امــروز : جمعه, 05 خرداد 1391
 
 
 
 
ما 175 مهمان آنلاین داریم

پيام روز

اگر ما ملتهاى مسلمان بيدار باشيم، به نداى قرآن - كه ما را به صبر و استقامت و ثبات امر ميكند، به ما اميد ميدهد - گوش كنيم، به خداى متعال سوء ظن نداشته باشيم، به وعده‌ى الهى اميدوار باشيم و براى آن تلاش و كار كنيم، بدون شك به پيروزي دست پيدا خواهيم كرد

نحن الأمّة الاسلامية، إذا كنّا على يقظة من أمرنا، و استجبنا للقرآن الكريم الّذي يدعونا للصّبر والاستقامة و الثبات، فلن نقنط من رحمة الله، و سنتأمّل وعد الله تعالى و نصرته، و سنجاهد في سبيله، و إذن سنظفر بالانتصار من دون شكّ.

آيت الله خامنه اي 14 خرداد 1390

جستجو در سايت

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

Mersad.org

امتیاز گوگل من

Mersad20.com

رنك

 

به روایت لینک

 

جدیدترین اخبار

 
 
تحريم متقابل نفتي آمريكا و كشورهاي پشتيبان از طريق تنگه هرمز چاپ
مطالب - سیاسی
نوشته شده توسط جواد محمد قلی نیا   
چهارشنبه, 05 بهمن 1390 ساعت 17:44

عنوان مقاله : تحريم متقابل نفتي آمريكا و كشورهاي پشتيبان از طريق تنگه هرمز

نویسنده : جواد محمد قلی نیا

مقام معظم رهبري در چندين روز پيش، وضعيت كشور در تحليل ميدان نيروي جهاني را به وضعيت امت اسلامي در بدر و خيبر تشبيه نموده و به صراحت مقايسه وضعيت كشور در شرايط تشديد تحريم به شيب ابوطالب را رد كردند.از طرف ديگر با وجود انكه كشور جمهوري اسلامي ايران، كشوري صلح جو بوده و خواهان تعالي ساير كشورها و تمدن بشري مي باشد متاسفانه بنظر ميرسد برخي از اشخاص داخلي و خارجي اهميت فرمايشات معظم له را به حد كافي درك نكرده و تصويري دو قطبي(يا جنگ يا دادن امتياز) از بحث تشديد تحريم هاي احتمالي دارند. بر اين اساس، لازم خواهد بود با نگاهي پديدار شناسانه اقدام به تحليل اين مسئله از زواياي مختلف گردد. بديهي است محدوديتهاي اطلاعاتي موجود، اكتشافي بودن جنبههايي چند از مسئله، وزن پذيري نابرابري مولفههاي دخيل در تحليل مسئله و غيره، باعث ارايه برداشتهاي مختلفي از بحث شده و تجميع چنين نظريه پردازي هايي، بستر را جهت درك مطلوبتر بيانات مقام معظم رهبري فراهم خواهد ساخت.نوشتار حاضر بر اساس تحليل هاي سلسله مراتبي ارايه شده، نتيجه مي گيرد كه با وجود انكه هيچ جنگي بين ايران و امريكا در نخواهد گرفت، اما امادگي جمهوري اسلامي ايران براي طي گام هاي سه گانه فعاليتي در قالب برنامه تحريم متقابل امريكا و كشورهاي پشتيبان وي، شامل فعاليت حقوقي- قانوني، فعاليت چند جانبه گرايي موثر و در نهايت و به اجبار شرايط، برنامه ريزي براي مقابله نظامي همه جانبه، بسترهاي تثبيت جايگاه و چه بسا ختم واقعي بحث تحريم هاي احتمالي را سبب شود.

بايد توجه داشت كه تمامي نظرات ارايه گرديده در نوشتار حاضر، نظرات شخصي محقق و تشريح زاويه ديد فردي بوده و ارتباطي به مواضع رسمي فعلي يا آتي اتخاذ شده توسط جمهوري اسلامي ايران نخواهد داشت. نوشتار حاضر در چند مرحله اقدام به تشريح بيشتر مسئله و ارايه توضيحاتي مستند در اينخصوص نموده و هدف اصلي مقاله،شفاف سازي بيشتر امكانات و وضعيت و موقعيتهاي خطر، كاهش ترديدها و توسعه ارادههاي حاكميتي،مديريتي و شهروندي در جمهوري اسلامي ايران و آشكار سازي آسيب ها ي احتمالي براي طرف هاي خارجي درگير مي باشد.

1) تفسير پيام مقام معظم رهبري:

بررسي و تحليل پيام صادره توسط مقام معظم رهبري و تشبيهات صورت پذيرفته توسط معظم له، نشان ميدهد كه آحاد جامعه بشكل عام و خواص جامعه بشكل ويژه بايد متوجه دو موضوع مهم باشند. اول اين كه در آينده اي نزديك، شايد اولين رويارويي و مقابله همه جانبه لشكر كفر و دين بوقوع بپيوندد و دوم اين كه با يك حركت ظريف ولي كاملا حساب شده، قلعه ظاهرا نفوذ ناپذير خيبر (در اينجا منظور برنامه تحريم جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا و ساير كشورهاي پشتيبان وي است) براي هميشه قابل فتح خواهد بود.

