصی را بعداً برایمان بفرستند!! تمامی منافقین دستگیر شده، اعم از عناصر رده بالا یا عضو و هوادار معمولی، در اعترافات خویش اظهار می کردند که "توهم دستیابی به تهران و براندازی جمهوری اسلامی" به اندازه ای در ذهن آنان قوی و غیر قابل تردید بوده است که کمترین محلی برای تصور شکست و ناکامی باقی نگذاشته بود.
صاحبخانه به ما فشار می آورد...
دو روز پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران، محمود عطایی از اعضای مرکزیت سازمان منافقین در یک نشست توجیهی با سایر اعضای کادر مرکزی سازمان، در پاسخ به چند تن از اعضای رده بالای این گروه که به رغم اطمینان های داده شده هنوز هم نسبت به موفقیت آمیز!! بودن حرکتی که قرار بود هفته بعد انجام پذیرد، تردید داشته و آن را "انهدام وسیع نیروهای سازمان" می دانستند، گفت:
"مسعود می گوید که صاحبخانه به ما فشار می آورد" و در ادامه با یادآوری این نکته به حاضران که "سازمان و عراق با یکدیگر وحدت استراتژیک دارند" و ضربه احتمالی به سازمان برای "دوستان عراقی" نیز نوعی ضربه محسوب می شود، دوباره "موفقیت حتمی عملیات"!! اطمینان کامل داده و تآکید ورزیده بود که: "این فشار صاحبخانه را نباید غیردوستانه تلقی کرد؛ چرا که به هر حال ما سرنوشت مشترکی داریم و آنها به همان اندازه که برای سربازان خود دل می سوزانند، برای ما نیز دلسوز هستند".
خبرنگار خبرگزاری رویتر در همان ایام، طی گزارشی با اشاره به پذیرش قطعنامه از جانب ایران، درباره واکنش احتمالی عراق اظهار نظر کرده بود:
"... دیپلمات ها دچار این ظن هستند که بغداد از ارتش آزادی بخش ملی(!) برای حفظ فشار نظامی بر تهران استفاده کند و در عین حال هنوز می تواند در مقابل خاویر پرزد کوئیار دبیرکل سازمان ملل متحد، استدلال کند که این کشور نیروهای خود را از خاک ایران عقب کشیده است."
ارزیابی حرکت و عملکرد یک گروه یا جریان وابسته، بدون در نظر گرفتن "کانون وابستگی" آن، ارزیابی غلط و نادرستی است و طبعاً نتیجه ای غیرمنطبق با واقع خواهد داشت؛ چرا که جریان وابسته الزاماً در راستای اهداف "کانون وابستگی" خود حرکت می کند و به همین دلیل، اگر این عامل در بررسی عملکرد یک گروه و اهدافی که از آن دنبال می کرده است، مورد محاسبه قرار نگیرد، نتیجه به دست آمده، نه تنها قابل اطمینان نیست؛ بلکه گاهی متضاد واقعیت نیز خواهد بود. به عنوان مثال، عملکرد حزب توده را نمی توان به طور مجرد و جدا از اهداف روسیه و دیپلماسی این کشور در ارتباط با ایران مورد ارزیابی قرار داد؛ حرکات و مواضع گروه های ملی گرا و لیبرال، اعم از انواع ظاهراً مذهبی یا لائیک نیز تنها در چهارچوب سیاستگذاری قدرت های غربی قابل تفسیر خواهند بود، و بر همین منوال است حرکت ضد انقلابیون نیکاراگوئه علیه دولت این کشور که تنها با در نظر گرفتن اهدافی که امریکا علیه دولت ساندنیست ها دنبال می کند، معنا و مفهوم پیدا می کند. اما، وابستگی منافقین به عراق، نه مقوله پیچیده ای است که درک آن به اذهان ژرف اندیش نیاز باشد و نه مسأله پنهانی است که پی بردن به آن فقط با دسترسی به اخبار محرمانه و پشت پرده ممکن باشد و اگر از تمامی شواهد، اسناد و مدارک غیرقابل انکار و دلایل بارز و آشکار نیز صرف نظر کنیم، حضور سازمان در عراق با توجه به ساختار حکومتی این