|
سال 1939 ، آغاز جنگ جهانی دوم
۹ کشور به طور مستقیم در دسته بندی متفقین و متحدین وارد جنگ می شوند که آمریکا به عنوان یکی از متحدین از جمله آنها است. جنگ نزدیک به چهار سال طول کشید و در این میان چهره هایی به عنوان قهرمان و چهره هایی به عنوان ضد قهرمان در اذهان باقی ماندند و البته بسیاری از این قهرمانان با همین پرچسب برای خود در دوران پس از جنگ نیز وجهه مناسب یافتند و از آن استفاده کردند.
"دوآیت دیوید آیزنهاور" ژنرال زمان جنگ نیز یکی از همین افراد بود .او نیز از این محبوبیت که به دلایل رشادت ها و تصمیمات شجاعانه گرفته بود ، استفاده کرد و پس از پایان جنگ به سرعت در میان سیاستمداران و مردم مقبولیت یافت.

در سال 1950 از آیزنهاور خواسته شد که ریاست نیروهای ناتو را در اروپا بپذیرد اما او به سیاست علاقه داشت به همین دلیل وی در سال 1952 در کنوانسیون حزب جمهوری خواه به عنوان نامزد این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی شد.او در مبارزه انتخاباتی، "آدلای استیونسون" را شکست داد تا به عنوان سی و چهارمین رئیس جمهور آمریکا برگزیده شود. وی دو دوره چهار ساله قانونی خود را به عنوان رئیس جمهور گذراند و در این زمان با تعدیل سیاست های داخلی درصدد بود تا اتحاد آمریکا را با کشورهای هم پیمان تقویت کرده و واشینگتن را برای مقاومت در برابر تهاجم «سرخ» به اروپا، آسیا و آمریکای لاتین مهیا نگه دارد. وی معتقد بود که در عصری که ملی گرایی نوین، تکثیر موشکهای اتمی و سفرهای فضایی رواج پیدا کردهاست، باید در جست وجوی صلح بود.
رسیدن ژنرال آیزنهاور به تصدی ریاست جمهوری که به دلایل متعددی چون دلاوری ها یش در جنگ و همچنین مطیع بودن در برابر دستورات کاخ سفید بود ، خط مشی بسیاری که تلاش برای ورود به این عرصه را داشتند، قرار گرفت، که البته بسیاری در این زمینه ناکام ماندند و تنها از خود چهره ای شکست خورده باقی گذاشتند.
16 سال بعد ایران ؛ دفاع مقدس
با آغز جنگ با توجه به نبود ارتشی منظم و کارآمد ، این فرماندهان بودند که باید با تصمیمات و واکنش های خود سرنوشت جنگ را رقم می زدند و شجاعت آنها در تصمیم گیری های بموقع بود که حرف اول را در این جنگ نابرابر می زد.
در میان این فرماندهان سپاهی و ارتشی، محسن رضایی یکی از آنهایی بود که با پشتوانه مبارزاتی اش که به ده سال قبل از انقلاب باز می گردد و دلایلی دیگر که به آن اشاره می کنیم ، توجهات را به خود جلب کرد. آقای رضایی که اگر بخواهیم ریز بشویم به این نتیجه می رسیم که گویا خط مشی را دنبال می کند که مرحوم آیزنهاور طی کرد.
البته در این میان تناقضات بسیاری درعملکرد آقای رضایی در زمان جنگ و بعد از آن با عملکرد ژنرال آیزنهاور وجود دارد که باعث شد سرنوشت رضایی منتهی به آن چیزی نشود که سی و چهارمین رئیس جمهور آمریکا به آن دست یافت.

شاید یکی از دلایل آن این بود که رضایی گاهی جای دشمنان جنگ را با خودی ها عوض می کرد و بدلیل کارشناسی های عمیق امنیتی دستوراتی می داد که جبهه مقابل باید سال ها کار می کرد تا همچین ضربه ای به ما بزند، که بازداشت بعضی از فرماندهان جنگ از جمله آنها است.
آیزنهاور که در راه رسیدن به ریاست جمهوری همیشه یک اصل را در جنگ و زمان بعد از آن به عنوان یک اصل باور داشت این بود که باید همیشه مطیع فرماندهان ارشد و سیاستمدارانی که در پشت جبهه ها ، سیاست ها و نقشه های جنگ را پی ریزی می کردند ، بود. ولی سردار رضایی سابق نه تنها با تصمیماتی که از روی تحلیل شخصی خودشان گرفته می شود ، امتیازهای ویژه ای را متجاوزین داد ، بلکه در تمام طول جنگ با نامه نگاریهایش که از حس تحمیلگرایانه اش تبلور می کرد،تنها وضعیتی اضطراری از جنگ را گزارش می کرد و بدین سبب موجبات نگرانی مسئولین را فراهم می آورد. در سال پایانی جنگ نیز نامه ای را به آقای هاشمی نوشت که در آن از وضعیت جنگ گله کردند و شرایط جنگ را بغرنج قلمداد کردند. آقای هاشمی هم نامه را به امام دادند و آن شد که بعد ها امام از آن به عنوان جام زهر یاد کرد.
