|
مطالب -
سیاسی
|
|
نوشته شده توسط mosafer
|
|
سه شنبه, 14 اردیبهشت 1389 ساعت 08:06 |
|

اظهارات 28 سال پیش میرحسین موسوی درباره كودتای آمریكایی قطب زاده علیه حضرت امام و نقش خیانت آمیز سیدكاظم شریعتمداری در آن ماجرا، حاوی نكاتی عبرت آموز است كه از جمله می توان عملكرد یك سال اخیر خود موسوی و اطرافیانش (از جمله برخی روحانی نماها) را با همان اظهارات سنجید و دلایل ناكامی او را جست وجو كرد.
اكبر اعلمی عضو فراكسیون اصلاحات در مجلس ششم مصاحبه موسوی در زمان نخست وزیری (5 اردیبهشت 1361) را در سایت خود منتشر كرد. میرحسین موسوی در پاسخ به این سأال كه «نظر شما در مورد توطئه ای كه توسط بیگانگان و به دست قطب زاده طرح ریزی شده بود، چیست؟» می گوید: «برنامه قطب زاده و همدستان توطئه گرش بسیار برنامه كودكانه ای بود. اگر از جنبه های ساده لوحانه این طرح خائنانه بگذریم، آن چه برای من تعجب آور است این است كه چگونه قطب زاده اطمینان داشت كه در صورت موفقیت در اجرای اهداف پست خود می تواند بر مردم حاكم شود. ملت ما چهره امثال او را شناخته و جریانات وابسته به اغیار غیراسلامی را به خوبی شناخته است... ملت ما در این جریان با چند روحانی نمای منحرف روبرو می باشد نه با نهاد روحانیت. نهاد روحانیت نمی تواند در راستای سیاست های آمریكا حركت كند و امیدی برای افراد شنا خته شده و جریانات ورشكسته چه قبل و چه بعد از انقلاب باشد، اما سیدكاظم شریعتمداری و امثالهم می توانند. من نوار صحبت های این فرد را شنیدم و برای مردمی كه روزی مقلد ایشان بودند ناراحت شدم. چرا كه من صدها نفر از اطرافیان خود را می شناختم كه با عشق و علاقه از ایشان تقلید می كردند. چون او را مرجع می پنداشتند. انسان به مرجع خود علاقه قلبی هم پیدا می كند. خاطرم هست بعد از فوت آیت الله بروجردی به هر خانه همشهری ها كه می رفتم، یك طرف عكس این شخص و طرف دیگر عكس امام بود. ولی وقتی كسی در هر مقامی به اعتماد و احساس مذهبی مردم پاسخ درست نمی دهد، جای آن محبت را بی توجهی تنها نمی گیرد، بلكه نفرت سر برمی آورد. مردم تحمل نمی كنند اسلام و عقاید آن ها به شوخی گرفته شود. آنها دوست ندارند كه اسلام پناهی، نردبام ترقی كسی قرار گیرد.»
کیهان نوشت:موسوی در آن مصاحبه - برخلاف منطق همسرش كه ادعا كرد موسوی فرزند آذربایجان و داماد لرها بود و باید در این مناطق رأی اول را می آورد- گفته است: «]آمریكا و ایادی آن[ تصور می نمایند كه هنوز می توان با تكیه بر انگیزه های شرك آلود ناسیونالیستی و ملی گرایی در كشور بحرانی را به وجود آورد، ولی ملت مسلمان ما از جمله برادران و خواهران آذربایجانی ما اگر از یك مرجع تقلید می كنند، بدین خاطر نیست كه همشهری آن هاست... به هر حال هركس از ماجرای شریعتمداری خاطراتی دارد... در آرشیو محرمانه وزارت امور خارجه هنگامی كه در آن جا انجام وظیفه می نمودم اسناد زیادی درباره ایشان دیدم كه می توانم گواهی دهم. از جمله آن ها، درست در بحبوحه انقلاب و اوج گیری حركت اسلامی مردم، نماینده ای از طرف شاه مراكش با پادویی سفیر ایران در عراق، برای ملاقات ایشان می آید. خوب كسی كه این سند را می بیند اگر چیز دیگری هم نباشد این سؤال مطرح می شود كه نماینده مخصوص شاه حسن با یك مرجع شیعه چه كاری می تواند داشته باشد؟»
|