کشور و خوی فاشیستی رژیم صدام، به تنهایی و بدون این که به ارائه دلایل دیگری نیاز باشد، برای اثبات وابستگی مطلق منافقین به حکام بعثی، کافی خواهد بود، و همان گونه که قبلاً اشاره شد، سازمان منافقین نیز خود درگذشته، یعنی آن هنگام که تصور نمی کرد روزی به حضور آشکار در عراق مأموریت پیدا کند، بر این نکته تأیید و تأکید داشته است. وضوح مزدوری سازمان برای عراق، به اندازه ای روشن و خالی از ابهام بوده است که رهبران این گروه، "سکوت" در این زمینه را به "نفی مستقیم" یکی از چند عضو رده بالای سازمان که در عملیات مرصاد دستگیر شده است، اصرار برای نفی این مزدودری، نه تنها به دلیل وضوح فوق العاده آن، کمترین تأثیری نداشت و مورد باور کسی قرار نمی گرفت، بلکه مسأله را همواره تازه و زنده نگه می داشت، و حال آن که رهبران سازمان امیدوار بودند تحت تأثیر دو عامل "مرور ایام" و "سکوت" این مسأله حالتی عادی به خود گرفته و از شدت آن کاسته شود و یا حداقل تلقی میزان این وابستگی در اذهان، از صورت "مطلق" به درجات پایین تر تقلیل یابد.
اندیشه عملیات
شاید علت شکل گرفتن اندیشه عملیات در ذهن سازمان (منافقین) ناشی از این احساس بود که با پایان یافتن جنگ عراق و ایران، فرصتها و محدوده پشتیبانی صدام از این سازمان کاهش خواهد یافت؛ زیرا حکومت ایران از شرایط مناسبتری برای به دست گرفتن زمام امور در داخل برخوردار خواهد شد. صدام که تظاهر به مشورت با دیگران، پیش از اعلام تصمیمگیریهایش میکرد، با بیان جمله زیر، از انگیزههای تحریکآمیز خود برای اجرای این عملیات پرده برداشت؛ او گفت: «شاید این فرصت طلایی برای نابودسازی رژیم فعلی (ایران) باشد.»
نیروی سازمان (منافقین):
نیروی سازمان منافقین در اوت 1988 مشتمل بر 5500 تا 6000 نفر در داخل عراق بود. تعداد قابل توجهی از اینان را نیروهای اداری و زنان تشکیل میدادند. بیشتر زنان، دورههای آموزش سنگینی را طی کرده بودند. سازمان، طی دهه 80 تا اوت 1990 کمکهای مالی بالغ بر 20 میلیون دینار در ماه از رژیم عراق دریافت میکرد. این مبلغ بعد از سال 1990 به دنبال تورم مالی در عراق که بعد از اشغال کویت به وجود آمد، کاهش یافت. (قیمت دلار در سالهای دهه 80، بین 5/1 تا 3 دینار بود.) این سازمان در آغاز کار، از طریق انبارهای ارتش عراق، به جنگ افزارهای سبک و به ویژه سلاحهای سبک، یعنی تفنگ خودکار و مسلسلهای متوسط و مسلسلهای سنگین و موشک اندازهای RPGY و خمپاره اندازههای 82 و 120 میلیمتری مجهز شد، سپس تعدادی زرهپوش و نفربر زرهی در اختیار آنان گذاشته شد. این سازمان توانست به سلاحهای سنگین بسیاری دست یابد؛ گاهی از طرف عراق در اختیار آنها قرار میگرفت و گاهی غنایم گرفته شده از نیروهای ایرانی بود. در نتیجه (سازمان منافقین) به یک نیروی ضربتی مجهز به تانکها و نفربرهای زرهی و توپخانه متوسط و سنگین و موشکهای ضدتانک هدایت شونده تبدیل شد. علاوه بر آن، اقدام به خرید تعداد زیادی خودرو وانت و کامیونهای باری به منظور نقل و انتقال سریع و نصب مسلسلهای سنگین از نوع «ولادیمیر» بر روی وانتها کردند.
با وجود این که کمکهای ارائه شده از سوی رژیم عراق به این سازمان بسیار زیاد بود، ولی منافقین دارای منابع مالی خصوصی در خارج از عراق نیز بودند که در هنگام نیاز از آن استفاده میکردند.
