دكتر "ديمتري كيت سيكس " از متفكران مسيحي ارتدكس و استاد تاريخ روابط بين الملل كشور يونان مي گويد:
"براي ما مسيحيان ارتدكس يونان كه تفوق جويي شيطاني ارزش هاي غربي را رد مي كنيم، امام خميني رحمه الله نمونه اي بود از يك مبارز جهاني، جهت استقرار حق به جاي ارزش هاي مادي. اگر چه تبليغات جهاني غرب سعي مي كرد از ايشان يك تصوير فناتيك (12) ترسيم نمايد، ولي ما مي دانيم كه وجود او مملو از مهر و محبت نسبت به تمام ملل روي زمين - كه در مسير خدا حركت مي كردند و برتري ارزش هاي ماديگري را رد مي كردند - بود . پروفسور "ام - اس - اگواني " ، متخصص امور ايران و رئيس دانشگاه جواهر لعل نهرو مي گويد: " آيت الله خميني تنها كسي بود كه از سال 1342 تا رحلتش سازش نكرد. هيچ فرد ديگري در قرن حاضر قادر به ايجاد تغييراتي بنيادي در جامعه ايران همچون معظم له نبوده است. " وي در مقايسه دوران انقلاب با زمان شاه اظهار مي دارد: "رژيم شاه از مردم و حمايتشان دور بود، اما آيت الله خميني با جلب حمايت توده مردم پيروز شد و بعد از ساليان طولاني، آموزش هاي اسلامي را عملا وارد زندگي مردم كرد. و مهم ترين دستاورد ايشان احياء احترام و اعتماد به نفس در مردم بود. او تنها رهبري است كه توانست جنبش را بر اساس ايدئولوژي و مذهب بنيانگذاري كند كه هيچ يك از رهبران انقلاب هاي جهان نتوانستند به آن دست يابند
دكتر جرج موستاكيس روحاني و نويسنده مسيحي از يونان مي گويد
"من يك مسيحي هستم ولي به امام خميني رحمه الله علاقه بسيار زيادي دارم. امام خميني (ره) اصلاح كننده بزرگ امت اسلامي بوده است. من و ساير مسيحيان آزاده وظيفه خود مي دانيم كه از ايشان پيروي كنيم. " "زندگي مذهبي و سياسي امام خميني رحمه الله و مبارزات ايشان برعليه استعمار به روشني در روند تاريخ ثبت است. " اين كشيش يوناني و استاد فلسفه و جامعه شناسي كه وصيت نامه امام را به زبان يوناني ترجمه كرده است در ادامه مي گويد: "من يك مسيحي هستم ولي به امام خميني رحمه الله علاقه بسيار زيادي دارم. امام خميني رحمه الله اصلاح كننده بزرگ امت اسلامي بوده است. من و ساير مسيحيان آزاده وظيفه خود مي دانيم كه از ايشان پيروي كنيم. " آقاي مستاكيس سپس احساس خود را راجع به "حسينيه جماران " چنين بيان مي كند: "اينجا زيباترين مسجدي است كه در عمرم ديده ام، زيبايي و تقدس آن به خاطر ماديات نيست. به خاطر اين نيست كه از طلا و يا نقره و يا بلور ساخته شده باشد، بلكه به خاطر روح بزرگ امام خميني رحمه الله است. " آقاي جرج موستاكيس گفتار خويش را با دعاي ويژه مردم يونان به پايان مي برد: "پروردگارا! اي خداوند قادر مطلق! روح محبوب امام عزيز، خميني بزرگ را قرين آرامش ابدي خويش گردان و او را تحت عزت و جلال ملكوت و هم جوار ارواح طيبه ابراهيم، اسحق و يعقوب و تمامي انبياء ديگر قرار ده. آمين.