2) شرايط جغرافيايي تنگه هرمز و صادرات نفت خام از اين تنگه:

بنظر ميرسد، برداشت هاي دو قطبي بوجود آمده در برخي از افراد داخلي، ناشي از كم اطلاعي آنان از شرايط سوقي الجيشي تنگه هرمز و عرضه و تقاضاي نفت باشد، لذا در ابتداي نوشتار حاضر، اقدام به شفاف سازي شرايط تنگه هرمز و صادرات نفت از اين تنگه ميگردد.

الف) شرايط تنگه هرمز: علي رغم وجود حدود 100 تنگه و كانال معروف در دنيا، غالب انها از نظر وضعيت كشتيراني، عمق و جريان آب، فاقد موقعيت مناسب و يا موقعيت سوق الجيشي ميّباشند. اين در حالي است كه تنگه هرمز دومين تنگه مهم و پر تردد دنيا محسوب ميشود. طول تنگه هرمز حدود 180 كيلومتر و عرض آن در طولاني ترين موقعيت 84 كيلومتر (از كرانه بندر عباس  كشور ايران تا شمالي ترين نقطه كرانه مسندم در جنوب و مربوط به كشور عمان) و در كمترين موقعيت در حدود 39 كيلومتر (از جزيره لارك ايران تا جزيره السلامه يا قوئين بزرگ مربوط به كشور عمان) ميباشد. عمق آب بدليل شيبي كه به سمت كشورهاي عمان وجود دارد در حوالي جزيره لارك 36 متر و در نزديكي شبه جزيره مسندم در حدود 180 متر است. بدليل قوس شمالي تنگه كه بطرف دورن فلات ايران است، بيشترين خط ساحلي آن مربوط به كرانههاي جمهوري اسلامي ايران ميگردد.

هفت جزيره استراتژيك ايراني هرمز، لارك، قشم، هنگام، تنب كوچك، تنب بزرگ و ابوموسي در منطقه محدودي در درياي عمان و خليج فارس بصورت قوسي ( معروف به كمان دفاعي ايران)، اطراف اين تنگه قرار گرفتهاند. از نظر حقوق حاكم بر راههاي آبي بين المللي (تنگهها، كانالها و رودخانهها) و مصوبات موجود، تنگه هرمز جزو تنگههاي بين المللي داراي شرايط حق عبور بيضرر (در مقابل حق عبور ترانزیتی) است. در اين حالت، حق عبور آزاد هوايي بدون اجازه كشورهاي مالك تنگه بر فراز اين تنگهها وجود نداشته، زير درياييها در هنگام عبور از تنگه بايد به سطح آب آمده و در كل قواعد حركت در تنگه، تابع قواعد و قوانين وضع شده توسط كشور يا كشورهاي واقع در طرفين تنگه خواهد بود (ماده 38-17 كنوانسيون حقوق درياها مصوب1982 جامائيكا / مواد 23-14 كنوانسيون 1958 ژنو و غيره).

بر اساس توضيحات ارايه شده در خصوص تنگه هرمز، كشورهاي ايران و عمان، هر يك ادعاي مالكيت 12 مايل دريايي (هر مايل 1853 متر) مالكيت سرزميني در تنگه هرمز را دارند كه با توجه به عرض كم 21 مايلي (در كمترين پهناي تنگه)، با نوعي تداخل ارضي مصالمت آميز 3 مايلي (5/5 كيلومتري) مواجه ميباشند. در شرايط حاضر، دو مسير دريايي موازي جهت حركت شناورهاي سطحي و زيرسطحي در تنگه هرمز تعريف شده كه شامل مسير شمالي (مسير واقع در مرزهاي ايران و عمان) و مسير جنوبي (مسير واقع در بين جزاير قوئين بزرگ و كوچك) ميّباشد (در مسير جنوبي عمق آب بيشتر بوده اما مسير ناهموار تر و داراي موانع صخره اي بيشتري نسبت به مسير شمالي است).

ب) شرايط توليد، مصرف و انتقال نفت خام از تنگه هرمز: پس از معرفي جغرافيايي و حقوقي وضعيت تنگه هرمز، نوبت به آگاهي از وضعيت مصرف، توليد و انتقال حاملهاي انرژي (نفت خام) ميرسد. با توجه به آمارهاي ارايه شده در سال 2006، حدود يك پنجم نفت خام مصرفي دنيا از توليدات كشورهاي حاشيه خليج فارس(شش كشور جمهوري اسلامي ايران 17 درصد توليد، عربستان با 30 درصد توليد، عراق 1 درصد توليد، كويت با 12 درصد توليد، قطر با 11 درصد توليد و امارات متحده عربي با 29 درصد توليد) صورت گرفته و روزانه بالغ بر 18 ميليون بشكه نفت خام از اين منطقه به ساير كشورها صادر ميگردد. در اين بين، 17 ميليون بشكه از نفت توليدي از طريق نفت كشهاي بزرگ و از طريق دريا (تنگه هرمز) انتقال يافته و حدود يك ميليون بشكه از طريق خط لوله منتقل ميگردد (بطور متوسط در هر ده دقيقه يك كشتي غول پيكر از تنگه هرمز عبور ميكند).