این سازمان دارای پادگانهای آموزشی در داخل عراق است. محل اقامت اصلی آنان در منطقه «الخاص» واقع در شمال بغداد است. در حالی که قرارگاه اصلیشان در داخل شهر بغداد است و اطراف آن را با اقدامات حفاظتی سطح بالا محافظت میکنند. این قرارگاه مورد حمله سه گلوله خمپاره سنگین قرار گرفت که از فاصله 500 متری شلیک شده بود. این حمله در ماه ژانویه 1997 صورت گرفت.
سازمان در جریان عملیات خود، فعالیتهای ستادی را در درون قرارگاههایش به شیوه منظم و بسیار دقیقی انجام داد و دارای شبکههای تماس بیسیمی خوبی بود. سازمان منافقین اطلاعات قابل توجهی درباره اوضاع ایران به دست میآورد؛ ولی این اطلاعات نمیتوانست در سطح اطلاعاتی باشد که استخبارات نظامی عراق به دست میآورد. البته عراق از برخی اطلاعات جمعآوری شده توسط این سازمان نیز استفاده میکرد.
آمادگی برای عملیات:
فعالیت های سازمان (منافقین) با پردهپوشی و پنهانکاری تمام انجام میشد. کنترل و مراقبت قاطعی صورت میگرفت و نیرهای پایبند به آموزشها و تعلیمات و شناسایی و برنامهریزی برای عملیات بودند. از آنجا که عراق تنها کشوری است که به صورت آشکار از مخالفان ایران پشتیبانی به عمل میآورد و شاید تنها دولتی است که به صورت سخاوتمندانه پشتیبانیهایی را در اختیار این سازمان قرار میدهد، باید گفت که دو گروه از معارضان ایران مورد توجه عراق قرار گرفتهاند، یکی سازمان منافقین و دیگری «حزب دموکرات کردستان ایران»، که در سطح پایینتری از پشتیبانیهای دولت عراق بهره میبرد.
سازمان (منافقین) برای عملیات دست به اقدامات گسترده زیر زد:
- خرید گسترده و در بازارهای اتومبیل عراق، به گونهای که سبب جهش بزرگی در قیمت اتومبیلها شد.
- تقاضاهای این سازمان در تهیه انواع سلاحها، تجهیزات و مهمات از طریق انبارهای ارتش عراق تامین گردید. علاوه بر آن، خشکبار و کنسرو، به عنوان مواد غذایی اضطراری نیز فراهم شد.
- اقدامات گشتی- شناسایی میدانی در خطوط مقدوم و عقبه عملیات انجام شد.
- دستورهای لازم درباره جزییات طرحها و اقدامات عملیات، در مدت زمان بسیار محدودی صادر شد.
- قرارگاه عملیاتی ویژه عملیات در قرارگاه سپاه دوم، در «منصوریه الجبل» واقع در جاده «بغداد- خانقین» بازگشایی گردید.
- ارتباطات لازم ایجاد و تحت کنترل قرار گرفت.
- نیروهای مسلح زمینی وهوایی عراق، به حالت آماده باش صد درصد درآمدند؛ در حالی که همگی در موقعیتهای خود به سر میبردند.
- ماموریتهای مشخصی برای نیروهای هوایی وهوا نیروز به منظور پشتیبانی از عملیات تعیین گردید و اهداف از طریق عکسهای هوایی و اطلاعات استخباراتی شناسایی شد.
- رهبری سازمان منافقین به قرارگاه عملیاتی «منصوریه الجبل» منتقل گردید. سرلشکر «فاضل البراک»، سپهبد «صابر الدوری» و سرلشکر ستاد «وفیق سامرایی» و «سید احسان محمد جاسم الدیری» «مدیر کل سرویسهای اطلاعاتی و مسوولان شعبه ترکیه و ایران، برای پیگیری اوضاع به این قرارگاه منتقل شدند.