"دكتر فوسبري " كشيش و رئيس دانشگاه هاي كاتوليك آمريكاي لاتين مي گويد:
"امام خميني با استفاده از ريشه هاي فرهنگي اسلامي موجب حركت تاريخي ملت خويش گشت. وي توانست با يك انقلاب مذهبي سياسي، حركت عظيمي در كشورهاي اسلامي به وجود آورد. او راهي را به روي ما گشود كه مهم ترين پيام آن امكان بازيابي ماهيت معنوي و قدرت الهي و ايمان به خدا بوده است. امام با بازگشايي اين راه، وجدان معنوي غرب را شديدا به لرزه در آورد هرچند رسانه هاي گروهي غرب سعي در پوشاندن و مخفي ساختن آن داشته باشند. " دكتر فوسبري، مراسم عزاداري ملت ايران را نمونه هايي از عشق عميق يك ملت نسبت به معشوق خود دانسته و اشك ده ها ميليون ايراني را در سوگ رهبر از دست رفته شان، عزاي يك ملت در فقدان امام خود خوانده و اضافه مي كند: "عكس العمل ميليوني مسلمانان در غم از دست دادن تنها يك سياستمدار نبود، بلكه درد جدايي كسي بود كه ماهيت فرهنگي يك ملت را به وي بازگرداند و راه آزادگي را به جهانيان آموخت.
پروفسور پروولسي ايتاليايي، استاد ايران شناسي در دانشگاه رم مي گويد:
خميني امكان پذير نمودن يك انقلاب اسلامي بود، آن هم در كشوري كه تمدن و فرهنگي قوي را در سابقه خود دارد. اين كار باعث شد تا مردم ايران فرهنگ واقعي و قديمي خود را كه همان فرهنگ اسلامي بوده بشناسند و خود را متكي بر آن فرهنگ به جامعه جهاني بشناسانند. اين در حالي بودكه تا قبل از انقلاب اسلامي، تنها آوايي كه از ايران بلند بود و معيار شناخت جهانيان از كشور ايران اعلام مي شد، صداي غربزدگي بود. بنابراين آيت الله خميني رحمه الله آغاز كننده انقلابي بود كه بالاخره فرهنگ اسلامي راستين ملت ايران را آشكار ساخت.
"رابين وود زورث " ، نويسنده و محقق مسيحي از كشور آمريكا مي گويد: درباره آيت الله خميني رهبر جمهوري اسلامي، صحبت ها و حب و بغض هاي فراواني مطرح شده است. در فرصتي كه براي ديدار او پيش آمد، فكر كردم در چنين موقعيت مهمي، تلاش لازم را به كار برم و نتيجه را هرچه شد قبول نمايم. از نظر دنياي غرب، امام خميني رحمه الله مظهر سرسختي، غرور و انعطاف ناپذيري بود، حتي آن عده از غربي هايي كه من آن ها را ملاقات كرده بودم و آن ها نيز قبلا امام را ديده بودند، ضمن آن كه جذابيت رهبري ايشان را انكار نمي كردند ولي رفتار او را فاقد گرمي و خنده توصيف مي كردند. حالا من فرصتي يافتم، تا خودم قضاوت كنم. فرصت براي ديدن كسي كه برجستگي و شامخيت شخصيت او ايران را در برگرفته بود، آن كه سياستش باعث تحولات عميق در ايران و برانگيختن خشم فراوان غرب شده بود. من در جلو هال (حسينيه جماران) قرار گرفتم، به محض حضور امام روي بالكن حسينيه، جمعيت حاضر يكپارچه از جاي خود برخاستند و فرياد زدند خميني، خميني، خميني. اولين باري بود كه چنين رفتار عميقا هيجان انگيز، شادمانه، مبارزانه و احترام آميز را نسبت به يك انسان مشاهده مي كردم. هنگامي كه در باز شد و او وارد شد، توفاني از انرژي برخاست. عباي قهوه اي، عمامه مشكي و محاسن سفيدش همه مولكول هاي ساختمان را به حركت درآورد. توجه حضار آن چنان متمركز و ميخكوب شد كه هر چيز ديگر غير از او ناپديد شد. خميني به مثابه هاله يك نور در حال حركت به عمق وجدان و آگاهي همه كساني كه در حسينيه جماران حاضر بودند، نفوذ كرده بود. او