در اين بين ، صادرات نفت خام كشور جمهوري اسلامي ايران،  روزانه در حدود 5/2 ميليون بشكه بوده كه تماما از طريق تنگه هرمز صورت ميپذيرد. مقاصد صادراتي ايران نيز شامل آفريقاي جنوبي (80 هزار بشكه)، ژاپن (327 هزار بشكه)، چين (550 هزار بشكه)، كره جنوبي (228 هزار بشكه)، تركيه (196 هزار بشكه)، هند (310 هزار بشكه)، ساير كشورهاي آسيايي (240 هزار بشكه)، كل اروپا (در حدود 600 هزار بشكه) ميباشد. در واقع 73 درصد نفت جمهوري اسلامي ايران به آسيا، 24 درصد به اروپا و حدود 3 درصد به آفريقا صادر ميشود. توليد كشور عربستان در حال حاضر 1/4 ميليون بشكه در روز بوده كه تا حدود 9 ميليون بشكه امكان ارتقا توليد دارد (برخي از منابع ميزان توان عربستان جهت ارتقا توليد نفت خام را بين 12-10 ميليون بشكه در روز نيز بيان كردهاند).

بايد توجه داشت كه چرخه دسترسي و استفاده از نفت خام، تنها شامل توليد و مصرف نشده بلكه بحث انتقال امن و كم هزينه، حلقه واسط بسيار مهمي در اين چرخه تلقي گرديده و به قولي، مهمترين حلقه مطرح در مبادله انرژي محسوب مي شود. همانگونه كه ذكر شد در حال حاضر بالغ بر 95 درصد نقل و انتقال نفت خام توليدي حاشيه خليج فارس از طريق تنگه هرمز صورت گرفته و در حدود 5 درصد از طريق خط لوله منتقل ميشود (حدود يك پنجم مصرف جهاني نفت خام بشكل روزانه از اين تنگه گذر ميكند).

با توجه به اهميت استراتژيك تنگه هرمز و موقعيت جمهوري اسلامي ايران، در حال حاضر دو طرح جايگزين براي تنگه هرمز  توسط كشور آمريكا،عربستان سعودي و امارات متحده عربي، طراحي و در نظر گرفته شده است. طرح اول ، توسعه انتقال نفت خام با خط لوله از طريق كشورهاي عربستان، اردن و سرزمين اشغالي به درياي مديترانه بوده و طرح دوم، ساخت كانالي (به طول 180 كيلومتر و با هزينهاي در حدود 300 ميليارد دلار) در درون امارات متحده عربي (دوبي) و گذر از كشور عمان جهت انتقال نفت از خليج فارس به درياي عرب (درياي عرب به اقيانوس هند و خليج عدن متصل است) ميباشد. برآوردهاي كارشناسي نشان ميدهند كه اجرا و پياده سازي هر دو طرح بسيار پرهزينه بوده، كارآمدي لازم جهت انتقال حجمي بالاتر از 3-2 ميليون بشكه در روز را نداشته، بحث حفظ امنيت آنها بشدت جاي سوال داشته و در نهايت در كمتر از سه سال آينده امكان عملياتي شدن و بهرهبرداري اين طرح ها وجود ندارد.

3) تحليل شرايط بازيگران ميدان نيروي تشديد احتمالي تحريم ها:

جهت تحليل شرايط و سناريوهاي احتمالي تشديد تحريم ها لازم خواهد بود در ابتدا وضعيت كلي كشورهاي مطرح در ميدان نيروي ترسيمي، تحليل شده و سپس اقدام به تشريح وضعيت طرح پيشنهادي( طرح تحريم نفتي متقابل بعنوان اهرمي بازدارنده و هدايت كننده) شود.

الف) شرايط آمريكا: سياست فعاليت آمريكا در دو دهه اخير پيرو رويكرد چند جانبه گرايي است در اين رويكرد ، ايالات متحده امريكا ضمن حفظ رابطه مستقل و خاص خود با تكتك كشورها( حفظ و تدوام دو شيوه تعامل در قالب هژموني و تعامل در قالب رويكرد موازنه قوا)، نوعي رابطه جمعي نيز با هدف افزايش امنيت فعاليت و ارتقا سطح مشروعيت تصميمات (خصوصا تصميمات مطرح در سطوح بين المللي) در پيش ميگيرد. رابطه آمريكا با كشورهاي اروپايي (اتحاديه اروپا)، رابطه آمريكا با برخي از كشورهاي توليد كننده نفت و عضو اپك  (نظير عربستان)، رابطه آمريكا با كشورهاي خريدار نفت مصرفي از ايران (نظير ژاپن و هند)، رابطه آمريكا با برخي سازمانها و گروههاي مردم نهاد (نظير گروه آمريكايي غير انتفاعي اتحاد عليه ايران هستهاي UNAI ) از اين نوع ميباشد.