وضعیت ایران
نیروهای ایران و عراق به دنبال پشت سرگذاشتن 8 سال جنگ، از مرحله صلح با استراحت نیمه کاملی استقبال به عمل آوردند. نیروهای ایران اقدام به سبک کردن و عقب کشیدن تعدادی از یگانهای خود از منطقه مورد نظر در این عملیات، در محور «خانقین- تهران» کردند و تعدادی از یگانهای لشکر 81 زرهی و سپاه پاسداران به پادگانهایشان و مناطق غیررسمی منتقل شدند. در محور عملیاتی سازمان، غیر از چند یگان سبک، نیروی دیگری حضور نداشت و علاوه بر آن، فعالیت در بسیاری از نقاط دیدهبانی اطلاعاتی نیز متوقف شده و به عنوان یک از پیامدهای طبیعی صلح، شبکه جمعآوری اطلاعات ضعیف شده بود. در مجموع، آمادگی رزمی به پایینترین سطح ممکن تنزل پیدا کرده بود.
محور عملیات مشتمل بر مناطق کوهستانی بسیار صعب العبور و در عمق دهها کیلومتری، خالی از جمعیت بود. جاده آسفالته، شهر ویران شده قصرشیرین را به شهر اسلامآباد، که پیش از این «شاهآباد» خوانده میشد، وصل میکرد. جاده «قصرشیرین- تنگه پاطاق- اسلام آباد» بسیار صعب العبور بود. جاده «قصرشیرین- گیلانغرب- اسلام آباد» نیز از جنوب تنگه میگذشت. در شهر اسلام آباد یک پادگان دایمی متعلق به یکی از تیپهای لشکر 81 زرهی وجود داشت. منطقه حدفاصل بین اسلام آباد و کرمانشاه (که در فاصله 175 کیلومتری مرزهای عراق قرار دارد) شامل رشته کوههای موازی است که جاده اصلی را قطع میکند. زمینی به مساحت 8 تا 15 کیلومتر بین هر دو رشته کوه وجود داشت که حوضچههایی را در برداشت و از ناهمواری و پست و بلندی کمتری برخوردار بود.
اجرای عملیات
به محض صدور فرمان لازم، نیروهای سازمان منافقین، خط مرزی را در نوردیده و با استفاده از خودروهای وانت که بر روی آنها مسلسلهای سنگین نصب شده بود و همچنین با استفاده از نفربرهای زرهی و زرهپوشهای چرخدار روسی و فرانسوی¬PMP و بنهارد و 60PTR، پیشروی مکانیزه سریع خود را آغاز کردند. در موج اول حمله حدود 2200 نیروی مسلح زن و مرد حضور داشتند.
هواپیماهای جنگیده «میگ 23» و «میراژاف یک» عراقی به منظور حفاظت از نیروهای عمل کننده در برابر دخالت احتمالی نیروی هوایی ایران، اقدام به پروازهای گشتی مسلحانه و برقراری پشتیبانی هوایی نزدیک کردند. پیشروی اولیه سبب شد تا این نیروها به عنوان یک نیروی کاملاً غافلگیر کننده و قوی پیشروی کنند و به شهر اسلام آباد واقع در 100 کیلومتری (خط حرکتشان) دست یابند. آنها نیروهای موجود در این شهر را غافلگیر کرده و پادگان و مناطق و موقعیتهای حساس این شهر را ظرف مدت زمان کوتاهی (چند ساعت) به اشغال خود در آوردند. نیروهای بعدی با بهرهگیری از موفقیتهای به دست آمده، در چهارچوب برنامه تعیین شده برای دستیابی به شهر تهران، حمله خود را از سر گرفتند. بدیهی بود که در پشت سر خود، از هیچگونه اقدام دفاعی یا نیروی تامینی در جادهها برخوردار نبودند. رهبران ایران به اطلاعات جامعی در مورد محور و اهداف عملیات و میزان نیروهای عمل کننده (سازمان منافقین) دست پیدا کردند و با به حرکت درآوردن تعدادی از یگانهای سپاه پاسداران، که دارای ویژگیهای حرکت سبک و سریع بودند و از وسایل نقلیه سریع و کوچک استفاده میکردند، واکنش سریعی در مقابل این رویداد نشان دادند. تعدادی از ارتفاعات و تقاطع جادههای ارتباطی در فاصله بین اسلام آباد و کرمانشاه را به کنترل خود درآورده و با نیروهای مقدم منافقین درگیر شدند. آنها توانستند تا هنگام آمادگی و تجمع نیروهای سپاه پاسداران از مناطق مختلف در محور عملیات، منافقین را زمینگیر و خطوط ارتباطی آنها را در چند نقطه قطع کنند. عملیات نابودسازی منافقین آغاز شد و در همان ابتدای کار، حداقل 1000 منافق کشته، زخمی و اسیر شدند. در حالی که بنا به اطلاعات دریافتی ما، تعداد تلفات منافقین به بیش از 2000 نفر رسید.
