|
قرار مصاحبه پنجشنبه شب، قبل از مناظره دکتر زاکانی و دکتر اطاعت گذاشته شد. بعد از هزار دردسر و بدبختی برای رد شدن از حصار حراست سازمان صداوسیما در همان دکور برنامه «رو به فردا» با یامینپور مجری جوان این برنامه به گفتوگو نشستم. یامینپور در حالی که نگران شرایط برنامه بود و دغدغه پشت صحنه برنامه بهوضوح در چهرهاش نمایان بود، خود به سوالات پاسخ میداد. او را علیرغم اخباری که پیرامون نگاه تند جناحی وی در رسانهها مطرح بود، فرد روشن و خوشفکری یافتم. جوان 29 سالهای که در اواخر دهه سوم عمر خود مسئولیتهای مهمی چون معاونت پژوهشی دانشکده خبر و مشاور مدیریت شبکه سوم سیما را در کارنامه خود ثبت کرده است.
چهره شما چند ماهي است كه براي بسياري از هموطنان ما شناخته شده است اما می خواهیم با شما بيشتر آشنا شویم؟
وحيد يامينپور هستم، متولد سال 1359 و اهل دزفول(البته در مصاحبه آمده تهران که نمی دانم چرا!). مدرك كارشناسي ارشد پيوسته حقوق جزا و جرمشناسي را از دانشگاه امام صادق(ع) اخذ كردم و هماكنون هم مشغول تدوين رساله دكتري در همين رشته در دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقيقات هستم.
بنابراين فارغ از مسائل سياسي، بهعنوان يك كارشناس جرمشناسي بهخوبي ميتوانيد در مورد جرم بزرگ بعد از انتخابات نظر بدهيد. سوابق و فعاليتهاي رسانهاي شما در عرصه رسانه ملي از چه سالي و چگونه آغاز شد؟
از سال ١٣٨١ با سردبيری برنامههاي راديويي وارد سازمان صدا و سيما شدم. تا سال 13٨٥ چند صد برنامه راديويي را نويسندگي و تهيه كردم. البته در بسياري از اين برنامهها كارشناس - مجري بودم. در سال 13٨٤ بهعنوان كارشناس - مجري برتر شبكه جوان هم انتخاب شدم. از سال 13٨٣ كار اجراي برنامههاي گروه اجتماعي شبكه يك را هم شروع كردم. در همان سالها با شبكه دو و پنج هم همكاريهايي داشتم. اما به يكباره در سال 13٨٤ كار تلويزيوني را رها كردم.
براي بررسي برنامه رو فردا بهنظر ميرسد بايد ابتدا «ايران ٨٨» را بررسي كنيم. برنامهاي كه قبل و پس از انتخابات و با محوریت آن پخش شد. ايده اين برنامه چگونه شكل گرفت و با چه هدفي ساخته شد؟
ايران ٨٨، ويژهنامه مختص به انتخابات بود. تفاوتهايي هم با ايرانفردا داشت. موضوع انتخابات بود و برنامه هم مناظرهگونه نبود، بلكه محور برنامه گفتوگوي مجري با ميهمان برنامه بود. اين برنامه از ابتداي سال و بهصورت هفتگي روي آنتن ميرفت. چهرههاي شاخصي هم به برنامه دعوت شدند و استقبال مناسبي هم از برنامه شد.
