|
پیرامون درگذشت استاد محمد نوری
وقار آواز از دست رفت

در روح و جان مــــن ، مــی مانی ای وطن
بــه زیــر پا فــتد آن دلـی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننـــشیند در ســخـن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیـرزد
استاد محمد نوری پس از سالها تحمل رنج بیماری دار فانی را وداع گفت. خبری که هنوز چند دقیقه از بامداد نگذشته به گوش اهل رسانه رسید، خبری ناگوار که جای دریغ و تاسف دارد، دریغ از رفتن مردی متین، هنرمندی شایسته و مورد تقدیر و صدایی با وقار... شخصیت، سنگینی و متانتی خاص در صدای این استاد آواز کشورمان موج می زد. وقتی نازنین مریم را می خواند، عشق را نمی توانستی سبک بشماری و وقتی از دلاویزترین می گفت، دوست داشتن را می آموختی و هنگامی که از ایران میخواند حماسه و غیرت و دلیری در تو موج میزد...
محمد نوری به سال 1308 خورشیدی در تهران متولد شد و پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه از دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل گشت و چند كتاب را ترجمه نموده كه از جمله رمان درخت شیطان نوشته ایرزی كازنیسكی است.
زنده یاد نوری آواز را نزد ثمین باغچه بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمهایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر میدانست. استاد نوری آواز ایرانی را نیز مدتی نزد "اسماعیل مهرتاش" در جامعه باربد آموخته بود.
محمد نوری در سالهای دهه بیست - سنین نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمههای روز مغربزمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شدهبود، کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سالهای بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانهای به گونهٓ آوازیِ خویش دهد.
صدای ماندگار نوری پنج دهه شنیده شد. یعنی ۵۰ سال و تقریبا ۵ نسل با صدای او آشنا بودند، آبا ماندگاری هنری بیش از این؟ که البته او سال ۱۳۸۵ و در آستانه ۷۸ سالگی یکی از چهره های ماندگار موسیقی کشورمان نیز شده بود.
محمد نوری هیچگاه به ورطه ابتذال نیافتاد که در شآن اش نبود. هر گاه رنگ و بوی ابتذال هنری را دید پای خود را پس کشید، هرچند که ملامت شد. او سالها پیش به همراه زنده یاد بنان - سال ۴۸- به خاطر اعتراض به وضعیت موسیقی از رادیو کناره گرفت...
شاید به جرات بتوان گفت که کمتر کسی در ایران هست که صدای نوری را نشنیده باشد از کودک و پیر و جوان صدای نوری را شنیده اند. صدایی پرطنین، مردانه و با احساس نوری با تکنیک خاصی میخواند؛ تکنیکی که به مرور و طی سالها ممارست خود بدان دست یافته بود.
او هنرمندی بسیار فعال و پر کار و در عین کهولت سن همیشه مشغول مطالعه تحقیق و آموزش و حتی اجرای موسیقی بود. شاگردان زیادی را پرورش داد و به جامعه هنری مان معرفی کرد در امر اجرا و برگزاری کنسرت نیز هیچگاه کوتاهی نکرد و تا آن جا که نفس داشت با شوق و علاقه برای مردمش خواند که نمونه بارز اش آخرین کنسرت او و آلبوم تصویری آن است. پیرمرد نغه سرا با آن کهولت سن آنچنان می خواند که جوانان را به تعجب وا میداشت.
نمی توان درباره نوری نوشت و صدای باوقارش را در ذهن مرور نکرد سطر به سطر مینویسم ولی در گوش نوایی پیجیده است نوایی که آکنده از تاسف تاثر و البته غرور و حماسه است. مروی بکینم ...
در روح و جان مــــن ، مــی مانی ای وطن
بــه زیــر پا فــتد آن دلـی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننـــشیند در ســخـن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیـرزد
ای ایران ایران ، دور از دامـــان پــاکت دســــت دگـــران ، بـــد گـــهـــــران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل و جان
ای ایـــران ایران ، گـلزار ســـبــــزت دور از تـــاراج خــزان ، جـــــور زمــــان
ای مهر رخشان ، ای روشـــنـــگر دنــــیای مــــن به جــــهان ، تو بـــمان
سبــزی صــد چـــمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، بــه پرچــمت نــشســته
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن ، بمان که تا ابد هستی ام ، به هستی تو بسته
درود خدا بر مردان و دلاور هنرمندانی که اینچنین برای مردم سرزمین و مملکت آبایی و اجدادیشان سرافرازانه و غیورانه خواندند... روحش شاد یادش گرامی
|