روزشمار عملیات مرصاد
31/4/1366
- روزنامه نیویورک تایمز از عملیات ناوگان امریکا در محافظت از نفت کشهای کویتی انتقار کرد و این عملیات را در جهت حمایت از عراق دانست.
- پارسونز: «رغبت ایران برای باز نگه داشتن تنگه هرمز، بیش از عراق است.»
- سفیر عراق در لندن: «ما به کشتیها حمله خواهیم کرد.»
- وزیر نفت کویت: «نباید عراق تنها بماند.»
- به گفته بی. بی. سی، انگیزه آمریکا از محافظت از نفت کشهای کویتی، اعاده اعتبار از دسترفته در جریان مک فارلین است.
- تبیین موضع جمهوریاسلامی در قبال خلیج فارس و قطعنامه 598 در مصاحبه مطبوعاتی رئیس جمهوری و سخنان نخستوزیر.
- آیتالله خامنهای: «برخورد ما با آمریکا مهلک خواهد بود.»
- میرحسین موسوی (نخستوزیر): «آمریکا قطعنامه 598 را زیر پا گذاشته است.»
- عراق اعلام کرد که قطعنامه 598 را پذیرفته است. سخنگوی دولت عراق: «تصویب قطعنامه 598 پیروزی سیاسی برای عراق است.»
- موضع محافل انقلابی لبنان صدور قطعنامه 598 سازمان ملل.
- سفر دکتر ولایتی به آلمان غربی و مذاکره با مقامات این کشور.
- نیروهای سازمان منافقین با پشتیبانی و تحریک رژیم عراق، از طریق نوار مرزی سر پل ذهاب و قصرشیرین، تجاوز خود را با نام عملیات «فروغ جاویدان» آغاز کردند.
28/4/1367
- پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوی ایران.
31/4/1367
- هارولد بروان: «شکستهای اخیر ایران در جنگ و اختلافات داخلی، نقش اساسی در قبول قطعنامه 598 به عهده دارد و در عین حال، تهران خود را به طور فزایندهای مواجه با حضور امریکا در خلیج فارس میدید.»
- سه روز پس از اعلام تصمیم جمهوریاسلامی (28/4/1367) مبنی بر پذیرش قطعنامه عزیز، هیچ اشارهای به پذیرش قطعنامه نکرده و در عوض یک طرح صلح چند مادهای را مطرح کرد.
- سخنگوی کاخ سفید: امریکا معتقد است که اکنون به عهده ایران است که نخستین گام را در جهت عادی سازمان روابط میان واشنگتن و تهران بردارد.
- تصرف قصرشیرین و عبور از ارتفاعات سر پل ذهاب توسط عراق.
- عقبنشینی نیروهای خودی از مناطق عملیاتی میمک و هلاله و پیشروی دشمن در مناطق تنگههایی بیجار و بینای.
- موافقت ایران با اعزام هیاتی از ناظران سازمان ملل برای برنامهریزی نحوه اجرای آتش بس و نظارت بر اجرای آن.
2/5/1367
- فرانک کارلوچی وزیر دفاع امریکا: «حضور نظامی امریکا در خلیجفارس، تنها وقتی کاهش خواهد یافت که آتش بس به خصومتها پایان دهد و معین شود که خلیجفارس برای کشتیرانی امن است.»
- کشته شدن ماهر عبدالرشید، فرمانده سپاه سوم عراقی.
- سفر علی اکبر ولایتی به نیویورک برای گفتگو با دبیرکل سازمان ملل.
3/5/1367
- آغاز عملیات مرصاد؛ شکست پیچیدهترین ترفند دشمن و منافقین.
- رژیم عراق با به کارگیری گسترده سلاحهای شیمیایی در جبهههای جنگ و موشکباران شهرها، توانست شرایط جنگ را به نفع خود تغییر دهد. این در حالی بود که کارشناسان نظامی و سیاسی ایران، سرگرم بررسی و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت ملل متحد بودند و سرانجام این قطعنامه در تاریخ 27/4/1367 از سوی جمهوریاسلامی ایران پذیرفته شد.
