|
موضوع : سكولاريسم چيست و چه ميگويد؟
نويسنده : امير عابدي
امروزه واژه سکولاريسم از آن دسته کلمات و يا واژه هايي است که بار مثبتي پيدا کرده است و افراد مختلف اين واژه را تکرار ميکنند بدون آنکه معنا و يا مباني دقيق سکولاريسم را بدانند. در واقع کلماتي را طوطي وار تکرار ميکنند که نه معناي دقيق کلمه را ميدانند نه مباني نظري انراميشناسند.
در محيط هاي ژورناليستي و شبه روشنفکري و در بين عوام الناس سکولاريسم به معناي جدايي دين از سياست تعريف کرده اند.بايد گفت که اين مفهوم، تعريف اصلي سکولاريسم نيست بلکه يکي از محصولات دسته چندمي سکولاريسم است. سکولاريسم از دو واژه سکولار يعني دنيا + ايسم يعني گرايش به انديشه اي را نشان ميدهد تشکيل شده است. سکولاريسم يعني دنيا گرايي. شما اگر در جهان بيني خود همه ي پديده هاي عالم را يک مجموعه قرار دهيد. و از يک سو اين پديده ها را به مبدا و از سوي ديگر به معاد وصل کنيد به عبارت ديگر اين دنيا و طبيعت را داراي نظامي حکيمانه و باشعور بدانيد اين نگاه جهان بيني توحيدي است. اما در جهان بيني يک انسان سکولار، فرد سکولاريست مي آيد و ارتباط پديده هاي عالم را با مبدا و معاد قطع ميکند و پديده هاي دنيا را فقط از حيث همين ماده و مستقل از فعل خداوند مورد بررسي و ارزيابي قرار مي دهد. پس روشن شد که جهان بيني توحيدي با جهان بيني سکولار کاملا متفاوت است حال تعجب اين است که چگونه ميتوان پذيرفت يک نفر بگويد هم مسلمان است و به اسلام ايمان دارد و جهان بيني توحيدي دارد و هم به سکولاريسم معتقد است. هرگز نميتوان بين اين دو اسلام و سکولاريسم جمع کرد چون ذات و اصول اين دو مکتب با هم تفاوت دارد. بعضي از افراد معتقدند که مي شود يک فرد هم مسلمان باشد و باورها و اعتقادات اسلامي خود را داشته باشد ولي در زندگي اجتماعي و يا در رفتار بيروني خود انسان سکولار باشد. وقتي که از آنها پرسيده مي شود که چگونه ميتوان بين اين دو مکتبي که هم از ريشه و هم در شاخه با هم اختلاف و تضاد دارند جمع کرد؟ تنها پاسخي که مي دهند اين است که ما مسلمانيم نماز ميخوانيم در ماه مبارک رمضان روزه ميگيريم ولي سکولار هم هستيم. بايد خدمت اين دوستان عرض کنيم که شما ها يا اصول اسلام و جهان بيني توحيدي را نميدانيد چيست و اسلام را فقط محدود به يک سري اعمال عبادي شخصي کرده ايد و يا سکولاريسم را نمي دانيد چيست.
مي گويند روزي فردي که به لحاظ شناسنامه اي مسلمان بود ، مسکرات مينوشيد. به وي گفتند که يک مسلمان نمي تواند مسکرات بنوشد و حرام است . آن طرف پاسخ داد که: "چه کسي گفته که نميشود من نوشيدم و شد".ديگري به آن فرد به لحاظ شناسنامه اي مسلمان گفت اينکه مي گويند نميتواني نه به اين معنا که توانايي و قدرت خوردن مسکرات را يک مسلمان ندارد بلکه به اين معنا هست که در اين دين به پيروانش اجازه اين کار داده نشده است. حالا اينجا هم حکايت اين دوستاني هست که ميگويند هم به اسلام معتقد هستند و هم به سکولاريسم و توانسته اند بين اين دو مکتب متضاد با هم جمع کنند! اما چرا مي گوييم اصول اين دو مکتب با هم متضاد است؟ همان طور که مستحضر هستيد اسلام اصولي دارد که بايد يک مسلمان به آنها معتقد باشد.
