|
مطالب -
سیاسی
|
|
نوشته شده توسط گروه سیاسی مرصاد
|
|
سه شنبه, 19 بهمن 1389 ساعت 10:00 |
نقش موسوی در نوشاندن جام زهر به امام (ره)
یکی از مهمترین دلایل پایان جنگ عدم تأمین مالی آن ذکر گردیده است. در سال 68 پانصد میلیارد تومان طرح نیمه کاره داشتیم که تقریباً 8 برابر بودجه سالیانه بوده یعنی آغاز بی دلیل بسیاری طرحها و عدم تأمین مالی آنهم برای سالهای آینده هم به اقتصاد ضربه زد و هم به جنگ ولی چرا؟

پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس را امام جام زهر معرفی نمود و یعنی به هیچ وجه مورد رضایت ایشان نبوده است. این اقدام پس از ارائه گزارشی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی بعنوان جانشین امام بعنوان فرمانده کل قوا که شامل 4 بند بود اتخاذ گردید.
1- نظامی: توسط محسن رضایی فرمانده کل سپاه که احتمالاً در آن از مشکلات اداره جنگ یاد شده بود.
2- اقتصادی: توسط میر حسین موسوی نخست وزیر وقت که در آن عنوان شده بود کشور به دلیل مسائل مالی توان ادامه جنگ را ندارد.
3- سیاسی: توسط علی اکبر ولایتی که شرایط سیاسی جهانی را برای صلح یا ادامه جنگ تحلیل کرده بود.
4- فرهنگی: توسط سید محمد خاتمی وزیر ارشاد دولت و رئیس جمهور اصلاحات که شرایط فرهنگی را یادآور شده بود.
با توجه به عبارت جام زهر و سخنان امام به احتمال بسیار قوی تمامی این موارد ادامه جنگ را ناممکن تلقی ساخته بود. در خصوص شرایط نظامی ماجرا به سمتی پیش میرفت که با این هزینهای كه نظام جمهوری اسلامی و دولت آقای مهندس موسوی پای جنگ هزینه میكرد ، ایران قادر به پایان جنگ نبوده و البته دشمن در 28 فروردین سال 67 برای دومین بار به ایران آفند زد و شرایط بسیار نامساعد گردیده بود. به احتمال قوی شرایط کلی به گونه ای بود که با توجه به حجم تزریق بودجه به جنگ توسط میر حسین موسوی حتی ادامه جنگ نیز غیر ممکن جلوه می نمود اما در صورت تأمین مایحتاج میتوان با یک حمله گسترده بصره را تصرف و جنگ را به پایان رسانید.
در خصوص مسائل فرهنگی و تمایل مردم به جهاد و شهادت همچنین تأمین نیروی مردمی به احتمال قوی تردیدهایی وجود داشت که باز احتمالاً در گزارشها ذکر گردیده بوده است. با توجه به بسیج صدها هزار نفری مردم به سمت جبهه ها پس از پذیرش قطعنامه ، عملیات مرصاد و محاصره مجدد جاده خرمشهر این مطلب نیز با تردید جدی مواجه است. در صحت گزارش جناب حجه الاسلام سید محمد خاتمی که در برهه ای از زمان مسئولیت تبلیغات جبهه و جنگ را به عهده داشتند میتوان شک کرد یا خیر؟ به قول شهید همت مطبوعات ما جنگ را درشت می نویسند درست نمی نویسند !
در خصوص مسائل سیاسی همیشه ما با تهدید و تطمیع و ارعاب مواجه بوده ایم و تقریباً میتوان گفت اجماع جامعه جهانی بر علیه ما فشار را افزایش می داد ولی باعث تسلیم ایران و بالاخص حضرت امام قطعاً نمیگردید.