مصرف مستقيم نفت خام كشور آمريكا از توليدات كشورهاي حاشيه خليج فارس، بشدت كم بوده و خريد نفت خام عموما در قالب تجارت شركتهاي بين المللي آمريكايي (مستقر در ساير كشورها) صورت ميپذيرد. حمايت شديد آمريكا از رژيم اشغالگر قدس نيز نوعي سوپاپ اطمينان و اهرم واسط جهت كنترل كشورهاي عربي، عامل مقابله با تهديدات نفوذ كشور روسيه و همانند انها است (بر اين اساس، بسياري از تحليلگران سياسي رژيم اشغالگر قدس را به هيچ وجه در توابع تحليلي خود بعنوان عامل مستقل مد نظر قرار نداده و تنها شرايط كشور آمريكا را تحليل ميكنند). از نظر مشروعيت بين المللي نيز ، عملكرد كشور آمريكا در حوزه خاورميانه (خصوصا عراق، افعانستان و پاكستان) بشدت زير سوال بوده و فاقد اعتبار كافي است.

ب) شرايط كشورهاي پشتيبان آمريكا در رويكرد چند جانبه گرايي: كشورهايي كه ايالات متحده آمريكا بنوعي تمايل به افزايش همگرايي يا انتظار جهت همراهي دارد را مي توان در چند گروه ،مورد بحث و بررسي قرار داد. كشورهاي نسبتا مستقل خريدار نفت از ايران نظير هند، تركيه و كره جنوبي، كشورهاي هم پيمان فعلي با آمريكا نظير ژاپن و كشورهاي اتحاديه اروپا، كشور روسيه ( بشكل مستقل تحليل مي شود) و در نهايت بحث ساير كشورها.

رويكرد كشور تركيه كاهش تنش با ساير كشورها (خصوصا كشورهاي همسايه) بوده و به احتمال زياد سياست كج دار و مريز را تا انتها دنباله گيري خواهد كرد و روابط متقابل حتي با  وجود تشديد تحريم ادامه خواهد يافت. بنظر ميرسد كه كره جنوبي ، به راحتي وارد جانبداري هاي سياسي نخواهد شد و روابط نسبتا پايدار خود با جمهوري اسلامي ايران را  خصوصا در حوزه اقتصادي ادامه مي دهد. تجارب نشان مي دهند كه كشور هند بدليل نيازمندي به حمايتهاي مالي بلاعوض يا مدت دار آمريكا، شريك تجاري مطمئني در ميان و بلند مدت نخواهد بود(در كوتاه مدت روابط را حفظ مي كند). در خصوص كشور ژاپن بايد بيان داشت كه احتمالا اين كشور قصد ميدان داري با دست پر و همنوايي با كشور امريكا را دارد، لذا به احتمال بالا، رويكرد سردي و بيميلي در ارتباط اقتصادي و روابط ديپلماتيك را در پيش مي گيرد (شايد در خوش بينانه ترين حالت، روابط اقتصادي محدود با محوريت شركت هاي بين المللي ژاپني را بتوان تا حدي از اين امر مستثني كرد). تجارب در خصوص كشورهاي اتحاديه اروپا نشان مي دهد كه در صورت عدم پاسخگويي مناسب و معقول توسط جمهوري اسلامي ايران، نوعي قهر و كناره گيري همراه با سياست وارد كردن فشار غير مستقيم تا مستقيم، توسط اين كشورها دنباله گيري مي شود. در چنين شرايطي جمهوري اسلامي ايران مي تواند با كاهش و حتي قطع روابط رسمي و غير رسمي خود با چند كشور معلوم الحال، روابط خود با ساير كشورهاي عضو اتحاديه اروپا را تداوم دهد. روسيه با توجه به رويكرد تاريخي خود در سياست خارجه از راهبرد دوستي ـ رقابت (نان ـ آتش) پيروي ميكند و در واقع ضمن هم پيماني با جمهوري اسلامي ايران، ممكن است به منظور افزايش بيشتر منافع، روي ايران با طرف ثالثي، وارد معامله نيز شود (از ديدگاه نويسنده ، اين سياست تنها براي وضعيت حاضر نبوده و قابل تعميم به كل روابط ديپلماتيك كشور روسيه با ساير كشورها نيز است).اما در شرايط حاضر و بحث تشديد تحريم ها بايد بيان داشت كه ، كشور ايران براي روسيه تنها ارزش تجاري ـ اقتصادي نداشته و حتي قدرت گيري كشور ايران براي روسيه بهتر از حالت انفعال و تابعيت احتمالي از آمريكا است و اين واقعيت استراتژيك، فرصت معامله مضاعفي را براي كشور ايران با روسيه فراهم مي كند.

كشور چين نوعي قدرت منطقهاي و بين المللي مستقل و نيازمند رشد بالاي اقتصادي محسوب ميشود كه كمتر به جريانات بين المللي واكنش جهت دار و تابعيتي نشان داده و ميتوان روي تعاملات با اين كشور حساب بيشتري باز نمود.

