|
مطالب -
شعر
|
|
نوشته شده توسط مهدی حسینی
|
|
پنجشنبه, 05 اسفند 1389 ساعت 20:10 |
|
تمام راه ظهور تو با گناه بستم دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم
كسي به فكر شما نيست راست مي گويم دعا براي تو بازيست راست مي گويم
اگرچه شهر براي شما چراغان است براي كشتن تو نيزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور مي ترسم دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم
من از سياهي شب هاي تار مي گويم من از خزان شدن اين بهار مي گويم
درون سينه ما عشق يخ زده آقا تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست
(سیدامیرحسین میرحسینی)

كشتی نساز اى نوح، طوفان نخواهد آمد بر شوره زار دلها ، باران نخواهد آمد
شاید به شعر تلخـم خـرده بـگیری اما جایی كه سفره خالیست، ایمان نخواهد آمد
|