يعني برنامه «رو به فردا» در ادامه ايران ٨٨ نبود؟ طرح جديد و مجزايي داشت؟
بعد از اتفاقات ناگوار روز عاشورا، مديران سازمان از بنده خواستند كه در برنامهاي ابعاد اين اتفاق را با حضور كارشناسان و صاحبنظران موشكافي كنم. اين كار خيلي فوري بود و فرصت تهيه دكور و مسائل مستقل مرتبط با يك برنامه نبود. بنابراين تصميم گرفته شد تا در قالب همان برنامه ايران ٨٨ و با همان دكور، برنامه اجرا شود. دو روز بعد از عاشورا برنامه به روي آنتن رفت. اتفاق بعدي حماسه ملي ٩ دي بود كه قاعدتا بايد در مورد اين اتفاق بزرگ هم با مردم صحبت ميكرديم، بنابراين برنامه ديگري با موضوع تحليل و بررسي اين حماسه از همين مجموعه به روي آنتن رفت. مديران سازمان با توجه به تأكيد مقام معظم رهبري مبني بر اهميت حماسه ٩ دي، اصرار داشتند تا بيشتر به اين مورد بپردازيم و برنامههاي بعدي تهيه شد. همين مسائل در عرض چهار قسمت رو به فردا را به برنامه ديگري تبديل كرد، بهخصوص بعد از برنامهاي كه پروفسور مولانا آمدند و برنامه شب بعد يعني برنامهاي كه آقاي مقدمفر و آقاي جهانگيرزاده حضور داشتند، برنامه به يكباره مورد توجه مردم و مسئولين سازمان قرار گرفت. مديران سازمان بعد از برنامهها متوجه شدند كه جامعه و فضاي سياسي ظرفيت چنين برنامههايي را دارد. ما هم همين فضا را پي گرفتيم و تاكنون بيش از ١٠ برنامه به روي آنتن بردهايم.
منظور شما اين است كه اين برنامه كاملا اتفاقي و بدون برنامه قبلي رخ داده؟ خواست و برنامه قبلي براي توليد چنين برنامههايي وجود نداشته است؟
علاقه به ساخت يك برنامه چالشي سياسي، مدتهاست كه در بين مديران سازمان و بهخصوص رياست سازمان و مديريت شبكه سه وجود داشته است. اما هيچگاه موقعيت طرح و اجراي اين آرزوي ديرينه پيش نيامده بود. چون در اين ايام ما دائما با اتفاقات پيشبيني نشده مواجه بوديم. لذا وقتي اين برنامه خود به خود اين ظرفيت را ايجاد كرد، مديران سازمان فرصت را غنيمت شمردند و حمايتهاي خود را جديتر كردند.
از چه كساني دعوت كرديد؟ لطفا به صورت صريح نام ببريد؟
من اسم نميبرم، بازگشت به گذشته به اين شكل چندان مناسب نيست.
در اين برنامه كساني هستند كه از حضور در صدا و سيما خودداري ميكنند.
من بهصراحت ميگويم كه عليرغم اينكه ما از سوي مديران سازمان هيچ محدوديتي براي دعوت از چهرههاي سياسي از هر دو جناح سياسي نداريم، اما مهمترين مشكل بنده در اين برنامه، دعوت از ميهمانان برنامه و عليالخصوص چهرههاي اصلاحطلب است. ما براي برنامهاي كه آقاي شريعتمداري يكي از ميهمانان بودند، از شش يا هفت نفر از چهرههاي سياسي شاخص اصلاحطلب مثل آقايان تابش، دكتر خباز، مسجدجامعي، مجيد انصاري و چند تن ديگر دعوت كرديم و اين دوستان دعوت ما را رد كردند. بنده شخصا با اين عزيزان صحبت كردم و هركدام بنا به دلايلي از حضور در برنامه سر باز زدند. حتي برخي از چهرههاي ديگر اصلاحطلب قبول كردند كه در برنامه حاضر بشوند، ولي براي حضورشان شروطي قائل ميشوند. بهعنوان مثال ميخواهند تا طرف مقابل را خود انتخاب كنند يا حداقل وقتي متوجه ميشدند شخصيتي مثل آقاي شريعتمداري ميهمان ديگر برنامه است، دعوت ما را رد ميكردند. با اين حال به اصرار مديران سازمان ما دعوت از اين آقايان را همچنان پابرجا ميدانيم و خدمت اين دوستان اعلام كردهايم كه هر وقت مايل باشند، ميتوانند در برنامه حاضر شوند. حتي برخي از اصلاحطلبان صريحا ميگفتند كه اگر در برنامه حاضر شويم، ممكن است مجبور به بيان مسائلي شويم و حقايقي را بازگو كنيم كه منجر به دلخوري همحزبيها و نيروهاي جريان اصلاحات شود؛ دقیقاً همين اتفاقي كه براي دكتر كواكبيان افتاد.