آقای رضایی در دوران پس از جنگ نیز همان مسیری را رفت که آیزنهاور طی کرده بود. او پس از مدتی مجدداً همان حس تحمیلگری به سراغ اش آمد و با اصرار زیاد ازسپاه استعفا داد تا وارد جرگه سیاست شود. رضایی به سرعت سمتی مناسب برای خود دست و پا کرد؛ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام. او خیلی زود خود را نزدیک رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام یافت. گویا سرنوشت این دو که با نامه نگاریهایشان در زمان جنگ به هم گره خورده بود، قرار است ادامه یابد.
البته رضایی برای مطرح شدن و البته محبوب شدن نیاز به جایگاه مناسب تری داشت که با شرکت کردن در انواع انتخاباتی که در کشور برگزار می شد ، شانس خود را دائماً امتحان می کرد ، اما در هیچ کدام خود را در پشت این میزها ندید. ظاهرا رضایی در کورس رقابت با آیزنهاور چند سالی عقب افتاد و به همین دلیل در سال 1384 کاری را کرد که دیوید آیزنهاور 44 سال قبل انجام داده بود. وی در انتخابات ریاست جمهوری نامرد شد. اما دیری نپایید که او حقیقت را متوجه شد. او هیچ مقبولیت و محبوبیتی از خود در میان هیچ کدام از طبقه های اجتماعی و فکری مردمی نیافت و به همین دلیل یک روز قبل از انتخابات از نامزدی انصراف داد تا منتظر روزی بماند که رئیس خود در مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مصلحت ببیند.
سردار سابق که در روندی که پیش گرفته بود ناکام مانده بود چهار سال منتظر ماند و با نزدیک شدن به انتخابات سال 1388 باز وارد میدان رقابت شد. رضایی اما این بار سعی کرد از پیشینه نظامی خود استفاده کند و شرایط کشور را در مرحله ای نشان دهد که تنها یک قدم به جنگ با آمریکا باقی مانده است.رضایی گمان می کرد مطرح کردن این مسئله تنها یک خروجی را از صندوق انتخاب برای مردمی که نگران این درگیری احتمالی بودند داشته باشد؛یک سردار و فرمانده سابق جنگ؛ محسن رضایی.
اما این اتفاق نیافتاد تا رضایی باز هم در کورس رقابت با همتای آمریکایی خود در دهه پنجاه میلادی عقب بماند. محسن رضایی که نمی خواهد قبول کند هیچ مقبولیتی در میان آحاد ملت از هر طیفی چه موافق نظام و چه مخالف نظام ندارد ، پس از انتخابات نیز فیل اشان یاد هندوستان کرد و در بازگشتی به گذشته آن نامه نگاریها را مجدداً آغاز کرد تا شاید اقبال به سراغ او بیاید.
البته برادر رضایی پس از مدتی که سر و صدای آن نامه تحمیلگرانه اش به مقام معظم رهبری خوابید، با مطرح کردن کمیسیون انتخابات سعی در مصاعد کردن شرایط برای انتخابات سال 1392 داشت. طرحی که در آن عملاً نظارت شورای نگهبان بر انتخابات حذف می شد. این کمیسیون گذشته از آنکه بر خلاف قانون اساسی بود، امتحان خود را در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان پس داده بود. انتخاباتی که در آن بنا به گفته "کرزای" رئیس جمهور این کشور، تقلب به شکل گسترده اتفاق افتاده است.
اما محسن رضایی امسال هم برنامه هایش را ادامه داده است و با حضور در بعضی مجالس مذهبی، از جمله مسجد ارگ و حاج قربون، باعث ایجاد اختلاف در میان گروهی از قشر مذهبی شده است، اتفاقی که سال ۷۸ با مسجد شهدا انجام داده بود.
هر چند که این پروژه محسن رضایی نیز شکست خورد، اما به نظر نمی رسد این بازیگر بازیگر بازیگردان اصلی، دست از اجرای برنامه ها و طرح های دیگر برای مطرح شدن خود بکشد.
|