|
باز آی ساقیا که هواخواه خدمتم/ مشتاق بندگی و دعای گوی دولتم
زآنجا که فیض جام سعادت فروغ تست / بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم
هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت/ تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم
عیبم مکن به رندی و بد نامی ای حکیم/ کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار/ این موهبت رسید زمیراث فطرتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش/ در عشق دیدن تو هواخواه غربتم
دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف / ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم
دورم بصورت از در دولت سرای تو/ لیکن بجان و دل ز مقیمان حضرتم
حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان
در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم

شاهد این شعر هم زیباست
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم/لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست/ دیرگاهست کزین جام هلالی مستم
از ثبات خودم این نکته خوش آمد که بجور/ در سر کوی تو از پای طلب ننشستم
برای تعجیل در ظهور منجی عالمیان مهدی فاطمه(س) صلوات

برای تعجیل در ظهور منجی عالمیان مهدی فاطمه(س) صلوات
|