برخی گروهها چندین ماه است که تبلیغات وسیع و گستردهای میکنند در مورد اینکه توسط مدیران رسانه ملی که بهزعم آنها نزدیک به مدیران دولت است، از آنتن سیما حذف شدهاند. با این حال شما مدعی هستید که علیرغم دعوت از آنها در برنامه حاضر نمیشوند. چرا این مسئله را بهصورت علنی در برنامه مطرح نمیکنید؟
آقای مطهری قبل از برنامهای که در آن حضور داشتند از من پرسیدند چرا به اصلاحطلبان و این جریان تریبون نمیدهید؟ من تعدادی از اصلاحطلبان را نام بردم و از ایشان پرسیدم منظور شما این افراد است؟ آقای مطهری گفتند بله همین افراد. من به ایشان گفتم با تکتک این افراد که نام بردم خود شما تماس بگیرید و از آنها بپرسید که آیا یامینپور به شما زنگ نزد و برای برنامه دعوت نکرد؟
واکنش دکتر مطهری چه بود؟
آقای مطهری خیلی ناراحت شد و گفت، پس چرا این دوستان ادعا میکنند که به آنها تریبون نمیدهید؟ من از طریق نشریه شما هم اعلام میکنم هرکدام از این آقایان و دوستان علاقه داشتند، اعلام آمادگی کنند تا ما از وجودشان در این برنامه استفاده کنیم.
آقای یامینپور بسیاری معتقدند خیلی زود باید به این مسائل پرداخته میشد. رسانه ملی از همان روزهای ابتدایی پس از انتخابات باید چنین برنامههایی تولید میکرد و در رسانه ملی فضای نقد و گفتوگو را فراهم میکرد؟
همانطور که قبلا اشاره کردم، ایده چنین برنامههایی از مدتها قبل در ذهن مدیران سازمان صداوسیما بوده است. حتی خیلی قبلتر از انتخابات این مسئله علاقه شخص مهندس ضرغامی نیز هست. اما همیشه پشت سر هم اتفاقاتی میافتاد که شبکه و سازمان را متمایل به یک سری کارهای اولویتدار میکرد؛ تا اینکه به این نتیجه رسیدیم که فضا از حالت هیجانی و احساسی بیرون آمده، تهیه این برنامه را آغاز کردیم.
نگران تبعات مباحث مطرح شده از سوی مهمانهای برنامه نبودید؟
من خودم مقداری نگران و مردد بودم که فضا تا چه اندازه کشش مباحث مطرح شده را دارد و تا چه اندازه فضای پاسخگویی به شبهات ایجاد خواهد شد. اما همان اواسط کار حمایتهای بسیار جدی از سوی مدیران ارشد سازمان از برنامه صورت گرفت و نگرانی ما بر طرف شد.
بخشی از جریانهای سیاسی، معتقدند در بهوجود آمدن فضای ملتهب پس از انتخابات صداوسیما بهدلیل آنچه که آن را رویکرد جانبدارانه میخوانند، یکی از مقصران اصلی است. اگر بخواهم شفاف و صریح مطرح کنم بر پایه این نظریه تعلل عمدی سازمان در ایجاد فضای گفتوگو بین دو جریان درگیر پس از انتخابات، موجب شد تا هواداران این دو جریان، اختلافات خود را در کف خیابانها حل و فصل کنند. نظرتان در این مورد چیست؟
اینکه این برنامهها از چه موقع و به چه صورت باید آغاز میشد، بحثی تخصصی است که صاحبنظران عرصه رسانه و علوم ارتباطات باید نظر بدهند. اما نظر شخصی بنده این است که شاید اگر این برنامه چند ماه قبل و در اوج حوادث پخش میشد، میتوانست موجب سوءاستفادههایی بشود.
همانطور که خیلی از حوادث و اتفاقات بعضا ناگوار بعد از انتخابات خواسته هیچیک از چهرهها و جریانهای سیاسی نبود. بلکه صرفا نتیجه بسترسازی چهرهها و جریانهای سیاسی و موجسواری عوامل بیگانه و رسانههای غربی بود.