تمام تصاوير تخيلي را كه هركس قبل از ملاقات با او در ذهن خود ساخته بود، منهدم مي كرد. حضورش چنان پرقدرت بود كه من خود را در محاصره هيجاناتم و در فاصله بسيار دور از ايده ها و تجارب شخصي قبلي ام احساس مي كردم. من قبلا انتظار داشتم پيرامون حركات سيما و انگيزه هاي او و شگفتي هاي طبيعت واقعي او به تحقيق بپردازم، ولي قدرت خميني، توفيقات او و قدرت مطلق كنترل و احاطه نفساني او، همه قالب هاي ارزيابي ذهني مرا نابود ساخت و من خود را در حال گرفتن احساس و انرژي كه توسط اشعه حضور او در حال تبلور بود يافتم. خميني يك توفان بود، با اين همه درنهاد اين توفان يك سكون و آرامش مطلق وجود داشت. او بسيار شديد و آمرانه بود و در عين حال بسيار آرام بخش. او پاسخگو، باز و پرتاثير بود. در درون او يك حقيقت ساكن و غير قابل حركت وجود داشت، ولي همين بي حركتي باعث حركت كلي يك كشور شد. او يك انسان معمولي نبود، در واقع تمام كساني را كه قبلا ملاقات كرده بودم از عرفا و زهاد تا راهب هاي بودايي، حكماي هندي و ديگران، هيچ كدام داراي چنين حضور برق آسا و انرژي بخشي نبودند. براي آن ها كه توانستند ببينند و احساس كنند، هيچ گونه ابهامي خميني يك توفان بود، با اين همه در نهاد اين توفان يك سكون و آرامش مطلق وجود داشت. او بسيار شديد و آمرانه بود و در عين حال بسيار آرام بخش. او پاسخگو، باز و پرتاثير بود.
درباره كمالات والاي خميني باقي نماند. اين عظمت و كمال در همه جا منعكس بود. در تنفسش، در حركت اندام و دستانش، در آتش شخصيتش و در آرامش آگاهي و وجدانش ; همه چشم ها به سوي خميني بود، در آنجا اثري از خودخواهي و خودپسندي نبود.
همه حواس اوبه شكل سرسختانه و در عين حال برنامه ريزي شده اي به همان نقطه اي معطوف بود كه به نحو زيبا و عارفانه اي جو آن جمع را جلب كرده بود. علي رغم آن اراده شديد و اخلاق پرصلابت و سازش ناپذير، روحيه كاملا مثبت و هموار او در حركت دستانش و صداي صاف كردن حنجره اش و افكار متمركزش متجلي شده بود. در حالي كه صدها مسلمان عاشق ميهن در مجلس، عظمت او را فرياد مي زدند و با تحسين و ستايش مطلق از او به وفاداري عاشقانه اش سوگند ياد مي كردند، او در درون خود بود و همچنان آرام و بي حركت باقي مانده بود. چنين صحنه هايي خارج از مرز تصور و حدودي بود كه من به آن ها خو گرفته بودم. خواننده ممكن است اين توصيفات را مبالغه آميز بداند. چنين كسي بايد بداند كه عليرغم همه شنيده هاي قبلي ام و عليرغم مطالب متضادي كه قبلا دريافت كرده بودم، اولين و واقعي ترين تاثير شخصيتي [امام] خميني هيچ ارتباطي با مقولات مطرح شده عليه او نداشت. براي آنكه بتوانيد واقعه فهم فوريه را كه در شمال تهران (ملاقات در حسينيه جماران) اتفاق افتاد، تصور كنيد به مثال هاي زير توجه كنيد: براي يك لحظه فشار نوزاد براي رهايي از رحم مادر و ورود به دنياي جديد را تصور كنيد و يا لحضه اي كه فرد به مردن آگاهي پيدا مي كند. ريشه اين حقايق خارج از چارچوب تجارب شخصي بود و براي من قبلا قابل تصور نبود، زيرا هرگز تجربه نكرده بودم. حقيقت اين است كه وقايع خود آفريننده تجارب اند. موضوعيت اين تجربه به نظر مي رسيد اساس و ريشه آگاهي مرا هدف قرار داده است. من مدل اين تجربه را به نحوي بالا بردم كه تمام احساسات و افكارم را به سوي آگاهي خود هدايت كرد. آري، امام خميني رحمه الله آن انسان قوي، قدرتمند و شكست ناپذير بود; و شخصيت او مهم ترين ويژگي اوست و مهم ترين ويژگي حركت او شناساندن چنين شخصيتي بود دكتر مصطفي ايوب، دانشمند مسلمان آمريكايي و مسؤول گروه مطالعات اديان در دانشگاه تامبل آمريكا در مورد رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران مي گويد:
