|
مطالب -
سیاسی
|
|
نوشته شده توسط bikasi
|
|
سه شنبه, 13 بهمن 1388 ساعت 18:44 |
|
سلام من از کوچه هاي دلگير دلم با شما سخن ميگويم چرا چنين شد؟ روزها بر من مي گذرد ومن همچنان در پي سوالات بي جوابم هستم انها که منادي ازادي عدالت برابري سر ميدادند وخود را انسانهاي متمدن وبدور از هرگونه خوشونت نشان ميدادند حال چگونه اين وحشگري ها را توجيه مي کنند اقاي موسوي روي سخنم با شماست بدانيد ماسک ميش از روی صورتتان کنار رفته و انچه مردم مي بينند گرگي بيش نيست که براي رسيدن به اهدافش حاضر است هر چيزي را بدرد حتي اعتقاد مردم را . شما که پرچم سبز حسين را الم کرده اي و خود و افکار بيمار گونه تان را پشت آن پناهان کرده ايد بايد خجالت بکشيد که به امام حسين هم رحم نمي کنيد و ايشان را متاسفانه پله اي کرده ايد براي رسيدن به اهداف پليدتان . يک سوال! اگر آن روز شما در کربلا بوديد در کدامين صف مي ايستاديد؟ در عاشوراي امسال پرچم حسين را آتش زديد در عاشوراي کربلا خيام حسين را؟؟؟؟ راست بگو! اعتقاد و باور ملتت را به چه چيزي فروختي؟ آیا آنچه که در ازاي آن دريافت کردي ارزشش را داشت؟ عروسک دست کدام بازي گردان هستي؟ جالت اينجاست ميخواهي با آسيب رساندن به اماکن عمومي و خصوصي، مردم را از اين نظام دور کنيد اما اين فکر ابلهانه اي بيش نيست بهاي پرداختي اين انقلاب خون است خوني که نه کم رنگ مي شود نه پاک مي شود تا کي مي خواهيد از سادگي و هيجان گروهي از جوان هاي فريب خورده سوء استفاده کنيد؟ خنده دار است به آنها وعده ي 22 بهمن را ميدهيد. اگر انقدر جسارت داشتيد 9 دي در آن حماسه بزرگ عاشرائیان موش ها را از خانه هايشان بيرون و خود آن جا را اجاره نمي کرديد اين را بدانيد هر چه بيشتر تقلا کنيد بيشتر فرو مي رويد.
خدا قول داده و قول خدا حق است
والعاقبه للمتقین و مطمئنا شما از متقین نیستید
نوشته: بی کسی
|