|
مطالب -
سیاسی
|
|
نوشته شده توسط ققنوس
|
|
چهارشنبه, 13 مرداد 1389 ساعت 04:56 |
گزارش «جوان» از پشت صحنه مواضع رادیكالی اخیر خارجنشینان فرقه سبز
اتاق فكر لندن و اعتبار از دست رفته

حبیب ترکاشوند- سناریونویسان فتنه سبز از آغازین لحظه موجودیت این به ظاهر جنبش برای با چالش مواجه ساختن نظام برای هر یك از افراد و مؤثرین در جبهه نقشهای متفاوتی را ایفا كرده بودند. آنان با مدنظر قراردادن شخصیت، افكار و نوع نگاه هركدام از سران، مأموریت خاصی را برای هر یك تعریف كرده بودند كه گاه خود آن افراد از آن بیاطلاع بودند و ناخواسته همچون عروسك خیمهشب بازی اوامر اتاق فكر را پیاده میكردند تا جایی كه به مرحلهای رسیدهاند كه امكان بازگشت آنان فراهم نیست و طبق شایعاتی كه مطرح میشود، برخی از آنان گاه به اشتباهات خود اعتراف میكنند اما این نكته را بیشتر مطرح میكنند كه اكنون توان جبران مافات و بازگشت را ندارند و شاید منتظر قضا و قدر و تقدیرند كه آنان را به كجا خواهد برد.
عناصر خارج ، تكمیلكننده نقش داخلیها
طراحان پشت پرده از یكسو به بیانیههای تند میرحسین و كروبی و از سویی به سخنرانیهای خاتمی و سایر سران اصلاحات و همچنین پتانسیل هواداران آنان در داخل كه نقش پیاده نظام را به آنان سپرده بودند، دل خوش كرده بودند و از سویی گوشهچشم به خارج نیز هیچگاه فراموش نشد.
در نگاه به خارج دو استراتژی را به موازات هم پیش میبردند. یكی حمایت رسانههای خارجی خصوصاً بیبیسی، صدای امریكا و... و دیگری اپوزیسیون خارجنشین كه با محوریت اتاق فكر لندن متشكل از كدیور، سروش، گنجی، مهاجرانی و بازرگان فعالیت میكردند. این افراد میبایست ابتدا نظر مساعد عناصر ضدانقلاب، سلطنتطلبان، جداییطلبان و فراریان انقلاب را نسبت به سران جنبش فتنه مساعد میكردند و آنان را كه كینهای 30ساله نسبت به انقلاب، امام و آرمانهای ایشان دارند متقاعد میكردند كه مشكل سران جنبش، احمدینژاد و انتخابات نیست بلكه كل ماهیت نظام است و بدینمنظور افرادی در اتاق فكر لندن بهكار گرفته شدهاند كه زاویه آنان طی دو دهه اخیر با ساختارهای كلی نظام آشكارتر باشد. درثانی وظیفه دیگر اتاق فكر این بود كه هنگامی كه سران فتنه در داخل بهدلیل محدودیت نتوانند موضع خود را صریح اعلام كنند، این اتاق به صحنه آمده و مواضع حقیقی و رادیكال جنبش را بدون نگرانی از برخورد اعلام كند. كما اینكه شاهد بودیم با انتشار بیانیهای از میرحسین پس از حوادث تنفرآمیز عاشورا كه بوی عقبنشینی از آن شنیده میشد، این افراد به صحنه آمده و با انتشار بیانیهای رادیكال خواستههای اصلی جنبش را مطرح كردند و مواضع موسوی را حداقلی دانستند.
مواضع پارادوكس پس از مرگ فتنه
با مرگ باقیماندههای جنبش فتنه در 22بهمن كه رسانههای ضدانقلاب صراحتاً تصریح كردند «انقلاب در ایران 10 سال به تعویق افتاد» اعضای اتاقفكر لندن كه هر از چندگاهی مژده سقوط عنقریب نظام را در رسانههای غرب و ضدانقلاب میدادند دچار پارادوكس شده و سعی كردند با مواضع متناقض از یكسو اپوزیسیون خارج را داشته باشند و از سویی دیگر نگاهی نیز به داخل كشور داشته باشند. لزوم مرزبندی با سلطنتطلبان و ضدانقلاب و اینكه شعار فتنه «هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران» بوده و نه «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» از مواضعی است كه توسط دو تن از این پنج نفر در راستای پروسه اخیر مطرح شد كه با واكنش تند رسانهها و عناصر ضدانقلاب مواجه شد و ناسزاهایی كه روزانه نثار این افراد میكردند.
مواضع «شتر گاو پلنگی» این اتاق فكر باعث شده است كه اكنون چه در داخل و چه خارج جایگاه خود را از دست بدهند و ضربالمثل معروفی كه درباره «شترمرغ» مطرح میكنند اكنون مصداق این افراد گردد.
مواضع گاه و بیگاه رادیكالی برای نجات خود
این شكست و تناقض كه آنان را سخت تحت فشار قرار داده است، باعث شده هر از گاهی، یكی از این افراد با مواضعی ساختارشكنانه و رادیكالی، خود را مطرح ساخته و پالسهایی را برای ضدانقلاب بفرستد كه موضع واقعی ما در لزوم براندازی نظام تغییری نكرده است. فحشنامه چندی پیش عبدالكریم سروش به رهبر معظم انقلاب (كه افشاكننده سقوط اخلاقی و هویت واقعی وی و همفكرانش بود)، نامه محسن كدیور به سیدحسن و ایراد اتهامات متعدد به نظام و امام و نامه اخیر وی به رئیس مجلس خبرگان كه حاوی تهمت، افترا و ناسزاهای فراوانی به شخص هاشمی رفسنجانی، حضرت امام و رهبر معظم انقلاب و اصل مترقی ولایت فقیه است را باید در این پروسه گنجاند.
ادبیات دینی علیه دین
این افراد كه پلورالیسم و زدودن حقمداری و حقمحوری از جامعه از درون حلقه آنان به جامعه انتشار یافت اینك رنگ عوض كرده و سعی میكنند با ادبیات دین به جنگ با نظام و امام بیایند. محسن كدیور در نامه سراسر موهن اخیر خود به هاشمی رفسنجانی برخلاف مواضع قبلی خود كه اصل ولایتفقیه را زیر سؤال میبرد اینبار سعی میكند مشكل خود را ولایتمطلقه و مصداق آن مطرح سازد، غافل از اینكه وی با هرگونه نماد دین درجامعه به مخالفت برمیخیزد. كدیور سال 79 در دانشكده فنی دانشگاه تهران میگوید امروز خدا در جامعه هیچكاره است. همهكاره مردمند. وی همچنین در 18آذرماه 77 دین اسلام را فاقد ایدئولوژی حكومتی میداند و میگوید: «دین حكومت ندارد و هیچ روشی را برای نحوه حكومت پیشنهاد نداده است. نحوه حكومت را مردم تعیین میكنند چون اصل حكومت یك امر عقلایی است نه دینی.»
این دو جمله بخش كوچكی از افكار انحرافی فردی است كه لباس روحانیت دین اسلام را پوشیده. حال سؤال اینجاست كسی كه خدا را در جامعه هیچكاره میداند و اسلام را فاقد حكومت میشمارد، چگونه میتواند درباره اصل ولایت فقیه اظهارنظر كند.
|