"بنده معتقدم كه تاريخ، امام خميني رحمه الله را به عنوان بزرگترين شخصيت جهاني قرن بيستم معرفي خواهد كرد، زيرا او فردي بود كه هم نبوغ سياسي و هم نبوغ ديني داشت. درست است كه ولايت فقيه به عنوان يك مفهوم اسلامي شيعي از غيبت صغري همواره مورد بحث و بررسي بوده ولي امام خميني رحمه الله به اين مفهوم تفسير ديگري دادند كه امام معصوم عليه السلام از طريق علمايي كه فقيه اند نقشي در حكومت دارد و آن علماء نايبان امام عليه السلام هستند و چنانچه در شخصي خصوصياتي كه امام عصر عليه السلام بيان كرده فراهم گردد، فقيه اول خواهد بود. بنده معتقدم كه از جمله مهم ترين تاثيرات نهضت امام خميني رحمه الله اين بوده كه حكومت در يك كشور بزرگ و با اهميت اسلامي را از ماهيت لائيكي آن به ماهيت اسلامي و ديني مبدل ساخت و بدين ترتيب جمهوري اسلامي الگويي براي جنبش هاي اسلامي جهان گرديد.
من بر اين باورم كه از لحاظ قدرت فكري، امام تنها يك فرد يا پديده فردي نبود بلكه يكي از سازندگان تاريخ بود. استاد فهمي هويدي مصري نويسنده مشهور روزنامه "الاهرام " ، مجله "المجله " و روزنامه "الشرق الاوسط " مي گويد:
"بايد گفت: كه به طور كلي ذهن انسان از بيان دستاوردهاي امام عاجز است ولي مي توان آن ها را در بندهاي ذيل خلاصه كرد:
1- اعتبار بخشيدن دوباره به ملت ايران و متوقف نمودن دشمني و بي حرمتي به شخصيت مذهبي آنان كه رژيم گذشته ايران درصدد بي ارزش كردن آن بود.
2- ايشان گفته هايي چون "دين عنصري است افيون ملل و عامل خمود و سستي " را رد كردند و ثابت نمودند كه اگر از دين به درستي استفاده شود عنصري فعال و مؤثر در برانگيختن ملت هاست.
3- امام خميني رحمه الله پيروزي مستضعفين و پيشرفت مهم مواضع اسلامي را در جهان معاصر محقق ساختند.
4- امام در مقابل قواي استكبار جهاني با قدرتي عظيم قد علم كردند و در مقابل ايشان سكوت نكردند.
5- در چهارچوب افكار مذهبي به پيروزي بزرگي دست يافتند و آن، تشكيل حكومتي جديد پس از سال ها انتظار بود و اين دستاورد از اهميت خاصي برخوردار است دكتر ادريس كتاني نويسنده معروف مراكشي و از اعضاي مجمع كبار العلماء مغرب مي گويد:
"به عقيده من مهم ترين كارامام خميني رحمه الله حفاظت از اسلامي ماندن انقلاب پس از پيروزي بود. اسماعيل ولي اف، رئيس مدرسه عالي دفاع نخجوان مي گويد: "اين واقعيتي ترديدناپذير است كه امام خميني رحمه الله با آن شكوه و عظمتي كه داشتند در كمال سادگي زندگي كردند. من خودم در محل سكونت امام خميني رحمه الله حضور يافتم واز نزديك اتاقي را كه در آن زندگي مي كردند ديدم. قبل از آنكه به آن مكان وارد شوم، احساس مي كردم كه وارد فضايي بزرگ خواهم شد كه جلوي در آن ماشين هايي آخرين سيستم پارك شده است، گمان مي كردم كه ايشان هم در بنايي با شكوه زندگي مي كنند، زيرا القائات سوء دشمنان انقلاب اسلامي به ما اينگونه تفهيم كرده بود.
