|
مطالب -
سیاسی
|
|
نوشته شده توسط ققنوس
|
|
چهارشنبه, 25 اسفند 1389 ساعت 07:12 |
|
|
مختار به قدرت دست یافته و توانسته کوفه را به تصرف خود درآورد. تشکیل حکومت اما مشکلات تازهای برای او ایجاد کرده، مشکلاتی که تا پیش از این وجود نداشته و طبیعت دوران جدید مبارزه بود.
اولین چالش او در حوزه حفظ امنیت است که از وظایف اولیه هر حکومتی است. این تهدید امنیتی نه تنها از بیرون از مرزهای قلمرو او، بلکه از درون، و نه توسط معاندین و مخالفین که در اثر رفتار نیروهای خودسر! به وجود آمده بود، آنهایی که برای هدف مقدسی چون خونخواهی سیدالشهداء(ع)، هر که را تشخیص می دادند، محاکمه و مجازات کرده و به راحتی دیگران را «مفسد فیالارض» تشخیص داده و حکم قضایی صادر کرده وحدِّ الهی جاری می ساختند.

این چالش در کنار چالش دیگری که در ماهیت حرکت های انقلابی ایجاد می شود، تصمیم گیری را برای رهبری قیام مشکل تر می کند. چالشی که ریزش نیروهای انقلاب گفته می شود و همان عبارت معروف که: «انقلاب، فرزندان خود را می خورد.»
به صورت خیلی طبیعی زمانی که سخن از نفی چیزی گفته می شود، خیلی ها با هم همراه می شوند، حادثه ای که همین امروز در جبهه مقابل حرکت نظام اسلامی شکل گرفته و در آن از سلطنت طلب و منافق گرفته تا اصلاح طلب و انقلابی در کنار هم قرار گرفته اند. آنها همه در نفی وضع موجود مشترکند، ولی آن گاه که سخن از مشخص ساختن وضعیت جدید است، اختلاف ها نمایان شده و تضادها خود را نشان می دهند.
تجربه ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایجاد شد و گروه هایی که با هم در انقلاب مشارکت داشتند، روند واگرایی را تجربه کردند تا جایی که برخی به مبارزات مسلحانه علیه نظام دست زدند.
آن چه مختار در دوره حکمرانی با آن درگیر است، اعتراض هایی است که در میان بدنه داخلی خود با آنها روبرو است. افرادی که حتی اگر در مبانی با او مشترکند، روشهای او را بر نمی تابند، به باور خود از مختار انقلابی ترند و او را اهل سیاست و مدارا می خوانند.
چالش های روزگار مختار به نوعی مسائل امروز ما هم هست؛ خودسری ها و ریزش ها. همانی که مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در دیدار اخیر خود با اعضای مجلس خبرگان بار دیگر آن را تاکید کردند.
نزدیک به دو دهه پیش بود که رهبری امر به معروف و نهی از منکر را در نظام اسلامی دارای دو مرحله قلبی و لسانی و مرحله آخر، یعنی مرحله «یدی» یا استفاده از قدرت فیزیکی را مختص نیروهای انتظامی اعلام کردند.
اوج این نگرانی و تذکر شدید رهبری را در وقایع سال ۱۳۷۸ میتوان مشاهده کرد، هنگامی که پس از حادثه کوی دانشگاه، مناطق مرکزی تهران دستخوش آشوب های خیابانی قرار گرفت. ایشان در بخشی از بیانات خود می فرمایند:
«من معتقدم که جوان مملکت بایستى در همه میدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط. اینگونه حرکاتى که ملاحظه شد کسانى به دانشگاه حمله کنند، ناشى از بىانضباطى است؛ با هر نامى انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفتهام در اجتماعات کسانى که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونتآمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال مىکند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمىکنند؟! حتّى اگر یک حرفى که خون شما را به جوش مىآورد به زبان آورند – مثلاً فرض کنید اهانت به رهبرى کردند – باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید. نیرویتان را براى آن روزى که کشور به آن نیازمند است، براى آن روزى که نیروى جوان و مؤمن و حزبالّلهى باید در مقابلهى با دشمن بایستد، حفظ کنید، والاّ حالا فرض کنیم یک جوان، یا یک دانشجوى فریبخوردهاى هم حرفى زد و کارى کرد؛ چه اشکالى دارد؟ من از او صرفنظر مىکنم.» (۲۱ تیرماه ۱۳۷۸)
با این همه تاکید رهبری، خودسری هایی که از دهه ۷۰ و پس از پایان دفاع مقدس با عناوین ارزشی شکل گرفته بود، ادامه یافت تا جایی که در اسفندماه سال ۸۹ ایشان دوباره رعایت اخلاق و قانون را در کنار واژه جدیدی با عنوان «عقل سیاسی» مورد تاکید قرار می دهند.
در میدان رقابت سیاسی باید میدان دارانی وارد عرصه شوند که مولفه های رقابت در این فضا را بشناسند. با لفظ پردازی و تغییر آهنگ صدا نمی توان ذهن پرسش گر جامعه و جوان امروز را اقناع کرد. به افرادی نیاز است که آرامش را دوباره در فضای سیاسی برقرار سازند و در فضای همدلی، زبان هم را بهتر درک کنند.
هر عرصه ای به پاسداران خود نیازمند است و عرصه سیاست سربازان و فرماندهانی مناسب خود می طلبد. نباید آن قدر فضا را ضیق و محدود ساخت که جایی برای اقدامات سنجیده باقی نماند و آن چه دیگران سال ها رشته می کنند، با حماقت و بی تدبیری های عده ای، در یک شب پنبه شود.
روح الله دهقانی برگرفته از سایت الف
|
|