یکی از مهمترین دلایل پایان جنگ عدم تأمین مالی آن ذکر گردیده است. در خصوص اوضاع اقتصادی سالهای پایانی جنگ ، تحلیلها و آمارهای بسیار بدی ذکر گردیده تا جاییکه عنوان شده دوسوم خسارتها مربوط به سه چهارم پایان جنگ بوده است. کسری بودجه نزدیک به 50% ، کاهش شدید ارزش نفت صادراتی ، عدم توانمندی تأمین مالی جنگ توسط دولت و بسیاری مسائل مشابه. نکته جالب آن است که تمامی این موارد توسط مدیران اقتصادی زمان جنگ یعنی همفکران آقای موسوی منتشر و درج گردیده که در کنار 600 مورد تخلف در زمان نخست وزیری ایشان جالب به نظر میرسد. نکته جالبتر حجم سرمایه گذاری های دولت در زمان جنگ بالاخص در سالهای پایانی آن بوده که بسیار بالا است. در این خصوص هیچگونه مراجعه ای به آمار و ارقام نمیگردد بلکه تنها شواهد عینی و غیر قابل انکار ذکر میگردد. فولاد مبارکه بزرگترین کارخانه ایران پس از انقلاب است که در زمان اتمام جنگ چیزی نزدیک به 85 تا 90% پیشرفت فیزیکی داشته ، غالب فعالیتها در سالهای پایانی جنگ بوده و در سال 70 افتتاح شد.(1) راه آهن بافق – بندر عباس نیز در همین زمان آغاز شد. اسکله ها و باراندازهای بنادر همچنین طرحهای گسترده بهداشت عمومی از این قبیل طرحهاست. شرایط کلی به گونه ای بوده که عدم وجود پول آنهم با توجه به موارد ذکر شده اندکی بعید به نظر میرسد. در سال 68 پانصد میلیارد تومان طرح نیمه کاره داشتیم که تقریباً 8 برابر بودجه سالیانه بوده یعنی آغاز بی دلیل بسیاری طرحها و عدم تأمین مالی آنهم برای سالهای آینده هم به اقتصاد ضربه زد و هم به جنگ ولی چرا؟
اما آیا موارد ذکر شده درست است یا نه؟ اگر به یکی از صحبتهای رهبر انقلاب اشاره کنیم پاسخ به روشنی قابل درک است. رهبر معظم انقلاب در دیداری که با مسئولان برنامه و بودجه دولت آقای رفسنجانی اشاره کردند: "پذیرش قطعنامه به خاطر ترس نبود... به خاطر هجوم امریکا نبود... به خاطر عده ای از مسئولین اقتصادی در کشور بود که به امام ارائه دادند که ما نمی توانیم هزینه جنگ را بپردازیم... شما مراقب باشید گزارش غلط ندهید. !"۱۳۷۵/۰۳/۱۴
به سادگی مشخص شد که مسئول جام زهر نوشانده شده به امام که بوده است. کسی جز شخص آقای میر حسین موسوی ؟ امام در کمتر از یکسال و چیزی نزدیک به 11 ماه پس از پذیرش قطعنامه فوت کردند یعنی واقعاً جام زهر کار خود را کرد. اما هنوز مطلب به پایان نرسیده است. با نهایت احترام و پایبندی به مواضع و توصیه های مقام معظم رهبری امید است مردم در انتخابهای آتی خود مراقب ارکان و پایه های جام زهر امام باشند. پایه های دیگر این جام را نیز فراموش نکنیم.
اگر به تجربه تاریخی خود نظری بیفکنیم شاهد مطالب عجیبی خواهیم بود. یک وزیر ارشاد مستعفی رئیس جمهور میشود. با وجود حمایت اکثریت این جمع یکی دیگر از این افراد رئیس جمهور نشد. پایه اصلی جام زهر امام مورد تأیید اکثریت دیگر این افراد قرار گرفته ولی به حول و قوه الهی ناکام می ماند. باز هم اگر به گفتار مقام معظم رهبری باز گردیم شاهد مواردی مشابه خواهیم بود. ایشان در خصوص دولت آقای احمدی نژاد فرمودند: کشور برای اولین بار در سالهای گذشته در مسیر درست و انقلابی خود قرار گرفته است.
نکته پایانی آنکه به لطف آقای موسوی مشکلات اقتصادی توانست جنگ را به پایان برساند یعنی احتمال موفقیت این تجربه باز هم موجود است بنابراین اگر ایران باز هم با این قبیل مشکلات مواجه شود از مواضع خود کوتاه خواهد آمد. پس خیلی عجیب نیست که ایران در خصوص مسائل هسته ای بیشتر با تحریمهای اقتصادی مواجه است تا جنگ واقعی یا سایر ابزارها و نگارنده این مطلب را نیز به لطف آقای موسوی می داند.
امام فرموده بود جوانان ما در آینده شرایط قبول قطعنامه را خواهند دانست.
|