چهار روز پس از پذیرش قطعنامه سازمان ملل، قوای رژیم بغداد در 31/4/1367 به منظور تصرف بخشهای از ایران، تجاوز گستردهای را آغاز کردند؛ ولی با ایستادگی رزمندگان ایران بخش وسیعی از مناطق جنوبی کشور از خطر سقوط نجات یافت. همچنین ارتش عراق در جبهههای میانی نیز دست به تحریکاتی زد، که تا حدی میتوانست برای تمامیت ارضی و استقلال کشور ما خطری به شمار آید. هدف دشمن در جبهه میانی، زمینهسازی برای هجوم سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین بود.
در این جبهه، ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خود، آنها را سرگرم کرده بود تا نیروی منافقین بتوانند پس از شکسته شدن خط به وسیله ارتش عراق، از نقطه دیگری حرکت خود را آغاز کنند. به این ترتیب، نیروهای منافقین پس از تصرف جبهه نیروهای ایرانی در منطقه سر پل ذهاب به دست ارتش عراق، بدون آن که رو به رو باشند، سوار برخودروهای خود، به سوی کرمانشاه حرکت کردند و تا تنگه «چهارزبر» پیش آمدند. این حرکت سریع و حساب شده دشمن، طراحان جنگ و رزمندگان را غافلگیر کرد. به محض رسیدن خبر هجوم منافقین و ارتش عراق به شهرهای مختلف کشور، خیل عظیمی از نیروهای داوطلب به سوی جبههها روانه شدند. همین امر، محاسبات دشمن را در تصرف بخشی از کشور ایران بر هم زد. در حالی که هنوز حملات ارتش عراق در جنوب کشور قطعی نشده بود، بخشی از نیروهای رزمنده جنوب، راهی غرب کشور شدند تا همراه مردم بسیج شوند و تحت عنوان عملیات «مرصاد» به سرکوب حملات عراق و منافقین بپردازند.
عملیات مرصاد روز 5/5/1367 با رمز «یا صاحب الزمان (عجلالله تعالی وجه الشریف) ادرکنی» برای مقابله با حرکت منافقین و بازپسگیری اشغال شده انجام گرفت.
در این عملیات که با فرماندهی سپاه پاسداران انقلاباسلامی و با پشتیبانی هوا نیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلام آباد- پل دختر وارد عمل شدند و نیروهای ضد انقلاب را تا پشت نوار مرزی عقب راند؛ اما قوای ارتش عراق، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشتند. در عملیات مرصاد، بیش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 240 قبضه خمپاهره انداز 60 و 80 میلیمتری و 30 عراده توپ 106 میلیمتری دشمن منهدم شدند. همچنین بیش از 20 تیپ مشترک منافقین و ارتش عراق متلاشی شد و تعداد کشته و زخمیهای دشمن از مرز 4800 تن گذشت. در این عملیات، نزدیک به 1000 قبضه آر. پی. جی 7، 700 قبضه تیربار کلاشینکوف، دهها دستگاه خودرو، دهها دستگاه تانک و نفربر، تعدادی تجهیزات پیشترفته الکترونیکی و مخابراتی و مقادیری اسناد درون گروهی منافقین به دست رزمندگان ایران افتاد.
3/5/1367
- بازپس گیری شهر گیلانغرب از دست نیروهای سازمان منافقین و دشمن.
8/5/1367
- تاچر نخستوزیر انگلیس: «تشکیل جلسه شورای امنیت، به روند برقراری صلح میان ایران و عراق کمک خواهد کرد. برقراری صلح در منطقه، شکست بنیادگرایی تلقی خواهد شد.»
8/5/1367
- چارلز دمن: امریکا از گروههایی که در پی سرنگون ساختن دولت ایران از طریق زور هستند، حمایت نمیکند.
20/5/1367
- انتخاب ژنرال اسلاو کایوویچ از کشور یوگسلاوی به سمت فرمانده کل گروه ناظران بر آتش بس میان ایران و عراق.
21/5/1367
- ورود یک دیپلمات انگلیسی به ایران ارزیابی امکان بهبود مناسبات با ایران.
منبع:انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
|