بسیاری از مطالبی که در برنامه ما مطرح میشود یا احتمالا در آن مقطع زمانی مطرح خواهد شد در فضای ثبات سیاسی بعد از 9 دی معنا و مفهوم خواهد داشت و مخاطب با آن ارتباط برقرار خواهد کرد. در آن شرایط هیجانی و احساسی هرکدام از اظهارنظرات و سخنان تحریکآمیز از هر دو طرف ممکن بود موجب بلوا و آشوب دیگری بشود. در واقع میشود گفت حماسه 9 دی با این حجم عظیم و چشمگیرش اجازه سوءاستفاده و موجسواری را از همه جریانهای سیاسی داخل و خارج از نظام گرفته است.
اینکه شما میگویید حوادث بهسرعت اتفاق میافتاد و فضا برای مدیران سازمان روشن نبود و مرتبا اولویتهای جدیدی پیش میآمد، بهنظرم تأیید ضمنی نوعی برخورد انفعالگونه مدیران ارشد رسانه ملی نسبت به حوادث بعد از انتخابات است. فکر میکنید این مسئله برای مدیران صدا و سیما پسندیده است؟
من نمیتوانم مدعی بشوم که رسانه نقش خود را کامل و بیعیب و نقص بازی کرده است. رسانه ملی هم مثل سایر حوزههای حاکمیتی ما که در ماجرای انتخابات از خود رفتار عجولانه نشان دادند و رفتارهای آنها نشاندهنده عدم آمادگی برای برخورد با این حوادث بود، نقش خود را به صورت کامل و جامع ایفا نکرد، البته کسی هم تصور نمیکرد که شبکههای خارجی بتوانند تا این حد نقشآفرینی کنند و سایتهای اینترنتی و شبکههای ماهوارهای تا این اندازه تأثیرگذار باشند. و یا نیروهای خارجی تا این اندازه بتوانند معترضین داخلی را منسجم بکنند. بهنظرم اگر واقعبینانه نگاه کنیم، میبینیم که ظرفیت فعالیتهای فوقالعاده در کشور فراهم نبود.
شما ظاهرا از همکاران سایت رجانیوز هستید. حداقل میتوان گفت بهدلیل نزدیکی و قرابت فکری یادداشتهای خود را برای انتشار به این سایت میسپارید. جایگاه رجانیوز هم در طیفبندی رسانههای کشور مشخص است. سایتی که حامی جدی دولت و شخص رییسجمهور و منتقد تمام منتقدان رییسجمهور است. حتی از دید برخی اصولگرایان یک رسانه تندرو محسوب میشود؟
در مورد واژههایی چون تندرو چندان با شما همعقیده نیستم و فکر میکنم برای روشن شدن این موضوع باید ساعتها با هم صحبت کنیم . اما در مورد اینکه میگویید رجانیوز حامی دولت و رییسجمهور است، باید بگویم خود من مقالاتی در نقد جدی دولت نگاشتهام و اتفاقا در همین سایت رجانیوز منتشر شده است. اما در اینکه میگویید من همکار سایت رجانیوز هستم، با شما مخالفم.
بنده با بسیاری از سایتها و روزنامهها ارتباط دارم. برای بسیاری از این رسانهها یادداشت میدهم. به همکاری با رجانیوز افتخار میکنم. زیرا سایت رجانیوز را یک سایت موفق، آرمانگرا و منطبق با انگارههای امام و انقلاب میدانم. مثل برخی از سایتهای خبری- تحلیلی دیگر. من به سایت «الف» هم خیلی علاقهمندم. به سایت خبری جهاننیوز و خبرگزاری فارس هم علاقهمندم و البته در وبلاگم سایتهای تابناک، عصر ایران و فردا را هم لینک دادهام و همه این سایتها را اصولگرا میدانم. بالاخره هرکسی نظرات و خطمشی سیاسی خاص بهخود را دارد. اما شما باید ببینید که هر فردی در چه جایگاهی مشغول انجام وظیفه است. و آیا نظرات شخصی خود را در برنامه دخیل میکند یا خیر. برای روشن شدن مسئله فقط این را بگویم که آقای جواد اطاعت پس از برنامه به نشانه تشکر با من دست داد و روی مرا بوسید و از اجرای بیطرفانه من تقدیر کرد.
|