ج) شرايط منطقه خاورميانه و ساير كشورها: خاورميانه (خصوصا كشورهاي عربي) با انواع ناآراميها و انقلاب روبرو بوده و فاقد ثبات لازم ميباشند. نوعي بيدار ملي ـ مذهبي و سياسي ـ مدني در غالب كشورهاي عربي در جريان است. برخي از كشورهاي بظاهر با ثبات نظير عربستان، داراي پتانسيلهاي بالاي انفجار از درون بدليل ضعف و خلا قدرت ايجاد شده از بيماري پادشاه فعلي ميباشد (تاكيد ميگردد كه مسلما كشور عربستان در آيندهاي نزديك شاهد رويداد انفجار از درون خواهد بود چرا كه تحليلهاي موجود نشان دهنده رسيدن به نقطه غير قابل بازگشت يا شكننده در بديلهاي قدرت و بحث جانشيني پس از پادشاه فعلي است). جهت تحليل شرايط كشورهاي خاور ميانه و ساير كشورها، توجه به شرايط كشورهاي افغانستان،پاكستان، عراق، لبنان، سوريه از يكطرف و كشورهاي حاشيه خليج فارس و كشورهاي دچار انقلاب عربي از طرف ديگر قابل توجه است كه در هر شرايطي، كارت برنده در دست جمهوري اسلامي ايران خواهد بود.

د) شرايط كشور ايران: شرايط كشور ايران را بايد از چند جنبه منابع و امكانات، رويدادها و شرايط داخلي، موقعيت و شرايط منطقهاي و شرايط بين المللي با توجه به متغير زمان (كوتاه، ميان و بلند مدت) مورد بحث و بررسي قرار داد. از نظر منابع و امكانات، شرايط كشور به گونهاي است كه حتي با تحريمهاي همه جانبه كشور در حوزههاي مختلف ، جمهوري اسلامي ايران مي تواند بين 3-1 سال با كمترين مشكل به فعاليت ادامه دارد و آسيبپذيري نخواهد داشت. برنامهها و رويكردهاي داخلي نظير برنامهريزي با رويكرد اسلامي ـ ايران، برنامه ششم توسعه، ايران افق 1404 ، قانون سياستهاي اصل 44، تغييرات آينده نزديك در حوزه مديريت مياني و عملياتي و ساير تغييرات مرتبط، فضاي رضايتمندي عمومي را ارتقا ميدهد، يكپارچگي نظام حكومتي و حاكميتي با شدت بيشتري دنباله گيري ميشود، پيوند ملموس تر نخبگان و مشاركت بيشتر آنها در قالب نوعي سامانه مديريت مشاركتي در حال اجرا شدن ميباشد و در كل انقلاب اسلامي گذار به دوره ثبات و تعمق را طي ميكند، در خصوص موقعيت منطقهاي و بين المللي شاهد در پيشگيري راهبردهاي اطلاعاتي ـ امنيتي فعال، حضور موثرتر با رويكردي يكپارچه و چند جانبه در سطوح منطقهاي و بين المللي، حضور قانوني ـ حقوقي در سطوح بين المللي، تعامل با ساير كشورها با توجه به سطح شايستگيهاي آنها نه به اجبار، توانمندي لازم براي جهت دهي به جريانات منطقهاي و بين المللي، توانمندي طرد عملكردها و رفتارهاي غير بشر دوستانه و ستيزه جو و استعماري صورت گرفته توسط برخي از كشورها و نظاير آنها ميباشيم.

4) تحريم متقابل نفتي آمريكا و كشورهاي پشتيبان، از طريق تنگه هرمز:

تحليل رفتارها و عملكرد آمريكا و كشورهاي پشتيبان در چند مدت اخير، نشان دهنده از حد گذري آنان با رويكردي به ظاهر قانوني و مشروعيت سازي ظاهري با ابزارهاي رسانهاي و لابگري با هدف خسته سازي تدريجي جمهوري اسلامي ايران جهت تامين منافع استعماري خود است. تشديد تحريمها، تحريم خطوط كشتيراني، تحريم بانك مركزي، ترور نخبگان علميـ اجرايي (با تاكيد بر حوزه انرژي اتمي)، بهانه تراشي و تلاش جهت درگير سازي كشور ايران در مناقشات هستهاي، سياه نمايي حوزه حقوق بشر در ايران، سياه نمايي وضعيت آزاديهاي مردمي، سياه نمايي وضعيت اقتصادي و ساير موارد، برخي از مهمترين ادله مداخله گري جهت دار و غير قابل تحمل ايالات متحده آمريكا در خصوص جمهوري اسلامي ايران است.