اصل اول اسلام توحيد است. توحيد يعني به وحدانيت خدا معتقد بودن براي خدا شريکي قائل نبودن همه پديده ها و کائنات را فعل خداوند دانستن و چيزي را جدا و مستقل از خداوند ندانستن. حال آنکه سکولاريسم ضد توحيد است. انديشه سکولار به امور ماوراي معتقد نيست و پديده هاي دنيا را مستقل از خداوند تعريف مي کند پس سکولاريسم با اصل اول اسلام يعني توحيد در تضاد است.
اصل دوم اسلام عدالت است. عدالت يعني قرار گرفتن هر چيزي در سر جاي خود. در سکولاريسم بيشترين بي عدالتي اتفاق مي افتد چراكه سکولاريسم به امانيسم معتقد است. امانيسم يعني بشر مداري، انسان محوري يا انسان خدايي. در امانيسم خداوند به کنار مي رود و انسان جاي خدا را مي گيرد. بنابراين بيشترين بي عدالتي رقم ميخورد و انسان در جاي خود قرار نمي گيرد بلکه مي رود و در جاي خدا مي نشيند و بي عدالتي اتفاق مي افتد. بنابراين سکولاريسم با اصل دوم اسلام يعني عدالت نيز قابل جمع شدن نيست.
اصل سوم اسلام نبوت است نبوت يعني خداوند با انسان سخن گفته است و براي او پيامي فرستاده است. حال سوال اين است که جنس اين پيام چيست؟ آيا از نوع پيام هاي ما انسانهاي زميني هست؟ مگر نه اين است که پيامبران الهي از جانب خداوند پيام مي آورند و جنس پيامشان وحي بوده است؟ وقتي سکولاريسم به عالم ماوراء و به وحي يعني به آن پيام انبيا الهي معتقد نيست پس نمي تواند به نبوت هم معتقد باشد و نيستند.
اصل چهارم اسلام و يا باز بهتر بگويم شيعه، امامت است. امام چه زماني مي تواند در عرصه سياست،اقتصاد،فرهنگ،نظامي و اجتماعي امامت کند؟ مسلم هست زماني که به حکومت برسد و بتواند تشکيل حکومت دهد امام تا زماني که به حکومت نرسيده است امام هست ولي ديگر امامت نميتواند انجام دهد. کسي که ميگويد من مسلمانم و شيعه هستم و به اصل چهارم اسلام يعني امامت معتقد هستم اين در واقع مي گويد که به تشکيل حکومت اسلامي معتقد است . ولي همان طور که گفتيم سکولار ها معتقدند که خداوند حق دخالت در کارهاي ما را ندارد و عرصه حکومت داري بايد جداي از شريعت الهي و دستورات خداوند باشد.
اصل پنجم اسلام معاد است معاد يعني بازگشت همه عالم به مبداء اصلي همان طور که گفتيم انديشه سکولار مي آيد ارتباط پديده هاي عالم را با مبدا و معاد قطع ميکند و همه پديده هاي عالم را در همين دنيا خلاصه ميکند يعني براي پديده هاي عالم معادي معتقد نيست. حال آنکه در انديشه اسلامي پيامبر اسلام فرمودند دنيا مزرعه آخرت است هر چه که دراين دنيا بکاريم صورت اعمالمان را در آن دنيا بر داشت ميکنيم.
از اين منظر و جهت کسي که بگويد هم به اسلام معتقد است و هم به سکولاريسم مانند کسي مي ماند که بگويد معتقد است عدد 2 هم زوج است و هم فرد که اين مسئله امکان ندارد زيرا ذات زوج و فرد با هم در تضاد هستند همان طور که ذات اسلام و سکولاريسم با هم در تضاد و شاخ به شاخ هستند و به هيچ وجه امکان جمع بستن بين اين دو مکتب وجود ندارد.
ذكر مقاله با نقل منبع بلامانع است
|