ولي وقتي در آن جا حضور يافتم همه تصوراتم تهي از آب درآمد، زيرا زندگي اين انسان بزرگ با زندگي عادي ايراني ها كاملا همانند و يكسان بود، بلكه بايد بگويم كه ايشان زندگي خود را صرف اعتلاي مذهب و امت اسلامي كرده است. زندگي امام از زندگي من كه معلم هستم ساده تر بود. او هميشه زنده است و من در سايه اوست كه به ايران آمدم. وقتي پشت در اتاق ايشان قرار گرفتم، از پشت پنجره عكس او را بوسيدم و در دلم گفتم: اماما! تو هرگز از يادها فراموش نخواهي شد. تو هميشه زنده اي. دكتر غياث الدين صديقي، متفكر آزاد انديش انگليسي و عضو پارلمان مسلمانان انگستان مي گويد: "شخصيت امام رحمه الله تاثير عميقي بر دنياي جديد و به خصوص بر امت اسلامي داشته است.
مدت ها بود كه ما رهبري نداشتيم كه آنچه را مي گفت تاثير داشته باشد. به نظر من اين مهم ترين خصوصيت امام خميني رحمه الله بود، مردم احساس مي كردند كه هر آنچه ايشان انجام مي دادند، هيچ دليلي جز براي عزت اسلام و كيان اسلامي نداشت. اين مهم ترين دستاورد و اين ويژگي شخصيت او بود. در جامعه اسلامي خيلي معمول شده است كه هرگاه چيزي مطابق معمول وخوب پيش نرود مردم مي گويند: "ما يك خميني لازم داريم. "
او نوعي استاندارد اخلاقي و رهبري در جامعه مسلمانان بنيان نهاده است و هركسي كه مي خواهد براي خود كسي بشود، بايد خصوصيت امام خميني رحمه الله را داشته باشد. پروفسور "حامد الگار " استاد اسلام شناسي در دانشگاه كاليفرنياي آمريكا مي گويد: "يك مسلمان هرچه قدر بخواهد از يك شخصيت بزرگ معنوي تعريف و تمجيد كند، به خاطر آنكه بزرگي و عظمت تنها از آن خداست و نمي توان شخصي غير از خداوند را با اين صفات خواند، بهتر است در عوض به كارگيري چنين لفظي گفته شود كه عظمت و بزرگي خداوند بنحو نادري در آن فرد جلوه پيدا كرده و او را به آيتي از "الله " مبدل ساخته است. امام خميني رحمه الله قطعا چنين آيتي بود. هركس كه سعادت حضور دركنار او را داشته باشد مي داند، زيارت وي حتي هنگامي كه او يك كلمه سخن نيز نمي گفته، عميق ترين تاثير را بر روي آدمي مي گذاشت. راز اين تاثير در همان ويژگي الهي نهفته است. " به عقيده اين استاد آمريكايي مسلمان، يكي ديگر از ويژگي هاي رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران آرامشي بود كه در امام وجود داشت. او در توضيح اين سخن خود مي گويد: "آرامشي كه در امام وجود داشت، متعلق به فردي بود كه با شيوه اي زاهدانه خود را غرق در "انديشه و عبادت الهي " كرده بود، اما در عين حال آنچنان به اقدامات سياسي مهمي دست مي زد كه به لحاظ گستردگي و تاثير، در هيچ فرد انقلابي وجود نداشت وبه خاطر چنين ويژگي وي بود كه در شخصيت او نوعي تكامل و همه جانبگي ايجاد كرده بود، به طوري كه از عابد گرفته تا عامي و از عارف گرفته تا قاضي، همه را تحت تاثير قرار مي داد. در يك كلام، "زندگي او تجلي عمل صالح و ايثار بود و او در اين دنيا چنان به سر مي برد كه گويي دائما مجذوب عز قدس الهي است و دقيقا به اين دليل بود كه ميليون ها مسلمان جهان از ممالك مختلف به او عشق ورزيده و به راهش ايمان آوردند.
|