چنانچه واكنش مناسب به اين حركات در قالب دفاع مشروع بازدارنده و پيشگيرانه با پذيرش كليه هزينههاي احتمالي صورت نپذيرد، مسلما حركات ايضايي و غير منصفانه كشور آمريكا در خصوص جمهوري اسلامي ايران ادامه خواهد داشت. در واقع در صورت عدم موضع گيري شفاف و راسخ جمهوري اسلامي ايران در برابر آمريكا، دخالت هاي ايالات متحده در شرايط جمهوري اسلامي ايران، تا سر حد امور مبتذلي همانند سو استفاده از افكار عمومي مردم امريكا و تقويب محبوبيت هاي حزبي، در جريانات انتخاباتي ادامه خواهد يافت.

در چنين شرايطي ، بهترين راهكار مقابله اي جمهوري اسلامي ايران، بجاي انفعال و عقب نشيني، مداخله گري فعال در بازي از پيش طراحي شده و خاموش سازي جريان استعماري براي هميشه خواهد بود. مسلما چنين فعاليتي بدور از پيامد نبوده و از ابتدا ميبايست پيامدهاي احتمالي كار تحليل شده و مد نظر باشد. بر اين اساس ، سناريوهاي احتمالي تحريم متقابل را ميتوان در سه گام بشرح زير، تعريف و ارايه نمود:

* گام اول) رويكرد قانوني ـ حقوقي: در اين سناريو، جمهوري اسلامي با توجه به حق قانوني خود بر تنگه هرمز و عبور بيضرر شناورها از اين آبراهه و با توجه به مصوب سازي يكسري قوانين تامين كننده منافع ملي در مجلس ( مثلا قانون تداوم عضويت در اپك به شرط خريد متناسب نفت از كشورهاي عضو به نسبت سطح توليد توافق شده توسط ساير كشورها و يا هر قانون ديگري)، وارد ميدان ميشود. پيشنهاد ميشود كه در قوانين مورد بحث(حتي بشكل يكجانبه) بيان گردد كه پذيرش و تمكين به الزامات بين المللي خصوصا در تامين انرژي پايدار براي ساير كشورها (از نظر حجم و قيمت)، وابسته به تعهد متقابل ساير كشورها به تامين منافع جمهوري اسلامي ايران است(سبد اشتراكي) . با چنين مصوباتي امكان واكنش يكجانبه را كاهش داده و  در صورت عدم پذيرش اين قانون در سطوح بين المللي، عبور هر شناور نفتي از مسير شمالي تنگه هرمز، با مطالبه عوارض بسيار بالا همراه گردد(آب هاي سمت ايران). اين امر مسلما قيمت جهاني نفت خام را، تا يك سوم قيمت فعلي بالا ميبرد (قانون مطرح شده در حد نوعي پيشنهاد بوده و قوانيني از اين دست كه بشكل پختهتري طرح شده باشند را ميتوان در دستور كار مجلس قرار داد). ارايه و تصويب چنين قوانيني ميتواند قدرت چانه زني جمهوري اسلامي را نيز افزايش داده و حتي در سطوح بين المللي، مسكوت گذاشتن تصويب قانون توسط مجلس شوراي اسلامي را ميتوان مشروط به تامين منافع ملي جمهوري اسلامي ايران توسط ساير كشورها نمود.

* گام دوم) رويكرد دور زدن تحريم فعلي با تقويت چند جانبه گرايي منطقهاي: در اين سناريو، جمهوري اسلامي ضمن پياده سازي سناريوي اول، ارتباط خود با كشورهاي چين، روسيه، افعانستان، پاكستان، تركيه و عراق را بشدت تقويت مينمايد. عامل تقويت روابط نه بر اساس حراج منافع ملي بلكه بواسطه تامين امنيت منطقهاي و يا عامل توسعه تعاملات پايدار اقتصادي (مبتني بر بازي برد ـ برد) خواهد بود.

* گام سوم) در صورت اجبار، مقابله نظامي و بستن نظامي تنگه: كشور ايران ضمن اجراي همزمان دو سناريوي قبل در گام سوم،  مجبور به بستن عملي و واقعي تنگه هرمز به روشهاي مختلف ميشود. در اين حالت ، حتي احتمال مقابله نظامي نيز وجود دارد. به احتمال زياد، نوع مقابله نظامي ايالات متحده آمريكا و كشورهاي پشتيبان، از نوع درگيري در دريا، حمله به تاسيسات نفتي، حمله محدود به شهرهاي ساحلي با هدف ايجاد وحشت در شهروندان ايراني و فشار به دولت براي ختم جنگ، حمله محدود موشكي يا هوايي به پايتخت ،حمله چند جانبه به برخي تاسيسات استراتژيك جمهوري اسلامي ايران و حتي ورود غافلگير كننده رژيم اشغالگر قدس در اين بازي باشد. در صورت وقوع چنين سطحي از برخورد نظامي،جمهوري اسلامي ايران ميبايست بدون كمترين تامل و تعلل، اقدام به حملات چند جانبه نمايد. پاسخ متقابل و همه جانبه موشكي به شناورهاي حاضر در خليج فارس و درياي عمان، حمله موشكي  همه جانبه به پايگاههاي منطقهاي آمريكا( حتي در خاك كشور ثالت)، حمله هشدار داده شده به منافع اقتصادي آمريكا در منطقه و بيرون از منطقه، حمله همه جانبه و ويران كننده به هم پيمانان آمريكا در منطقه (خصوصا رژيم اشغالگر قدس) بشكل مستقيم يا غير مستقيم و از طريق هم پيمانان جمهوري اسلامي ايران و در نهايت در صورت حمله موردي يا همه جانبه آمريكا به سه موقعيت خاص (حمله به تاسيسات نفتي و صنايع راهبردي، حمله موردي به شهرهاي ساحلي و حمله موردي به پايتخت)، حمله مستقيم موشكي و غير مستقيم چريكي در خاك آمريكا ميبايست دنباله گيري شود.

اهميت حمله مستقيم و آغاز جنگ در خاك ايالات متحده آمريكا(تاكيد مي گردد ، در صورت حمله اوليه كشور امريكا به سه حوزه تشريح شده) آنقدر مهم است كه شايد بتوان يكي از علل شكست آلمان در جنگ جهاني دوم را بواسطه آن توجيه كرد. مصون ماندن خاك آمريكا از حملات مستقيم آلماني ها، از جمله عوامل موثر بر كم توجهي و ساده پنداري ايالات متحده امريكا به پيامدهاي حملات مستقيم نظامي به ساير كشورها است.

5) پيامدهاي احتمالي وقوع درگيري:

تصور غالب آمريكا از درگيري احتمالي پيش آمده ممكن است چيزي در حدود جنگ نفتكشها با رويكرد مداخله محدود نظامي و درگيري بشدت كوتاه مدت دو كشور جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريكا باشد اما داستان بشدت متفاوت از جنگ نفتكشها خواهد بود. برخي از دلايل اين امر عبارتنداز:

ـ قدرت جنگ سايبري و توان موشكي جمهوري اسلامي ايران (حتي صدها كيلومتر دورتر از نوار ساحلي و از درون خاك كشور از استان هايي نظير كرمان و اصفهان)، داراي برد فراملي و منطقه اي و بين المللي است. قابليت دفاعي و تهاجمي جمهوري اسلامي ايران در اين دو حوزه به ميزاني است كه توان مقابله ميان و بلند مدت با قدرتي همانند آمريكا را خواهد داشت.

ـ آغاز هر چند اندك و ابتدايي اين جنگ به سرعت به نوعي مناقشه بين المللي تبديل شده و آمريكا حتي در خاك خودش هم در امان نخواهد بود. در چنين شرايطي،مسلما بازنده اصلي كشور آمريكا است.

ـ تصور اشتغال احتمالي كشور ايران به صرف رويارويي با قواي نظامي و انتظامي، بدليل وجود هستههاي مقاومت سه گانه (سپاه در سطح هر شهرستان، بسيج و در نهايت نيروهاي مردمي با رويكرد بيگانه ستيزي تاريخي ايراني ها) تصوري كاملا اشتباه ميباشد.

ـ فعاليت نامناسب آمريكا در هر نوعي كه باشد، ممكن است بسترساز ورود جمهوري اسلامي ايران به گام سوم سناريوهاي تحريم متقابل نفتي و بستن مشروط و غير مشروط تنگه هرمز شود. از انجايي كه سناريوهاي سه گانه مطرح شده، سناريوهايي هم بند و متصل مي باشند، بستر ساز نوعي حركت به سمت نقطه غير قابل برگشت بوده و مسلما ايجاد كننده نوعي اراده ملي تامين منافع در نظام حاكميتي، حكومتي و شهروندي جمهوري اسلامي ايران خواهد بود. اين در حالي است كه در صورت شروع سناريوهاي سه گانه، مسلما بر شهروندان كشور فشارهاي اقتصادي‌‌ـ رفاهي چند وارد شده و كاهش اين فشارها نيازمند اقدامات دولت و جريان حاكميتي در امور زير است:

ـ واقع گرايي در برآورد منابع در سطوح چند گانه مطلوب، عادي، نامطلوب، بحراني و فوق بحراني .

ـ الزام به افزايش مشاركت نخبگان در جريان برنامهها و فعاليتها.

ـ اطلاع رساني مستمر و پايدار از اهداف دشمن و نيات وي به شهروندان.

ـ مراقبت و خاموش سازي جريان ضربه از درون.

ـ ..... .

از طرف ديگر ، رفتار شناسي مبتني بر نشانهها، سوابق عملكردي ـ رفتاري گذشته (تحليل روندها و رويدادها)، تحليل شرايط و بسترها و تحليل گفتمان غالب دولت مردان آمريكايي نشان ميدهد كه واكنش آمريكا در مقابله با طرح برنامه سه مرحله اي تحريم متقابل نفتي توسط جمهوري اسلامي ايران، احتمالا بصورت زير ميّباشد:

ـ افزايش تهديدهاي كلامي، افزايش تحريمهاي موردي، توسعه رويههاي تخريبي، وارد كردن ضربه هاي برانگيزاننده هيجانات جمهوري اسلامي و راست آزمايي و سنجش اراده هاي تصميم گيران در خصوص برنامه هاي مربوط به بستن تنگه هرمز.

ـ تلاش جهت دامن زدن به نارضايتيهاي عمومي در ايران، تلاش جهت شكار و ترور تصميمگيران كليدي، تلاش جهت نفوذ در شبكههاي مديريتي و تصميمسازي سياسي با هدف كاهش اراده هاي مقابله به مثل مديريتي.

ـ تقويت توجيهات مقابله با كشور ايران براي هم پيمانان خود در رويكرد چند جانبه گرايي.

ـ بيتفاوتنشان دادن خود در برابر اقدامات جمهوري اسلامي ايران و مشمول كردن بحث به زمان( جهت شفافتر شدن موضع رفتاري جمهوري اسلامي يا پيدا كردن راههاي فرار در نقشه راه ترسيم شده).

ـ ...... .

در اين بين ، برخي از كشورها نظير روسيه بشدت اقدام به رصد كردن رويدادها نموده تا قادر به اجراي مناسبتر راهبرد رفاقت ـ رقابت باشند(در موقعيت حاضر با توجه به تهديد منابع ژئوپلتيك روسيه، نوع سياست در پيش گرفته شده رفاقت-حمايت خواهد بود)، كشور چين و تركيه ايران را به آرامش دعوت ميكنند، هم پيمانان آمريكا ايران را به عدم خريد نفت و تشديد تحريمها تهديد ميكنند، فشارهاي وارده بر برخي از هم پيمانان ايران در مدت زمان تحريم، در پيشگيري سياست سكوت و مشمول زمان كردن بحث  خواهد بود و غيره. حتي ممكن است آمريكا از مواضع ظاهري خود عقب نشيني كرده و دست دوستي يكجانبه به سمت ايران دراز كند و بعيد نباشد به بهانه هايي چند، امتيازاتي را نيز به جمهوري اسلامي ايران ارايه دهد.

6) موقعيت بدر و خيبر:

پيرو فرمايش مقام معظم رهبري، شرايط مي تواند آبستن اولين درگيري همه جانبه بين كفر و دين ( در قالب جنگ بدر) باشد و همچنين كندن درب خيبر تنها وابسته به يك حركت حساب شده و يكپارچه ملي و مهياسازي نوعي اراده عمل براي تحقق آن است. اما اين مرحله، اول كار و جريانات احتمالي مي باشد. جريان بوجود آمده بدليل بر هم زدن نظم منطقهاي و بين المللي، جرياني تداومي محسوب شده و جرياني است كه بشدت مي بايست مراقب عقبه آن بود. تا دشمن از نقطه ضعف ايجاد شده قصد ضربه زدن مجدد را نكند.

در يك جمع يندي كلي،بر اساس تحليل هاي ارايه شده، بنظر مي رسد كه ايالات متحده به هيچ وجه وارد چنين جرياني با حد بالاي ريسك و عدم اطمينان نشده و با توجه به طرح و پيگيري بحث تحريم متقابل نفتي توسط جمهوري اسلامي ايران ( تحريم آمريكا و كليه پشتيبانان اين كشور در سطوح جهاني)،بحث تحريم هاي فعلي نيز نه تنها تشديد نشده بلكه كاهش تدريجي پيدا مي كنند.اين امر در صورتي تحقق مي پذيرد كه ضربه اول و سطح يك تحريم آمريكا و هم پيمانان وي در قالب ابعاد حقوقي و قانوني به فوريت دنباله گيري شود.

 
 
     
 

پذیرش آگهی تبلیغاتی در سایت ( کلیک کنید)

:Freedom Message
Imam Khamenei : The essence of the Islamic awakening in the countries of the region is an anti-Zionism and anti-US movement. The Islamic awakening of the regional nations is a movement on the path of the prophets; and through vigilance, Muslim nations and Iran's great nation will not allow the Americans and the Zionists to derail or hijack this magnificent movement by causing rift and other plots. The great Islamic awakening in Egypt, Tunisia and other countries shows that the cruel and humiliating balance that the expansionist Westerners and puppet rulers had forced on the regional nations during the past 150 years has been upset and a new chapter has begun in the history of the region. any nation which rises against the US international dictatorship and domestic dictators” will be supported by Iran. the US was trying to cause troubles for Damascus by simulating in Syria the events which took place in Egypt, Tunisia, Yemen and Libya. But the nature of developments in Syria is different from events in other regional countries @like this

 

http://www.up.mersad.org/uploads/13084982701.gif

http://www.up.mersad.org/uploads/13099738011.jpg

سایت های برتر

خبرنامه

نام:

ایمیل:

لوگو سایت

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20
كد لوگوي ما

تماس مستقیم با مدیر

سایت مرصاد بر روی:

تبليغات ويژه

http://www.leader-khamenei.com/images/banners/leader-khamenei-logo.gif

http://bachehayeghalam.ir/wp-content/themes/bachehayeqalam/images/logo.jpg

 
 
کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه اینترنتی مرصاد می باشد.
نقل با ذکر منبع مجاز است